به اسارت گرفتن هزاران ایرانی معترض به تخلف و تقلب در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و بازداشت شخصیت های سرشناس دانشگاهی و فعالان اجتماعی، سیاسی، حقوقی، دانشجویان و روزنامه نگاران و نگه داری آنان در بازداشتگاه و بند امنیتی 209 زندان بدنام اوین در کنار اخباری که در باره ی پروژه ی مضحک اعتراف گیری و نیز وضعیت سلامتی زندانیان منتشر شده است به این بند امنیتی که در شمال تهران بنا شده و به دور از نظارت سازمان زندان ها و به وسیله ی وزارت اطلاعات اداره می شود، چهره ی زشت و مخوفی بخشیده است.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مخوف ترین بازداشتگاه امنیتی "کمیته ی مشترک ضد خرابکاری" بود که در بهمن 1350 خورشیدی با همکاری سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک)، شهربانی و اداره ی ضد اطلاعات ارتش برای جلوگیری از پراکندگی فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی ایجاد شد.
این بازداشتگاه در سال های پس از انقلاب با عنوان بازداشتگاه "توحید" به کار خود ادامه داد و سرانجام با پیگیری و همت نمایندگان شجاع مجلس ششم، تعطیل و به "موزه ی عبرت" تبدیل شد. اما در همان دوره یعنی دهه ی 1350 بازداشتگاه 209 به عنوان زندان امنیتی درون اوین ساخته شد، بازداشتگاهی که پس از پیروزی انقلاب مورد بهره برداری بیشتری قرار گرفت.
نویسنده ی کتاب "نه زیستن، نه مرگ" که 10 سال را در زندان بدنام اوین سپری کرده است می نویسد: زمین های این زندان متعلق به "سید ضیاء الدین طباطبایی" نخست وزیر کودتای 1299 خورشیدی بود و در آن ساختمانی متعلق به تیمسار "تیمور بختیار" وجود داشت که برای نخستین بار و همزمان با موج دستگیری منتقدان و مخالفان حکومت پهلوی، آن ساختمان مورد بهره برداری قرار گرفت.
به نوشته ی مولف کتاب یاد شده، در دهه ی 1350 بازداشتگاه 209 را با سالن ها و سلول های مختلف و انفرادی در یک گودی در دل تپه ی اوین ساختند. در سال 1360 و هنگام بازداشت منتقدان و مخالفان ولایت فقیه ، بسیاری از آنان را به این بازداشتگاه منتقل کردند. زندانیانی که در دهه ی 1360 به بازداشتگاه امنیتی209 وارد شده اند از وجود اتاق های سه در چهار در زیرزمین این بازداشتگاه به عنوان محل تشکیل دادگاه ها، بازجویی ها، شکنجه ها و اعدام ها خبر داده اند.
نویسنده ی کتاب "یادنگاره های زندان" از دستگیرشدگان آن دوران در باره ی شیوه ی اداره ی بند امنیتی 209 می نویسد که این بند ، ساختمانی است جدا از ساختمان دادستانی و در دل زندان اوین و در سال های نخست دهه ی 60 به وسیله ی سپاه پاسداران اداره می شد اما دو سال بعد اداره ی آن از دست سپاه خارج شد.
او اضافه می کند که "تقریبا ساعت پنج چراغ سلول ها را خاموش می کردند، نور کمی از پنجره ی کوچک نزدیک سقف، سلول را روشن نگه می داشت که آن نور هم کم کم محو می شد و ما در تاریکی می ماندیم".
در سال 1384 عباسعلی علیزاده رییس دادگستری استان تهران در گزارشی وجود بازداشتگاه های مخفی در ایران و نقض حقوق شهروندی در این بازداشتگاه ها را تایید کرد. پیش از آن هم نمایندگان مجلس ششم به ویژه علی اکبر موسوی خوئینی در دوره ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، کمیته یی حقیقت یاب برای شناسایی بازداشتگاه های مخفی و نیز ارتقا بخشیدن و بهبود شرایط زندان و زندانیان تشکیل دادند.
فاطمه ی حقیقت جو از اعضای این کمیته گفته است که "کمیته ی مذکور هیچ گاه موفق نشد تعداد واقعی زندان های امنیتی را شناسایی کند. ما نتوانستیم دستگاه های امنیتی را کاملا کنترل کنیم، به دلیل این که حتی اگر بازداشتگاهی مانند بند 209 یا مخوف تر از آن بندهاي ۲۴۰ و 59 مورد شناسایی و نظارت قرار می گرفت، باز این امکان برای نیروهای امنیتی و نظامی بود که یک خانه را تبدیل به زندان کنند".
او سپس به یکی از موارد نقض حقوق شهروندی در بازداشتگاه های مخفی اشاره و خاطرنشان کرده است " من جوانی حدودا بیست ساله را دیدم که در سالگرد واقعه ی حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378 بازداشت شده بود و قبل از انتقالش به اوین، به طور موقت به زیرزمین یک پایگاه بسیج برده بودند و در آن جا شماره ی 18 را بر پشتش حکاکی کرده بودند".
بهاره ی هدایت دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم که خود مدتی در بند 209 زندان اوین اسیربوده در باره ی نقض حقوق زندانیان از طریق نگه داشتن آنان در سلول انفرادی ، معتقد است که " صرف سلول انفرادی، فشارهای روحی و روانی بر زندانی ایجاد می کند و فرد را از حالت تعادل و طبیعی و پاسخگویی به اعمالش خارج می سازد".
مطابق تازه ترین گزارش ها، متاسفانه در قرن بیست و یکم چنین رفتارهای ناقض حقوق بشر و حقوق شهروندی و ناقض اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی با زندانیانی که پس از کودتای 22 خرداد 88 به اسارت در آمده اند و در بازداشتگاه های مخفی یا آشکار، نگه داری شده اند صورت گرفته است. با این همه، تا حال دیده نشده که زندانیان سیاسی و عقیدتی، از افکار و اعمال خویش شرمگین و پشیمان باشند.برعکس، آنان از اين كه زنداني سياسي بوده و هستند افتخار مي كنند.
اگر سردمداران و دست اندرکاران رژیم گذشته با ریاکاری و قساوت و خشونت و دربند کردن و شکنجه ی آزادیخواهان توانستند به هدفشان برسند، رهبران نظام فعلی نیز که خود را خادمان مذهب و ملت می پندارند! می توانند با سلول مجازات به هدفشان برسند! در برخورد با واقعیات و تاریخ، پوچی این پندار آشکار خواهد شد.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)