این اتفاق البته برای همه سبزها قابل پیشبینی و باورپذیر بود و پس از جنایات غیراستاندارد (!) صورت گرفته در پنجاه روز اخیر، برگزاری چنین مراسم تنفیذ غیراستانداردی (!) هم البته انتظار میرفت؛ مراسمی که در آن برجستهترین مقامات و سران کشور از جمله هاشمی، خاتمی و حسن خمینی حضور نداشتند.
اما آنچه برای بسیاری قابل درک و پذیرش نبود، دیدن چهرههای شناخته شده هنری، تلویزیونی، ورزشی و برخی از شخصیتهای سیاسی منتسب به جریان اقلیت مجلس در کنار چهرههای معلومالحالی چون جنتی، مشایی، کردان و سایرین بود. این افراد با حضورشان، مهر ننگین تایید کودتای سرخ و خونین بیست و دوم خرداد را نه فقط برای عمر کوتاه این دولت تقلبی، که برای همیشه بر پیشانی خود نیز ثبت کردند.
هنوز چند ساعتی بیشتر از برگزاری این مراسم فرمایشی نگذشته بود که جمعی از کاربران اینترنتی با حک کردن عنوان «حامی کودتا» بر روی عکس کسانی چون محمد صالح علا، محمدرضا شریفینیا، جهانگیر الماسی، داریوش فرضیایی (عمو پورنگ)، حسین رضازاده، احمد نجفی، اقبال واحدی ( مجری تلویزیون) و سایر چهرههای شناخته شده حاضر در این مراسم، انزجار خود را از عملکرد ضدملی این افراد اعلام کردند. این امر، نشان از کشت بذر تنفر و کینه در دل مردم از کسانی دارد که اگرچه دستی در سیاست نداشتهاند، اما در نگاه ملت، عافیتجویانه و در پی کسب منافع شخصی، حاضر شدند از چشم ملتی بیفتند تا در چشم عدهی قلیل حاضر در قدرت، در نظر آیند!
آنچه قصد گفتنش را داریم، سخنی است کوتاه با هر یک از کسانی که تا قبل از امروز، ملت آنها را جزئی از جریان خودجوش و مردمی سبز خود فرض میکرد اما از امروز، هر کجا که ببینندشان، با خشم نگاه از آنان برخواهند گرفت. آنچه میخوانید، درددلها و صدای مردم است که به «موج سبز آزادی» رسیده است. اما به عنوان صدایی برخاسته از همین ملت، بر این باوریم که حاضران در مراسم امروز، هنوز برای جبران اشتباهشان دو روز فرصت دارند؛ فرصت دارند که از ملت ایران بابت حضورشان در مراسم تنفیذ دولت کودتا - که در واقع تاییدی بود بر خونریزیها و شکنجهها و اعترافگیریهای اخیر - عذرخواهی کنند و به آغوش ملت بازگردند.
اولین حرف و اتمام حجت ما با آقایان محمدرضا تابش (رئیس فراکسیون)، مصطفی کواکبیان (دبیرکل حزب مردمسالاری) و محمدرضا خباز (عضو حزب اعتماد ملی) است که ناباورانه با حضور خود، به مراسم تنفیذ غیرقانونی دولت کودتا یاری رساندند. سه نمایندهای که تاکنون موضعگیریهای شجاعانهای در نقد دولت نهم و حمایت از اصلاحات داشتهاند و چه حیف است که یکباره هویت سیاسی و منزلت اجتماعی خود را به باد دهند و به سمت کودتاچیان بغلطند.
آقایان! نمایندگان محترم مردم! اگرچه هیچ توجیهی برای حضورتان در مراسم امروز نیافتیم، اما هنوز دو روز برای دامن برگرفتن از این ننگ فرصت دارید و میتوانید با بلند کردن صدای اعتراض مردم در مجلس روز چهارشنبه و یا - اگر نمیتوانید - لااقل عدم حضور در مراسم تحلیف، این اشتباه را جبران کنید و به آغوش ملت بازگردید. بیشک حضور منفعل و خنثی و سکوت شما در برابر کودتایی که علیه ملت صورت گرفته است، شما را نیز به ورطه نفرت ملت خواهد کشاند و دیگر صدایی که از حلقوم شما شنیده میشود، صدای ملت نخواهد بود؛ بلکه همنوایی شماست با صاحبان قدرتی که دستشان به خون مردم آلوده شده است و یا در بهترین حالت دعوایی سر لحاف ملا. پس درنگ نکنید و وفاداری خودتان را به مردمی که به شما اعتماد کرده اند و شمایان را حافظ رای خود انگاشتهاند، اثبات کنید.
سخن بعدی، با گروه به اصطلاح عقلای جناح اصولگرای کشور است. آنها وقت ادعا، احمدینژاد را از شش جهت با چنان زبانی نقد میکنند که دل همه مردم خنک میشود و گویی همین فرداست که طرح عدم کفایتش را بدهند. اما وقت عمل که میرسد، با تغییر یک معاون وزیر یا مدیرکل راضی میشوند؛ تا دفعه بعدی که دعوا سر کدام پشت پیش بیاید. آقای توکلی که از شخصیت دیکتاتور رئیس دولت کودتا گفتهای، آقای باهنر که این روزها هرجا مینشینی عدم تعادل احمدینژاد را مطرح میکنی، آقای پورمحمدی که میدانی این آدم کوتوله اگر دستش برسد با هر بزرگ و کوچکی همان برخوردی را میند که با تو کرد، آقای قالیباف که وقتی زبان میگشایی همهچیز این جماعت اشغالگر دولت را میدانی و میگویی، آقای مصباحی مقدم که دو سال پیش در جلسهای از نفهمی احمدینژاد گفتی، آقای کاظم جلالی که هر وقت با خبرنگاران پارلمانی تنها مینشینی از اکس زدن احمدینژاد و دوستانش میگویی، آقای رحمتی وزیر سابق راه که اولین جلسه دولت نهم به تحقیر تو درباره جاده جمکران اختصاص داشت، آقای فرهاد رهبر که تحقیرآمیزتر از تو با کسی برخورد نشد، آقای دکتر جاسبی اگر اینها دستشان میرسید اعدامت میکردند، آقای محسن رضایی که گفتی دولت دهم با احمدینژاد به سمت پرتگاه میرود ... آقایان، یادتان رفته؟ هیچ حواستان هست کشور دارد به کدام سمت میرود و شما هم هلش میدهید؟
سومین روی سخن ما نیز با هنرمندان و ورزشکاران است: آقایان صالح علا، شریفینیا، پورنگ، نجفی، مظفری، صمصامی، واحدی، رضازاده و سایر دوستان هنرمند و ورزشکار! و آقای قطبی سرمربی تیم «ملی» ایران!
مردم تا به امروز به شما به عنوان هنرمندان و ورزشکاران دوستداشتنی و توانا و محبوب و به دور از جنجالهای سیاسی احترام میگذاشتند. اما از امروز ورق برگشت! حال دیگر با دیدن چهرههای شما، مردم یاد ندا، سهراب، کیانوش، بهزاد، محسن و صدها شهید دیگر جنبش سبز میافتند که با گلوله و زیر شکنجه جان دادند. آیا حضور شما به معنای تایید این جنایات بود؟ اگر خودتان اینطور فکر نمیکنید و چنین تفسیری را نمیپذیرید، بهتر است بدانید که ملتی به شما از این پس به چشم مؤیدان این جنایات مینگرد.
اگرچه تا دیروز با سکوتتان در جبهه مردم انگاشته میشدید، اما از امروز در نگاه ملت ایران میان شما و آنان که به روی مردم گلوله گشودند، فرقی نخواهد بود؛ زیرا حضور شما به تنفیذ حکم یک متقلب دروغگو کمک کرد و نمایش آنها را پررونق کرد.
اما هنوز فرصت باقی است! برای مردم بنویسید، حرف بزنید و بگویید که اشتباه کردید و حضورتان در آن مراسم از سر اجباری برنتافتنی یا اشتباهی بزرگ بود، نه از سر ارادتورزی و تزویر و چاپلوسی. برای مردم بگویید که پشیمانید! اگر رایتان با رای سبزها یکی نیست، قبول! همه در ابراز عقیده و انتخاب نامزد انتخاباتی آزادند! اما برای حضورتان در مراسم امروز باید دلیل موجهی داشته باشید تا همچنان محبوب قلبهای مردم ایران باقی بمانید؛ که اگر غیر از این باشد، سلام شما برای همیشه از سوی مردم ایران بیپاسخ خواهد ماند. حال این گوی و این میدان! برای تبدیل خشم ملت به رافت و مهر، تنها دو روز فرصت دارید! پس وقت را غنیمت بشمرید و به آغوش مردمتان برگردید.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)