بسمه تعالی
جناب آقای نصرالله ترابی نماینده محترم مردم شهرستان شهرکرد
سلام علیکم
از آنجا که مسئولیت رابط حضرتعالی را در دانشگاه آزاد شهرکرد دارم، ذکر چند نکته را در قالب گزارشی از دانشگاه لازم میدانم.
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
چندی است که ریاست دانشگاه آزاد شهرکرد از جناب آقای رئیسی به جناب آقای سبزیان واگذار شده که حضرتعالی بر آن واقف و مستحضرید، اما آنچه حائز اهمیت است حوادث و مشکلات ایجاد شده برای دانشجویان، پس از این رویداد است.
اینک اما دانشگاه گویا به کلبه وحشت بدل گردیده و کمتر کسی جسارت اظهار نظر در دانشگاه را داراست طوری که گویا نیروهای غیبی فعال شده در انتخابات دهم نیز در دانشگاه از پشت پرده ی غیبت بیرون آمده و گستاخانه با دانشجویان برخورد میکنند، حتی گاه گاه گشت های موتوری بسیج و خودروهای سپاه در دانشگاه رویت میشود و حضور مامورین نیروی انتظامی در دانشگاه واضح تر و نصب دوربین های مدار بسته آشکارتر میگردد.
و همین ها بود که سکوت دانشجویان بیدار و همیشه آگاه را چندین بار شکست و جسته گریخته شعارهای مرگ بر دیکتاتور در تجمعات دانشجویان شنیده شد و دیوار نویسی های وسیعی در دانشگاه صورت گرفت، تا اینکه اخیرا بمب صوتی در سلف سرویس دانشگاه منفجر شد و پیرو آن شعارهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور شنیده شد، هر چند خود ما نیز با این اعمال خشونت بار مخالفیم و اعتقاد داریم که امور را باید از طریق گفتگو، منطق مداری و تعامل حل کرد و این را باید ذکر کرد که کلا دانشجویان با این اعمال بیگانه هستند.
از کجا معلوم که این خشونت ها و انفجارها بدست دانشجو نماهای وابسته به صاحبان قدرت نباشد که همه ی ابزارها در دست آنان است، ولی با توجه به شرایط فعلی این افراد همگان بر این امور واقف و مطلع هستند. اما مسئولین بجای پیگیری مطالبات معترضین و یافتن عاملین این حادثه با یک دانشجوی بیگناه برخورد میکنند و دست به ضرب و شتم و هتاکی و تهدید ایشان میزنند، براستی پشت گرمی این نیروهای خودسر کیست؟ چرا وضعیت دانشگاه باید گونه ای شود که تعداد انتظامات افزایش محسوسی یابد و برخوردها با دانشجویان روشن فکر قوت گیرد؟ چرا باید تشخیص ریاست و حراست دانشگاه به سختی صورت گیرد؟
امر حائز اهمیت این است که چرابرخورد با عاملین این موارد بی توجه میماند؟ از شما به عنوان وکیل خود انتظار دارم که حداقل علت این امر را از ریاست دانشگاه بپرسید؟
جناب آقای ترابی
آیا موقع برخورد با این نظامیان دانشگاهی نما و دانشجو نما نرسیده است؟ در مسئولیت خود کمی استوارتر باشید، تبعیت از پیامبری که خداوند به او این آیه را نازل کرد، سرلوحه ی خود قرار دهید "یا ایها النبی جاهد الکفار والمنافقین واغلظ علیهم وماواهم جهنم وبئس المصیر" اى پيامبر! با كافران و منافقان جهاد كن، و بر آنها سخت بگير! جايگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتى دارند!
نگذارید که انبار باروت دانشگاه آزاد اسلامی که متشکل از دانشجویان همین مرز و بوم است و نه وابستگی به شرق دارد و نه به غرب، جرقه ای بخورد که آنگاه آتشی شعلهور از تر و خشک خواهد ساخت و خدا میداند دامن گیر چه کسانی شود.
برخوردها با تشکل های دانشجویی پرجمعیت و آزادی خواه آنچنان سخت شده که اینجانب از این میترسم که دانشجویان از قالب تشکل های چارچوب دار بیرون آیند و دست به اعمالی افراطی بزنند. مگر این نیست که هم اکنون برخی تشکلهای 4 نفره و 4 اتاقه با جمعیت های اندک و دفاتر کار بیشمار، کیهان وار دهان دریدگی میکنند و به شخصیتها و سرمایه های بزرگ نظام و انقلاب چون موسوی، کروبی و خاتمی هر آنچه از دهانشان در آید میگویند، دهانهایی که پس از انتخابات با حضور میلیونی مردم خاک مال شد.
باز میپرسم این شبه نظامیان و دانشجو نماها به چه کسانی دلشان گرم است؟ چرا یک دانشجوی بسیجی که نه انقلاب را دیده و نه دفاع مقدس را، چنین گستاخانه جرات نه نقد بلکه توهین به افراد فوق الذکر را میدهد. دانشجویان، پیرو انجمن حجتیه که با انقلاب مخالفت میکردند و آن را مانع ظهور امام عصر میدانستند حالا دم از انقلابی بودن و امام زمانی بودن میزنند.
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد قصه ماست كه بر هر سر بازار بماند
در آخر ضمن تشکر از حضرتعالی، هشدار می دهم که نگذارید در حوزه انتخابیه شما نیروهای خودسر دست به سرکوب، ضرب وشتم و تهدید و بعید نیست زبانم لال کشتار دانشجو و غیر دانشجو بزنند.
و السلام علی من تبع الهدی
حسین فرهادی بابادی
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)