آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

9:59 عصر جمعه، 6 آذر 1388

در راستای اسلامی کردن مدارس اتفاق می‌افتد:

واگذاری مدیریت مدارس به حوزه علمیه

ما ستادی به نام «ستاد همکاری‏های حوزه‏ و آموزش و پرورش» داریم. این ستاد در سال ۸۵، با امضای موافقت‏نامه‏ای میان وزیر وقت آموزش و پرورش و مدیر حوزه‏ی علمیه‏ی قم، تشکیل شده است. هدف از تشکیل این ستاد این است که میان حوزه و آموزش و پرورش، به عنوان دو نهاد تربیتی و فرهنگی، همکاری‏های بیشتری صورت بگیرد. چهارچوب همکاری‏های این دو نهاد در یک منشور علی ذوالعلم، دبیر «ستاد همکاری‏های حوزه‏های علمیه و آموزش و پرورش»، از آغاز واگذاری مدیریت مدارس ایران به حوزه‏های علمیه خبر داده است. آنچه از پی می‌آید گفت‏وگوی خبرنگار زمانه است با شیرزاد عبدالهی، کارشناس مسائل آموزشی در تهران که در مورد جزئیات این طرح و تأثیر آن بر محیط آموزشی مدارس در ایران، توضیح داده است:



منظورتان تأسیس مدارس جدید وابسته به حوزه است، نه واگذاری مدارس قبلی به حوزه. همین‏طور است؟

کیفیت مسأله به طور کلی، در این منشور توضیح داده نشده است. فقط گفته شده که آموزش و پرورش و حوزه در تأسیس یک سری مدارس پیش‏حوزوی همکاری کنند. اصطلاح دقیقی که در آن به کار برده شده، «مدارس پیش‏حوزوی» است.

مدارس پیش حوزوی، نهادی مانند مدارس پیش‏دانشگاهی را در ذهن تداعی می‏کند که در آن‏ها دانش‏آموزانی که دیپلم می‏گیرند، پس از کلاس سوم متوسطه، یک سال دوره‏ی پیش‏دانشگاهی را می‏گذرانند و بعد از آن می‏توانند در کنکور دانشگاه شرکت کنند.

اما در توضیح خبرگزاری ایلنا ازاین تفاهم‏نامه، آمده است که مدیریت مدارس موجود به حوزه‏ها سپرده می‏شود و در این روند ۴۲۰۰ واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان، به مدت پنج سال به مراکز حوزوی واگذار خواهند شد.

بله، مطلب دیگر این است که آموزش و پرورش یک معاونت مشارکت‏های مردمی دارد که جدیداً تبدیل به سازمان مشارکت‏ها شده است. هدف از تشکیل این سازمان، توسعه‏ی مدارس غیردولتی است. یعنی که مجوز تأسیس مدارس جدید به افراد حقیقی و نهادهای حقوقی داده شود. هدف اصلی هم سبک‏تر کردن بار مالی آموزش و پرورش و تحقق مشارکت بخش خصوصی در این نهاد است.

با این مقدمات، آموزش و پرورش می‏تواند مجوز تأسیس مدارس جدیدی به حوزه‏ بدهد که شرط تحقق آن، این است که حوزه هزینه کند، ساختمانی را اجاره کند، از دانش‏آموزان شهریه دریافت کند و در واقع، نهادی مانند مدارس غیرانتفاعی در کنار حوزه تأسیس شود. چنین امری از نظر مقررات اشکالی ندارد.

منتهی همان‏طور که گفتید و در خبر نیز آمده است، صحبت از این هست که مدارس موجود دولتی به حوزه واگذار شود. به این شکل که بودجه‏ی اداره‏ی مدرسه و کادر آن را آموزش و پرورش تامین کند، اما مدیریت مدرسه به حوزه واگذار شود.

در تفاهم‏نامه آمده است که حتی تأمین فضای آموزشی نیز بر عهده‏ی وزارت آموزش و پرورش خواهد بود.

بله، تأمین فضا، تأمین کادر و محتوای درسی بر عهده‏ی آموزش و پرورش است. اما مدیریت به حوزه واگذار می‏شود.

البته ما حدود ۲۵۰ حوزه‏ی علمیه در سراسر کشور داریم و هرکدام از این حوزه‏ها می‏توانند یک یا چند مدرسه را، هم در بخش خواهران، هم در بخش برادران و هم‏چنین در مقاطع مختلف تحصیلی، از دبستان تا دبیرستان، تحت پوشش خود قرار بدهند.

تأکید این‏ها بیشتر بر تربیت دینی دانش‏آموزان و تأمین داوطلبان لازم برای ورود به حوزه است که بعد از پایان تحصیلاتشان در این مدارس، به حوزه بروند.

در توجیه این مطلب نیز گفته‏ شده که دانش‏‏آموزان برتر مدارس، اصولاً با حوزه به عنوان کاری که در آینده بتوانند انجام بدهند، آشنایی ندارند و در این مدارس دانش‏آموزانی تربیت خواهند شد که بعداً وارد حوزه‏ها شوند، در حوزه‏ها تحصیل کنند و تبدیل به روحانی شوند.

ورود به حوزه که برای همه‏ی دانش‏آموزان این‏‏ گونه مدارس اجباری نخواهد بود؟

خیر، اشکالی نیست. این سؤال هم مطرح شده که آیا هدف این است که اجباراً همه‏ی این دانش‏آموزان وارد حوزه شوند؟ پاسخ داده‏اند که خیر، هدف این نیست. سوال دیگر این بوده که آیا تحصیل در این مدارس برای دانش‏آموزان اجباری است؟ که پاسخ آن هم منفی بوده است.

گویا در حال حاضر چند مدرسه در تهران و قم تحت این مدیریت جدید اداره می‏شوند. اما کم و کیف این مدارس وابسته، چگونگی اداره‏ی آن‏ها و این که اسامی آن‏ها اعلام شود که بشود اطلاعات دقیق‏تری به دست آورد، در این مطلب نیامده است.

همان‏طور که گفتید، این طرح از سال ۸۵ تهیه شده است. چرا اکنون، به این شکل فشرده و با سرعت در حال اجرا است؟

اجرای طرح نیاز به یک سری مقدمات قانونی داشته که در «شورای عالی آموزش و پرورش» نیز باید تصویب می‏شده است. هرچند که هنوز هم به تصویب این شورا نرسیده است.

آقای نوید ادهم، دبیر شورای عالی آموزش و پرورش در جلسه‏ای که با آقای ذوالعلم داشته‏ است، تأکید کرده که حوزه‏ دوره‏هایی برای ورودی‏های آموزش و پرورش، یعنی کسانی که به عنوان معلم و مربی وارد آموزش و پرورش می‏شوند، برگزار کند و به این ترتیب به آموزش و پرورش کمک کند.

طرح به این صورت است که این مدارس به همین شکل وجود دارند، منتهی مدیریت‏شان به حوزه سپرده می‏شود. آن هم با این هدف که مسایل تربیتی در این مدارس غنی‏سازی شود و تربیت دینی مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.

زمانی که تصویب چنین طرحی اعلام شد، برخی کارشناسان این انتفاد را داشتند، که تجربه‏ای است مانند همکاری حوزه و دانشگاه؛ با تأکید بر همین تغییر محتوای آموزشی مدارس.

آموزش و پرورش ما در هر حال نهادی دینی هست. یعنی اهداف آموزش و پرورش تربیت دینی دانش‏آموزان است و از این نظر تناقضی با آن‏چه حوزه می‏گوید، وجود ندارد.

یعنی محتوای دروس تغییر نخواهد کرد؟

محتوای دروس ممکن است از نظر دینی غلیظ‏تر شود و ممکن است تأکید بیشتری بر مسائل دینی بشود، ولی صحبت من این است که اگر حوزه طرحی برای این مسأله دارد و روش‏های جدید تربیتی‏ای مورد نظرش است که با اجرای آن‏ها تربیت دینی دانش‏آموزان تقویت شود، می‏تواند آن را به آموزش و پرورش ارائه بدهد.

خود آقای ذوالعلم تا دو ماه پیش مدیر کل تألیف کتاب‏های درسی آموزش و پرورش بوده است. الان هم سیستم اداره‏ی آموزش و پرورش طوری نیست که از حوزه جدا باشد. در تمام سال‏های گذشته، نظرات روحانیون و علمای حوزه، در آموزش و پرورش به خصوص در بخش تألیف کتاب‏های درسی و در حوزه‏ی پرورشی مورد توجه قرار گرفته است.

اگر واقعا هدف‏شان، همان‏طور که اعلام کرده‏اند، توجه بیشتر به مسائل پرورشی بوده است، می‏توانند طرح‏شان را به آموزش و پرورش ارائه بدهند. آموزش و پرورش حتماً از این طرح استقبال می‏کند و قطعاً برای تقویت تربیت دینی دانش‏آموزان از آن استفاده خواهد کرد.

اما این که حتماً روحانیت در مدرسه حضور فیزیکی داشته باشد و این که حتماً مدیریت با حوزه باشد، مقداری سؤال‏‌برانگیز است که ممکن است اهداف دیگری داشته باشند.

نکته‏ی دیگر این است که این ستاد برای همکاری میان دو نهاد مستقل، یعنی نهاد حوزه و نهاد آموزش و پرورش تشکیل شده است. اگر بنا باشد در تعاملی که میان این دو نهاد وجود دارد، استقلال یکی از این دو، مثلاً استقلال آموزش و پرورش زیر سؤال برود و آموزش و پرورش به زیرمجموعه‏ای از حوزه تبدیل شود، دیگر مسأله از همکاری فراتر رفته است.

در حالی که در همان موافقت‏نامه آمده است که این همکاری باید در چهارچوب قانون باشد و بر حفظ استقلال آموزش و پرورش تاکید شده است. ولی این که از مربی پرورشی خلع ید شود یا این که از مدیر مدرسه خلع ید شود و افراد جدیدی بیایند عهده‏دار کار آن‏ها بشوند، صورت جالبی ندارد و مطمئناً با واکنش منفی معلم‏ها روبرو خواهد شد.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه