آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

9:32 عصر سه‌شنبه، 3 آذر 1388

یادداشت وارده

پدران و فرزندان؛ برای محمد نوری‌زاد

"سال‌ها پیش در یک بعد‌از‌ظهر تابستان، دست روزگار مرا با مردی خوش‌رو و سرشار از انرژی مثبت آشنا کرد. او را برای اولین بار می‌دیدم. در فضایی که برای نخستین‌بار به آن قدم نهاده بودم. در آن فضا کمتر کسی نوجوانی چون من، که تازه به دنیای هنر قدم نهاده بود را تحویل می‌گرفت.اما او بر خلاف دیگران، امواج پر انرژی بی‌بدیلی به سوی من فرستاد، که همچون صدای گرم و پخته‌اش هرگز از ذهنم خارج نمی‌شود."


تا آن لحظه او را نمی‌شناختم، اما دقایقی پس از آن دوستانم به من گفتند کسی که تو را اینقدر تحویل گرفت از هنرمندان ایران و چهره‌های موثر در سینما، مطبوعات و تلویزیون است. اما یک روز بعد تضادی عمیق در احساساتم نسبت به او شکل گرفت. کشورم ایران در اوج دوران اصلاحات قرار داشت و همه جا رایحه خوش آزادی به مشام می‌رسید و سحر نزدیک و نزدیکتر می‌نمود. آن‌روز او بر تریبونی قرار گرفت که بار دیگر از آن انرژی بر جمع می‌تابید، اما به ناگاه دریافتم که او آنچه من می‌پنداشتم نیست. چه زیبا از رسالت هنر سخن می‌گفت و با چه آب و تابی از شکوه دنیای هنر حماسه می‌سرود. اما به ناگاه دریافتم که آب گفتارش در آسیاب هنر‌گریزان است و تاب الفاظ‌ش به طره گیسوی ظاهر‌فریب هنر‌ستیزان‌.

هنوز هم حرفهایش به دلم می‌نشست چون در نا‌خود‌آگاه خویش احساس می‌کردم حرف‌هایش بر خلاف بسیاری از هم‌سنگرانش از سر صداقت، سادگی و خلوص است، اما افکارش ذهنم را می‌آزرد که چون هم‌قطا‌رانش سخت سحر‌گریز و مردم‌ستیز می‌نمود. به سرعت قصر‌ی که یک روز قبل با هم‌صحبتی او در ذهنم بنا شده بود فرو ریخت و جای آن دیواری به بلندی اختلاف عقاید‌مان و به سردی دیوار برلین سر به فلک کشید. همان دیواری که جوانان این مرز و بوم را گاه از پدران انقلاب کرده خود جدا می‌کند و کسی را جرات سرک کشیدن به آنسوی دیوار نیست.

مردمان این سوی دیوار می‌هراسند که چون سرشان بالای دیوار دیده شود، به جرم خواستن قدری آزادی، به لیبرالیزم و کفر و دین‌ستیزی متهم شده و خونشان مباح شود و مردان آنسوی دیوار می‌ترسند مبادا نیم‌نگاهی به این سو، همچون نظر به نا‌محرمی زیبا‌روی، خرقه زهد‌شان را بیالاید و هفتاد‌سال عبادت‌شان را بر باد دهد. دیوار بلند و بلندتر شد و ریشه دواند. آنقدر که در خرداد 1384 ایران را به دو نیم تقسیم کرد. دیگر از آن دوستِ دوست‌داشتنی سراغی نگرفتم که می‌دانستم آنسوی دیوار است و از سردم‌داران معماری دیوار. از همان معما‌رانی که در روزنامه کیهان قلم می‌زنند.

اما امان از این دست روزگار که چه‌ها نمی‌کند! چند سال از آن ملاقات بعد از ظهر تابستان می‌گذشت که در تالار وحدت مجری مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر نام آن دوستِ آن سوی دیوار را صدا زد تا او را برای دریافت پاداش خلق اثر هنریش دعوت کند. هر چه نظر‌انداختم تا بار دیگر او را از نزدیک ببینم موفق نشدم. به جای او جوانی را دیدم که از انتهای سالن برخواست و به جایگاه رفت تا جایزه پدر غایب را دریافت کند. چشمانم گرد شد وقتی فهمیدم فرزند از اهالی اینسوی دیوار است. او جایزه را گرفت و پشت بلند‌گوهای تالار وحدت گفت: "گرچه عقاید من با پدرم بسیار متفاوت است، اما این جایزه را به او خواهم رساند."

آن شب بود که به پیچ و تاب آن دیوار غریب پی بردم که حتی میان پدر و فرزند نیز کشیده شده است. اما حالا دیگر شنیدن چنین داستانی عجیب نیست. امروز 27 آبان 1388 است. پنج ماه پس از انتخابات سبز خرداد و کودتای سیاهِ در پی آن. امروز دیگر تنها فرزند «محمد نوری‌زاد» نیست که در تالار وحدت از دیوار میان خود و پدرش سخن می‌گوید. بلکه «محسن روح‌الا‌مینی» دردهای روح نسلش را با خون خود بر سیاهی این دیوار می‌نویسد و «نرگس کلهر» با آوارگی به دیار غربت از آن می‌گوید.

امشب می‌خواهم به میمنت ترک خوردن دیوار بلند جدایی، از طرف همه جوانان سبز ایران، به همه پدر‌انی که نیم‌نگاهی به ما انداخته‌اند آفرین بگویم و ورود «نوری‌زاد»‌ها را که شجاعانه به ما سلام گفته‌اند به وادی سبز و بهاری این سوی دیوار تبریک بگویم و به پدر‌انی که هنوز سرسختانه آنسوی دیوار ایستاده‌اند اینگونه پیغام دهم‌:

پدران‌، دل‌هایتان را پاک کنید، ما نا‌محرم نیستیم، به خداوندی خدا ما فرزندان شماییم. به ذات ملکوتیش سوگند، ما جز صلح و دوستی و عشق و زدودن نفرت و دشمنی هیچ نمی‌خواهیم. تردید را از دل‌های‌تان پاک کنید و به این سو نظر افکندید، که در دیار سبز ما جز نور و سرور زیبای الهی در سایه‌سار دلپذیر آزادی هیچ نیست. امروز سبز‌پوشان خونین‌بدن ما، جز سربلندی و افتخار پدران‌شان هیچ نمی‌خواهند و سر‌افکندگی پدری که نان و نفت‌، هردو از سفره فرزندانش دریغ شده است را نزد خودی و اجنبی بر نمی‌تابند.

گام‌هاتان سبز و استوار

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه