تا این که آقای محسن مخملباف با ارائه پیشنهاد خود راهی جدید پیش روی جنبش گشودند و بخشهای زیادی از مردم را از سردرگمی نجات دادند. اما در این میان مسائلی رخ داد و انتقاداتی مطرح شد که اینجانب به عنوان یک شهروند ایرانی و یکی از طرفداران جنبش سبز ملت ایران، خود را موظف دیدم که دست کم نظر شخصی خود و تعدادی از دوستانم را در مورد مسئله آمریکا و روز 13 آبان بیان کنم. هر چند باید تاکید کنم که اگر این نامه از سر دلسوزی و خیرخواهی باشد، قطعا هم پیشنهاد آقای مخلمباف و هم انتقادات مطرح شده نسبت به آن هم باید به حسن نیت قضاوت شوند و اصل برائت و آزادی بیان در خصوص همگان مراعات شود. شکی نیست که ما ایرانیان در طول تاریخ حیات خود ضرباتی از دیگران دریافت کرده ایم؛ از مقدونیان گرفته تا اعراب و از مغولها تا افغانها و این اواخر کشورهای استعماری و آمریکا. سوال این است که آیا شمارش ضربات و گریه و زاری و ذکر مصیبت، این زخمهای تاریخی را التیام میدهد؟
اگر اصولا مرثیه سرایی و ثبت و ضبط و تهیه لیست از "چیزهایی که نمیتوان بخشید" کمکی به حل مشکلات پیش روی و نفی کینه ها میکند؟ اگر این کار مفید و سازنده باشد، آیا میتوان از آمریکا انتظار داشت که زخمهایی را که از دولت حاکم بر ایران در لبنان، عراق، فلسطین، افغانستان و سایر مناطق دریافت کرده است، را احصاء کند و پرچم ما را آتش بزند؟ سوالی که برای اکثر ما ایرانیان در سالهای اخیر مطرح میشود این است که به فرض آمریکا بد بوده و بد کرده است، به فرض او امپریالیست و ضد بشر بوده و هست، آیا سی سال فحاشی به شیوه کیهان، تحریم و قطع رابطه توانسته است آمریکا را اصلاح کند؟ به فرض که ما آمریکا را نبخشیم، کجا را میتوانیم با این نبخشیدن آباد کنیم؟
از همه مهمتر این که اگر آمریکا با نبخشیدن ما تغییر رویه نداد، آیا مردم ایران در آینده هم باید از طریق نیروی قدس و اقدامات شبیه به آن، آمریکا را ادب کنند؟ ای کاش قدری عیمق تر فکر کنیم و بیندیشیم که اگر هندی ها برای زخمهایی که از نادرشاه افشار یا انگلستان خورده بودند، مرثیه سرایی میکردند، یا عشوه می آمدند که تو اولین زخم را زدی پس اول تو عذرخواهی کن... اکنون قدرت اول منطقه و یکی از قدرتهای جهانی نمیبودند. بخشیدن و همزیستی مسالمت امیز به معنی فراموش کردن نیست، اتفاقا فراموشی در دشمنی و دشمن سازی اتفاق می افتد، زیرا آنقدر خصومت پشت خصومت و کینه پشت کینه انباشت میشود که سرانجام علت نبخشیدن و دشمنی از یاد میرود. بخشش و گذشت، اگر با اجبار نباشد، نشانه ای است از حسن نیت، اعتماد به نفس و بلوغ اخلاقی که مسلما برای بهبود نسبی اوضاع مردم و کاهش مشقتها و درد و رنج زندگی در شرایط نه جنگ نه صلح مفید خواهد بود و راهی است برای عبور از تحریمها و بحرانهایی که فقط لابی صهیونیست، نظامیان سرکوبگران، صاحبان اسکله های مخفی و قاچاقچیان دبی را پروار میکند... بخشیدن به معنی فراموش کردن نیست، حالی که از نبخشیدن چیزی جز ژست انقلابی گری، رقابت بر سر رهبری و ایدئولوژی فروشی عاید ما نمیشود و باز هم باید شاهد مقامات کاپشن پوش، رژه و مانور و دیدارهای رنگارنگ با امثال چاوز و دنیل اورتگا و سایر امپریالیست ستیزان باشیم. ما را چه میشود که نفی بحران و دوری از دشمن تراشی را به معنی وطن فروشی قاجاری تلقی میکنیم؟ آیا ژاپن، آلمان، ویتنام و بسیاری دیگر، دولتشان قاجاری بود که توانستند امریکا را ببخشند و اکنون با سربلندی زندگی کنند؟ این دولتها هرقدر هم که قاجاری و وطن فروش باشند، دست کم از کره شمال و کوبا وضع و حال بهتری دارند. ما را چه میشود که اعمال ننگین و امتیاز دهی های فتحعلی شاه های معاصر و دوستان اسرائیل را فراموش میکنیم و با یکدیگر رقابت میکنیم؟
اصلا بیائیم بر نبخشیدن گربه هایی که محض رضای خدا موش نمیگیرند تاکید کنیم و همین "رهنمود اخلاقی" را در زندگی خود جاری سازیم. فرض کنیم (فرض محال) که مبارزه جنبش سبز با دولت کودتا به مدت 50 سال ادامه یابد و سپس پیروزی حاصل شود و نظامی در ایران بر سر کار بیاید که کاملا آزاد، مستقل و مقتدر باشد و پیروان همه عقاید و مذاهب هم آن را قبول داشته باشند. در این صورت ما به خاطر این که نمیتوانیم شکنجه، تجاوز جنسی و قتل نداها و سهراب ها را ببخشیم، لابد باید فرزندان آنها را محاکمه کنیم(!) مرثیه سرایی و اصرار بر عدم امکان بخشش آمریکا به خاطر کودتای نیم قرن پیش در ایران، در حالی که تمامی عاملان و طراحان آن مرده اند، پیرو چنین منطقی است و اگر کشتن فرزندان متخلفان امروز منطقی باشد، خصومت با آمریکا و پرچم سوزی در 13 آبان هم قابل تایید خواهد بود. بیائیم منصف باشیم، آقای مخملباف به عنوان اولین افشا کننده ماجرای "کودتا" و کسی که زحماتش بر فعالین جنبش سبز پوشیده نیست مثل هر انسان دیگری عقیده خود را ابراز کرده است و عقیده هیچ کس وحی منزل و بری از خطا و انتقاد نیست اما چیزی که انسان را نگران میکند، این است که محکوم کردن مخملباف این روزها در ایران آسان است و چه بسا پاداشهایی هم به ارمغان بیاورد. هرچند نمیتوان نقش آمریکا و عراق (دوست کنونی دولت حاکم بر ایران!) را در بمبارانهای شیمیایی را نادیده گرفت اما اگر جسارت انتقاد داریم چرا دست کم بخشی از حق شهروندان آسیب دیده از بمبهای شیمیایی را از کسانی که با ادامه جنگ، هفت نسل بعد از خود و تشکلهای همسوی با خود را برای همیشه تضمین کردند طلب نمیکنیم؟ مگر رسما نگفتند که این جنگ دکانی است که برای حکومت ما برکت دارد؟
شاید اگر به حسن نیت یکدیگر باور داشته باشیم و هر ابتکار عملی را در مسیر نفع همگان ارزیابی کنیم، خاطرمان قدری آسوده تر باشد و نگران تعیین جایگاه خود در "هرم" رهبری جنبش سبز نباشیم. شاید اگر تعبیر هر عضو یک رهبر و هر رهبر یک عضو ساده را از صمیم قلب باور کنیم، دیگر احساس رقابت، همدلی و یکپارچگی سبز ما را خدشه دار نکند و برای احراز دست بالا، خود را وادار به تحریک عواطف مردم نکنیم، چونکه هنوز راه درازی تا تقسیم غنائم و توزیع پستهای وزارت و وکالت باقی مانده. خوشبختانه تاریخ سی ساله اخیر مملکت ما، این روزها به برکت حضور سبز نسل جوان، آنچنان شفاف شده که دیگر همه میدانند که کسانی که دیروز بیش از همه برای فریاد مرگ بر آمریکا حنجره پاره میکردند، امروز در دلبری از مقامات دست چندم و نمایندگان ایالات دور افتاده آمریکا و ابراز دوستی با صهیونیستها بیش از همه سینه سپر میکنند، همانها که در زمان خاتمی نمیتوانستند حافظه تاریخ ملت ایران را در صندوقچه بگذارند و به همین دلیل، با عبارات و جملات پر از واژگان قلمبه مثل امپریالیسم، کودتا، خون، مرگ، تقاص، شهید، سازش، وطن فروش، سفیه، سفاک و ساده لوح ... حتی دریافت کمک به زلزله زدگان بم را نیز محکوم میکردند و به خاطرش کفن میپوشیدند. این نسل دست کم به برکت پیشرفتهای رسانه ای و اینترنتی، هر روز تاریخ معاصر خود را مرور میکند و هرگز فراموش نمیکند که دشمن تراشی و کینه ورزی موجب بحران و بحرانسازی میشود و زمینه خفقان و سرکوب داخلی را فراهم میکند. این نسل فراموش نمیکند که هر نوع احساسات گرایی و عقل گریزی (چه دشمنی ساختگی باشد و چه دوستی ابلهانه) مقدرات مملکت را از دست صاحبان اصلی آن خارج میکند و به همین دلیل است که به دنبال آشتی و ارتباط با جهان خارج است، چون به درستی میدانند که اولین گام برای جلوگیری از مذاکرات پشت پرده و امتیاز دهی به غرب، این است که غرب ستیزی و منزوی ساختن مملکت را متوقف کند.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)