آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:35 عصر دوشنبه، 11 آبان 1388

پاسخ شما به فراخوان مقالات موج سبز آزادی:

آنها فقط سبزند، نه منافق و معاند!

محمد ملاحمزه زاده

قدرت همیشه به سود گروه یا طبقه‌ای اعمال می‌شود و پیکار به وسیله سایر گروه‌ها و طبقات که با آن مخالفند رهبری می‌گردد که علت این امر معمولا تضادها و تعارض‌هایی است بین اقلیت حاکم و اکثریت فرمانبران. این تعارض ها مولود عواملی است که در ذیل به آنها اشاره مختصری می‌شود:


1-سطح زندگی و تعلق اجتماعی
تضادهای بین دو گروه اقلیت و اکثریت می تواند ناشی از بنیان های  اقتصادی – اجتماعی باشد.
مهاجرت های طبقه پائین و متوسط که نتیجه ناکارآمدی دستگاه حاکم است، به سوی شهرهای بزرگ و پر جمعیت که باعث نمایان شدن هر چه بیشتر این اختلاف طبقاتی می شود و علت آن عدم وجود مسکن، شغل و غذای مناسب و کافی برای جمعیت مهاجر می باشد. به بیانی دیگر، ضعف اقتصادی سبب پیدایش طبقات اجتماعی می شود و طبقه مسلط برای حفظ سلطه خود بر طبقات ناراضی از قدرت دولتی استفاده می کند و بالطبع طبقه زیر سلطه در برابر این نابرابری  مقاومت می ورزد. این پدیده نارضایتی که در دراز مدت به خشم عمومی شهروندان علیه دولت تبدیل می شود می بایست اقشار مختلف اجتماع را شامل شود واگرنه به راحتی سرکوب می شود و بدون رسیدن به نتیجه مطلوب از حرکت باز می ماند.
 
2- گروه سنی و جنس
 تجربه مشابه سایر کشورها نشان دهنده این امر است که زنان و افراد مسن محافظه کارتر هستند و جوانان پرچمدار این گونه جنبش های اعتراضی را بدست می گیرند؛ و دستگاه حاکم با علم به این نکته اساسی سعی در انحراف و سرکوب جنبش می نماید. فقط کافیست طیفی از جنبش از مسیر اصلی منحرف شود تا لااقل در کوتاه مدت هئیت حاکم از گزند اعتراضات در امان ماند. به عنوان مثال استفاده از ادبیات، تلویزیون و سینما، و القلای این حس به جوانان که بهترین راه رهایی از وضع موجود رفتن در پی شه زادگان دلربا و ازدواج پر پول و کشاندن این قشر به سمت طبقه بورژوازی، آنان را در راه خود سست کرده و هرگونه تحرک را از آنان باز می ستاند. پس می توان نتیجه گرفت یکی از مهمترین عوامل در تحولات اجتماعی و سیاسی، جوانی جمعیت در کنار بلوغ فکری آنها است.
 
3-  سطح سواد
با توجه به دسترسی اقشار تحصیل کرده به وسایل ارتباط جمعی و تماس با جهان خارج، آنها بیشتر به سوی جنبش های اعتراضی با خواست آزادی خواهی گرایش دارند.
چرا که همزادپنداری با ملل جوامع پیشرفته و نسبتا آزاد و علم باینکه می توانند از سطح زندگی بهتر و آزادی بیشتری برخوردار باشند، سطح توقعاتشان بالاتر می رود؛ در شرایطی که رژیم از پس برآوردن نیازهای آنان برنمی آید(یا نمی خواهد نیازها را پاسخگو باشد).
نتیجه آنکه در دراز مدت همین روند باعث ایجاد مباحث انتقادی در بین نخبگان و جنبش های اعتراضی از سوی مردم می شود؛ چراکه این قشر فرهیخته در تعامل با سایر لایه های اجتماع به آنها آگاهی می دهد و این حس و خواست آزادی را به آنها منتقل می کند و چنین است که دامنه نارضایتی ها در دراز مدت افزایش می یابد.
اما طبقه حاکم معمولا سعی می کند از طریق پنهان کاری یا توسل به مرام و مسلکی خاص، تضادها و تعارض ها را بپوشاند که عملا این امر در بهترین حالت خود ممکن است فقط چند صباحی ادامه داشته باشد اما سرانجام این پنهانکاری و بی اعتنایی موجب افزایش خشم عمومی خواهد شد و معمولا حکومت بجای حل مسئله به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کند که نتیجه آن سرکوب و تبدیل حکومت به یک حکومت نامشروع و دیکتاتور ماب است.
 
اگر آقایان اندکی در وقایع اخیر تامل کنند و بی طرفانه به تجزیه و تحلیل وقایع و مواضع معترضان بپردازند، مسلما به این نکته پی خواهند برد که آنها فقط سبزند! نه منافق، نه معاند.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه