در شرایطی که دولت احمدینژاد برای اولین بار به بهانه مسئله عراق مذاکره علنی با طرف آمریکایی را آغاز نمود و در روزهای اخیر جزئیاتی از مذاکرات نمایندگان ایران با طرفهای آمریکایی و اسرائیلی شنیده شد، آیتالله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از حامیان سرسخت محمود احمدینژاد مدعی شده است که "پرچم مبارزه با آمریکا و مرگ بر آمریکا باید همیشه افراشته باشد و اگر قرار باشد این نظام، انقلاب و اسلام پابرجا باشد و مردم راحت زندگی کنند پرچم مقابله با دشمن همیشه باید افراشته باشد".
این در حالی است که دولت کودتایی احمدینژاد طی مذاکرات اخیر خود از دولت آمریکا خواسته است در برابر سرکوب مخالفان داخلی در ایران سکوت نموده و دیگر کشورهای غربی را نیز به این کار ترغیب نماید. آیتالله جنتی بدون اشارهای به این سیاست ریاکارانه در فرافکنی دیگری گفت: "ما نمیتوانیم محافظهکارانه و ذلیلانه چراغ روشن به آمریکا نشان دهیم و آمریکایی که مرتب به دنبال دشمنی است، چرا عدهای این حقایق را نمیفهمند و یا میفهمند و خود را به نفهمی میزنند و وقتی کنگره آمریکا 55 میلیون دلار برای تضعیف نظام جمهوریاسلامی اختصاص میدهد به این معنی است که قصد دارد با خدا و مردم جنگ کند و اختصاص بودجه آنها برای جنگ با خدا و مردم است".
دبیر شورای نگهبان توضیح نداد که دولت آمریکا چگونه قرار است برای "جنگ با خدا" 55 میلیون دلار را مصرف نماید و این جنگ قرار است به چه صورتی انجام گیرد. به نظر میرسد احتمالا احمد جنتی حکومت فعلی را معادل و یا حداقل نماینده "خداوند" فرض کرده و دشمنی آمریکا با آن را دشمنی با خدا تعبیر کرده است. در این شرایط باید پرسید حکومتی که جایگاهی چنین قدسی برای خود متصور است، چگونه با این جمعیت بزرگ از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات اینگونه رفتار میکند. جوانان بیدفاعی را در خیابان به شهادت میرساند، شهروندان بیگناه را میرباید و پس از بدرفتاریهای غیرقابل توصیف، در موارد متعدد آنها را نیز از میان برمیدارد و عدهی کسیری را کماکان در زندانهای خود به بهانههای واهی و اتهامات روغین دربند میکشد.
آیتالله جنتی در بخش دیگری از سخنانش، منطقی که به موجب آن تقلب در انتخابات را شرعی و بلکه واجب مینماید تبیین کرد. وی مدعی شد: "علی(ع) حاضر نبود بیتالمال و قدرت سیاسی مردم را در اختیار افرادی قرار دهد که هیچ صلاحیتی ندارند و مطمئنا ما نیز تسلیم دشمنان نمیشویم و تسلیم در مقابل دشمنان خلاف وظیفه شرعی و خیانت به مردم است." به این صورت است که "ثروت هنگفت ناشی از نفت" و "قدرت سیاسی" جریان مدافع احمدینژاد را به جایی رسانده است که به هر حیله و وسیلهای در پی حذف رای و نظر مردم هستند و با کشتار و جنایت علیه ملت میخواهند این قدرت و ثروت را حفظ نمایند و اتفاقا برای آن توجیه شرعی نیز فراهم نموده اند.
وی چند هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم در میان اعضای هیات نظارت بر انتخابات مدعی شده بود: "نباید اجازه داد حکومت اسلامی نهم تغییر نماید. باید این حکومت را حفظ و تقویت نمود." سپس با اشاره به سخنان رهبری در دیدار با هیات دولت نهم، در آخرین سال کاری این دولت، که "بروید برای 5 سال آینده برنامهریزی کنید" گفته بود: "رضایت رهبری مهمترین دلیل برای اصلح بودن دولت است. باید بر اساس همین نشانهها ما هم جهتگیری خود را انتخاب کنیم".
همچنین پیش از انتخابات نیز یکی از اصلیترین نظریهپردازان خشونت، آیتالله مصباح یزدی، در دیدار با احمدینژاد عنوان نموده بود: "حفظ دولت نهم مهمترین وظیفه علاقهمندان به انقلاب است. وقتی رضایت خدا در میان باشد هیچ چیز دیگری مهم نیست. باید به شکلی عمل کنیم تا رضایت خدا تامین گردد حتی اگر اکثریت مردم گمراه شده باشند و صلاح خود را تشخیص ندهند". با این تفاسیر به نظر میرسد دبیر شورای نگهبان قانون اساسی، این مسوولیت را برخورد قطعی میداند که از هر امر قانونی و در چهارچوب اصول تعیین شده در کشور که مخالف اهداف گروهی آنها است برای رسیدن به مقاصد خود جلوگیری نماید.
همچنین بررسی سخنان آیتالله جنتی در نماز جمعههای پیشین این موضوع را به ذهن متبادر میکند که شاید کهولت سن و مشکلات ذهنی وی را به امراضی متبلا نموده و سخنانی را به زبان میراند که در هیچ منطق و عقل سلیمی مورد پذیرش نیست. احتمال دیگری نیز وجود دارد. آن هم اینکه این سخنان ناصواب نه از سر پیری و کهولت که از سر اعتقاد و به عنوان یک روش از سوی او عنوان شده است که در آن صورت سوالات دیگری قابل طرح است.
دبیر شورای نگهبان همزمان با اعتراضات گسترده مردمی به نتایج انتخابات و حضور نیروهای شبهنظامی و سرکوب وحشیانه مردم مدعی شد: "در زمانی که تشکیلات حکومتی برقرار است، این وظایف به عهدهی تشکیلات حکومتی است، اما اگر این تشکیلات در این زمینه توان نداشت، (وظیفه) به عهدهی مردم است. یعنی اگر دستگاه قضایی نتوانست با اغتشاشگران برخورد کند وظیفه هر مسلمانی است که با آشوبگر برخورد کند".
این سخنان آیتالله جنتی در آن زمان مصداقی بارز برای تشویق مردم به پیروی از «قانون جنگل» به جای قانوناساسی تعبیر میشود. بسیاری از حقوقدانان معتقد بودند ضمن آنکه این استدلال میتواند عواقب خطرناکی برای جامعه داشته باشد، میتواند پرده از رفتار و منشی بردارد که دبیر شورای نگهبان در انتخابات اخیر به کرات در امور جاری و حساس کشور اعمال کرده است.
بر اساس این استدلال اگر قدرت حاکم نتواند جامعه را مجاب به انجام امری کند، میتواند بدون در نظر گرفتن قانون و تنها بر اساس تشخیص خودش "وظیفهی مسلمانی" را به جا بیاورد. به واقع اگر کسی که باید نگهبان قانوناساسی باشد اینچنین درک اشتباه و فاجعهسازی از قانون دارد ادامه حضورش در شوراینگهبان فاقد هرگونه توجیه منطقی و شرعی و زمینهساز بحرانهای شدید دیگری خواهد بود.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)