آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

6:20 عصر چهارشنبه، 29 مهر 1388

نامه مریم میراب‌زاده به خواهرش مهرک، همسر شهاب‌الدین طباطبایی

از کجا شروع کنم دلتنگی هایم را ...


زبانم از گفتن قاصر است و به راستی زبان را یارای گفتن چنین رنج و غمی نیست که چشمان زیبای سپهر و چهره معصوم خواهرم خود به خوبی گویای همه چیز است ...

اگر لحظه ای به چشمان سپهر نگاه کنی همه چیز را در آن می بینی، از خاطرات شیرین گذشته اش با پدرتا غم نبودن امروزش که به راستی بر قلب تک تک ما سنگینی می کند چه رسد به قلب کوچک سپهر.

سپهری که امسال روز پدر را در حسرت دیدارش و روز شروع مدرسه را در سکوت جای خالیش گذراند و هیچ نگفت. هیچ نگفت چون می اندیشید که پدرش به زودی باز می گردد و مثل همیشه با عشق بی اندازه اش اورا در آغوش می کشد و گرمی آغوشش تلخی همه این روزها را از بین می برد. و با این امید بود که سختی این روزها را تحمل کرد

ولی حالا ...

در این چند ماهی که گذشت از مهرک و سپهر عزیزم هر روز چیزی تازه آموختم، به خصوص از خواهرم.

ولی مهرکم این بار نه به عنوان یک خواهر، که به عنوان یک زن ایرانی به تو افتخار می کنم. به تویی که صبر و استقامتت مظهر استقامت تمام زنان و مادران ایران است. به تویی که قلبت اگر چه آزرده و گرفته است ولی ایمانت، امید را در آن زنده نگه داشته است. به تویی که گرمای پرمهر دستانت گرمابخش زندگی سپهرهای این سرزمین است. به تو افتخار می کنم عزیزم.

خواهرم یک بار دیگر با مقاومت و بزرگی ات به من درس بده. به من و همه زنان این سرزمین درس بده که می دانم امروز تشنه آموختنند و می دانم که به شما می بالند.

خواهر عزیزم، امروز ملتی در کنار تو ایستاده و چشم انتظار بازگشت عزیز توست. مطمئنم که پاکی قلبت و ایمان استوارت در درگاه احدیت بی جواب نمی ماند و آن روز دور نیست که شهاب، سربلند و استوار بازگردد.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه