آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

7:11 صبح شنبه، 9 آبان 1388

جوابیه یکی از شاعران سبز گاهنامه غریو به علیرضا قزوه:

مواظب باشید اسمتان در ردیف "انوری‌ها" نرود و نماز بر زمین غصبی نگزارید!

خیلی وقت بود سری به سایت رجانیوز نزده بودم. هر وقت می‌خواستم ببینم موج هتاکی‌ها و بی‌ادبی‌ها چه کسی را نشانه گرفته کافی بود نظری اجمالی به تیترهای این سایت بیندازم. اما این بار متوجه شدم که ادبیان این مرز و بوم سر از سایت رجانیوز در آوردند. شعری را خواندم از جناب آقای علیرضا قزوه.


از شعر بگذریم؛ اینکه اعتراضات مسالمت‌آمیز و مسکوت معترضین را به جنگ!! نهروان، جمل یا صفین تشبیه کرده بود یا اینکه سران معترضین را به بولهب و خوارج. این نوع نگاه نخ‌نما را در نمازجمعه‌هایی که در آنها دستور حمله به مردم صادر می‌شد بسیار شنید‌ه‌ایم.

از بعد از انتخابات برایم این سوال مطرح شد که چه فرقی هست میان "علیرضا قزوه" و "عبدالجبار کاکایی"؟ هردو انقلابی‌اند، مذهبی‌اند و گویا روابط نزدیکی هم با هم دارند. پاسخ را پیدا نکردم تا اینکه آقای قزوه در یادداشتی برای دوست سبزشان گره از کار من باز کردند. لُب کلام ایشان این بود: جبارجان ما "صاحب" داریم.

دریافتم که تمام ماجرا در همین جمله است. تمام تفاوت از این اینجاست که عده‌ای خود به دنبال راه حقیقت می‌گردند و دیگرانی نیز دنبالۀ لباس این و آن (همان آقای صاحب) را می‌گیرند تا گم نشوند. تفاوت میان کودکی است و بلوغ، چنانکه کودکی بدون دست مادرش هیچ راهی را نمی‌پیماید و فرد بالغ بدون خودآگاهی از راهی که می‌پیماید دست کسی را نمی‌گیرد.

دینداران واقعی توصیه‌های کتاب آسمانی‌شان را مبنی بر تعقل و خودآگاهی نادیده نمی‌گیرند و تذکارهایی اینچنین را که دلیلی ندارد به راهی بروید که پدرانتان رفتند و مسیری را برگزینید که دلیلی برای پیمودنش در کف ندارید به بهای پیروی از یک سیاستمدار نمی‌فروشند. دیندار واقعی در عرصه‌ای که راه را گم می‌کند نیز دست در دست غیرمعصوم نمی‌گذارد جناب آقای قزوه!

"صاحب" ما "حقیقت" است؛ ما پی اوییم و وقتی در یافتنش سردرگم شویم، یا دست به دامان خدا می‌شویم یا سر به شانۀ معصومین (علیهما سلام) می‌گذاریم.

نکتۀ دیگر در شعر ایشان همان مقایسه است. بگذریم که معترضین آرام و مسکوت را به شمشیر به دستان خوارج و صفین تشبیه کردند. بگذریم که "صاحب" غیرمعصوم خود را هم‌سنگ "مولا علی(ع)" شمردند. بگذریم که حقیقت گم شده در این غبار گناه را از کسانی شنیده‌اند که خود در مقام متمهم‌اند. بگذریم که مخالفان خود را جملگی بی‌نماز خواندند(گرچه توصیه می‌کنم آقای قزوه از این یکی نگذرند، چون تهمت بی‌نمازی برای نمازگزاران درگاه الهی همان صفت مخالفان مولا علی است که می‌گفتند "مگر علی هم نماز می‌خواند؟") یک چیز را تنها دریابید: اگر شما به همین راحتی تاریخ صدر اسلام را به اوضاع کنونی کشور تحویل می‌کنید، کسانی هم در تاریخ نام شعرایی مانند "انوری" را شنیده‌اند که به نام شما تحویل کنند.

آری، تاریخ تکرار می‌شود ولی ببینید در تحولات بعد از انتخابات شمشیر(اسلحه و باتوم و اشک‌آور) در دست چه کسانی بود و شعرایی که "حقیقت" را به بهای پیروی از "صاحب" درباختند چه کسانی بودند.

ما سبزها همواره هوشیاریم که راه حقیقت و اعتدال را در نبازیم و نماز را به قبلۀ حقیقت بخوانیم نه قبلۀ صاحبان غیرمعصوم. شما نیز هوشیار باشید که نامتان در ردیف "انوریها" نرود و نماز باوضویتان بر زمین غصب‌شده گزارده نشود.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه