چندی پیش، نتایج قابل تامل چند نظرسنجی در اختیار علاقهمندان قرار گرفت. این نظرسنجی در سه نوبت توسط خبرگزاری روسی ریانووستی و در بخش فارسی آن که مخاطبانش عمدتاً ایرانی هستند، انجام شده است. هرچند نتایج نظرسنجی مزبور را باید به اجمال مورد توجه قرار داد، ولی این دادهها بهمثابهی «مشت نمونهی خروار» تاملبرانگیزاند.
در نظرسنجیای که در نیمهی نخست شهریورماه 88 انجام شده، بیش از 88 درصد مخاطبان در پاسخ به این پرسش که «آیا شما روسیه را در رویدادهای اخیر ایران دخیل میدانید؟»، گزینهی «بله» را انتخاب کردهاند. 3/9 درصد پاسخ منفی دادهاند و 5/2 درصد گفتهاند که «نمیتوانم پاسخ مشخصی بدهم». قابل اشاره آنکه 3642 نفر در این نظرسنجی شرکت کرده بودند. (31/8/2009).
در نظرسنجی دیگری که همین خبرگزاری روسی (ریانووستی) انجام داده، در پاسخ به این پرسش که « نظر شما در مورد چهره روسیه چیست؟» ، 93 درصد گزینهی «بد»، و الباقی گزینههای «خوب» و «نظری ندارم» را انتخاب کردهاند. این نظرسنجی در انتهای مهرماه گذشته و با مشارکت 2055 نفر انجام شده است (19/10/2009). مستقل از حوادث پس از انتخابات، نتایج این نظرسنجی و آنچه در تجمعات اعتراضی روز قدس و 13 آبان ابراز شد، آشکارا نشانگر افزایش بیاعتمادی و نارضایتی ایرانیان به دولت روسیه است.
مسئولان ارشد دستگاه دیپلماسی و سیاستگذاران نظام در حالی در سالهای اخیر بسط و تعمیق مناسبات تهران - مسکو را در دستور کار خود قرار دادهاند که تجربیات و خاطرات تلخ و ناگوار مردم ایران را از روسها، از گذشته تاکنون، به کنار مینهند. این تجربیات و خاطرات تلخ و ناگوار در مروری اجمالی از دوران صفویه تاکنون، چنیناند:
چالش دو کشور ایران و روسیه در دوره شاه عباس دوم بهدنبال دستبردها و شبیخونهای قزاقهای روس در مرزهای ایران. بعدتر،و در دوران سلطنت محمود افغان در سال 1102 حمله و تجاوز سپاهیان پتر کبیر به ایران و اشغال بخشهایی از از کشورمان.
حافظه تاریخی ایرانیان بهویژه از زمان روی کارآمدن سلسله قاجار تصوری مثبت از روابط کشورمان با روسیه ندارد؛ خاطرات تلخی از سلطهی استعماری و تلاشی که سیاستمداران روسی برای دستاندازی هر چه بیشتر بر منابع اقتصادی ایران بهکار بستند در ذهن جامعه ایرانی باقی مانده است.
در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، روسیه با تمام امكانات خود تلاش میكرد با حفظ برتری اقتصادی، نفوذ سیاسی خود را نیز در ایران گسترش دهد تا به قلب تجارت و ثروت عظیم خلیجفارس و اقیانوس هند دست یابد و سیطرهی خود را در منطقهی قفقاز تثبیت نماید. سلسله جنگهای ایران و روسیه (از 1175 تا 1200 هجری شمسی، در چند نوبت و مرحله و منطقه) در دورهی فتحعلیشاه قاجار كه منجر به تحمیل عهدنامههای گلستان (1185ه.ش) و تركمانچای (1200 ه.ش) به ایران و از دست دادن بخش قابل توجهی از کشور شد، بزرگترین ضربه نظامی، اقتصادی و سیاسی را در قرن نوزدهم بر استقلال و تمامیت ارضی و وجهه بینالمللی ایران وارد كرد.
ضربههای ناشی از این دو قرارداد بر استقلال ایران، فرصت لازم را برای سوءاستفاده انگلستان نیز فراهم ساخت. تحمیل قراردادهای گلستان و تركمانچای توسط روسیه و قرارداد 1857 پاریس توسط انگلیس به ایران، عملاً دولتهای روسیه و انگلیس را به حاكمان بلامنازع در سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل كرد. در نیمه دوم قرن نوزدهم، انگلیس و روسیه برای كسب امتیازات بیشتر از شاه قاجار با یكدیگر رقابت داشتند. در پایان قرن نوزدهم، سلطهی روسها بیش از پیش گردید؛ آنها نهتنها با تصرف اراضی ایران و ضمیمهساختن آن به خاك خود، مرزهایشان را گسترش میدادند، بلكه شاه ایران را با دادن وامهای سنگین، در عمل به خود وابسته میكردند.
از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه، سیاست خارجی این کشور، دوران جدیدی را تجربه کرد. اما با وجود این، مناسبات با ایران، دچار افت و خیزهای خاص خود بود. روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی در دوران پهلوی اول و دوم نیز، بهتدریج ذیل مناسبات سیاسی - نظامی تهران با غرب تعریف شد.
در مواجهه با انقلاب 57، سیاستمداران شوروی موضعی محتاطانه در قبال پیروزی جنبش مردمی و اسلامی ایران برگزیدند. تهاجم نظامی ارتش شوروی به افغانستان، واکنش تند رهبر فقیر جمهوری اسلامی به این تجاوز، و بازداشت سران حزب توده و برخوردهای قضایی _امنیتی با این حزب، روابط تهران_مسکو را کمرنگتر و سردتر از پیش ساخت. حمایت آشکار شوروی از عراق و رژیم بعثی در تجاوز به ایران، از دیگر خاطرات تلخ در خاطرهی ایرانیان است. گو اینکه حمایت کرملین از بغداد، زیر سایهی فضای ضدآمریکایی در ایران و تبلیغات رسمی علیه غرب، بهحاشیه رفت. در همین مقطع و هنگامه بود که مسکو، کارشناسان خود را به بهانهی عدم امنیت ناشی از جنگ شهرها در بهمن 1364 از ایران خارج کرد. در اقدامی دیگر در جریان رایگیری در مورد قطعنامه 598 ، اتحاد جماهیر شوروی با رای مثبت خود به دیگراعضای شورای امنیت پیوست.
روابط تهران_مسکو از انتهای دههی 80 میلادی و در پی پیامهای متقابل گورباچف و آیتالله خمینی، وارد فاز جدیدی شد و روند رو به گسترشی را در روابط سیاسی، اقتصادی، و نظامی_امنیتی کلید زد. با وجود این _و بهرغم فاصله گرفتن تهران از غرب و بهویژه آمریکا - مسکو سیاستهای «یک بام و دو هوا»ی خود را در قبال ایران ادامه داده است. از سویی خود را همراه و همسایهی مشفق ایرانیان معرفی میکند، و از سویی دیگر، هر کجا که منافعاش اقتضا کند، جانب کشورهای رقیب ایران و حتی غرب را میگیرد و جمهوری اسلامی را بهخود وامینهد. رفتار روسیه در گفتوگوهای کشورهای حاشیهی دریای خزر، یک شاهد مهم در این سالهاست. بحث به تعویق افتادن مکرر راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر و این روزها، تاخیر در تحویل سامانه موشکی اس-300 نیز بهقدر لازم شهره شده است.
مناسبات و روابط نزدیک تهران_مسکو، و رفتار غریب و بیتعهدیها و بداخلاقیهای روسها، چنان از نظر شهروندان آگاه ایران مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است که خود را بهگونهای محسوس در نتایج دو نظرسنجی که در ابتدای یادداشت به آنها اشاره شد، متبلور میسازد و بازتاب میدهد. آنان از یکسو میکوشند جمهوری اسلامی را از منظر پایگاهی در برابر بسط نفوذ غرب (و ایالات متحده) در منطقه برای خود حفظ و تقویت کنند، و از سوی دیگر، منافع اقتصادی و مناسبات تجاری و تعاملات امنیتی کلان خود را با جهان غرب، پیوسته در یاد دارند و برای تامین آن، حاضر به هر زد و بند و معاملهای نشان میدهند. نکتهای مهم که متاسفانه در چشم مسئولان ارشد دیپلماسی جمهوری اسلامی، چندان برجسته نمینماید.
در این میان، آشکار است که «سبزها» آزادی و دموکراسی و استقلال را همزمان میخواهند و این سه را در کنار روابط پایاپای با دیگر دولتها و توام با احترام و اعتماد متقابل و نیز از دل گفتوگوهای شفاف و مبتنی بر منافع دو طرف (برد_برد) میخواهند و میجویند؛ و نه شکل یافتن مناسباتی که حقوق اساسی ملتها را نادیده بیانگارد، منافع حکومتها را در صدر بنشاند، و بهگونهای غیرشفاف و سودجویانه، منافع دیرپای ملتها و مناسبات احترامآمیز را به منافع کوتاهمدت و بداخلاقیهای غیرقابل اغماض، سوق دهد.
بلند شدن صدای «مرگ بر روسیه» در برابر شعارهایی که از تریبونهای رسمی در نماز جمعه مشهور به امامت هاشمی رفسنجانی یا روز قدس و 13 آبان بیان میشد، نه تنها برای صاحبان قدرت در تهران، که برای سیاستمداران مسکو نیز باید واجد معنا باشد. «جنبش سبز»، آزادی، دموکراسی، استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی ایران را همزمان میجوید.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)