ثبات و پایداری و در نتیجه آن استمرار بقا و حیات یك شبكه قدرت آن را افزایش میدهد. پایداری شبكه به سه عامل پایداری سازمانی، پایداری منابع و پایداری فعالیتها مرتبط است. اگر سازمان شبكه تا حد ممكن دموكراتیك بوده و مشاركت بیشتری را برای اعضا فراهم كند، ثبات و بقای شبكه بیشتر خواهد بود. به علاوه شبكه به اتكای منابع در دسترس خود قادر به فعالیت خواهد بود. ثبات منابع اعم از مالی و غیر مالی به معنای آن است كه اعضا بخش معینی از درآمد، وقت و انرژی و روابط خود را وقف شبكه كنند، تا حدی كه بتوانند به اتكای وجود این منابع فعالیتهای خود را سامان دهند.
شبكهها به عمل زندهاند، شبكه بدون عمل هرگز بقا و استمرار نخواهد داشت. منظور از عمل و فعالیت شبكه هر اقدامی است كه پس از توافق دمكراتیك در درون شبكه و به اتكای منابع موجود آن انجام میشود. فعالیت شبكه دایره وسیعی از اقدامات در چارچوب برنامههای جنبش را شامل میشود، در واقع هر شبكه انجام بخشی از برنامههای جنبش را در دستور كار خود قرار میدهد، این فعالیتها از امور كاملاً ذهنی مثل مطالعه مشترك تا اقدامات عملی مثل تظاهرات خیابانی را شامل میشود.
معمولاً شبكههایی ناپایدار هستند كه:
اولاً: اهداف روشن و مشخصی برای خود ترسیم نكرده باشند. شبكه مثل هر سازمان دیگری باید دلیل و ضرورت وجودیاش برای اعضا مشخص باشند. بنابراین به محض دعوت از افراد برای سازمان دادن یك شبكه باید در اولین گام اهداف شبكه را مشخص كرد. ابهام در اهداف زمینههای سوء تفاهم بین اعضا و اختلاف نظر را افزایش داده و به ناپایداری شبكه خواهد انجامید.
ثانیاً: اهداف شبكه متناسب با امكانات و تواناییهای آن نباشد. اگر شبكه اهداف بزرگی را كه امكانات لازم برای تحقق آنها را در اختیار ندارد در دستور كار خود قرار دهد، پس از مدتی به دلیل ناتوانی در تحقق اهداف، اعضا سرخورده شده و از ادامه كار باز میمانند. بنابراین زمانی كه اهداف مشخص میشوند باید در اندیشه امكانات لازم برای اجرای آنها بود.
ثالثاً: منابع محدود، فعالیت شبكه را نیز محدود میكند. وقتی منابع شبكهها ثابت باشد یا تقلیل یابد، از تحرك شبكه كاسته خواهد شد و در نهایت اعضا دچار انفعال شده و دلبستگی آنها به شبكه كاهش مییابد. بنابراین برای بقای شبكه دایم باید در پی افزایش منابع آن بود.
رابعاً: اعتماد، مشاركت و ارتباط سرمایههای اجتماعی شبكه هستند كه تنها با مدیریت صحیح شبكه امكان بهبود آنها خواهد بود. اداره نادرست شبكه از جمله بروز و تقویت رفتارهای غیر دموكراتیك، كاهش مشاركت اعضا دربرخی زمینهها مثل تصمیمگیری و برنامهریزی و حل نشدن سوء تفاهمات، شبكه را در معرض از همگسیختگی قرار میدهد. با توجه به موارد فوق در یادداشت بعدی که آخرین یادداشت درباره «شبکه» در مبحث «بررسی جنبشهای اجتماعی جدید» خواهد بود، برخی از ویژگیهای یك شبكه موفق را توضیح خواهیم داد.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)