آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

6:28 عصر یک‌شنبه، 11 مرداد 1388

از ســــــبز تا آزادي، شعر

-


مـوج سبزيم و خروش از پي بيداد كنيم   
بغـض اين حنجره را يكسره فريــــاد كنيم

چونكه ضحاك كمر بسته به خون خواري ما
پرچم كـــاوه بگيـريم و از او يـــــاد كنيم

ابر تزوير كه بگرفته كنون صورت مـــهر
همچو طوفــــان بوزيــم و رخش آزاد كنيم

وعده ي حق همه اينست كه باطل برود 
ما هم اين جان به ره رسم خــــداداد كنيم

ما نه سـبزيم كه در فصل خزان زرد شويم   
آيت ســـبزي خود شاخـه ي شمشاد كنيم

چون حسين (ع) است چراغ ره آزادي وعشق
ما جوانـان وطــن روي به اســــتاد كنيم

ظلم اگر كــوه بـود ما  بكنيـمش  از بن  
تكيه بر عـزم خود و تيشـه ي فرهـاد كنيم

شحنه ي شهر غمين باش كه در خاطرمان 
چـهره و نام تـو را  فـتنه قلمـــــداد كنيم

هم وطـن خيـز كه ديگر نتوان بنشـستن   
بايد اين مـوج عيان را همه  امـــداد كنيم

مــا نشينيم مگر حق  خود از پس گيريم
مطلــع نهضـت خـود را مــه خرداد كنيم

مايـه فخر غــزل گشت مسافر شعرت    
مــا بـه آواز بلــندش همه فريـــــاد كنيم

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه