1- در حکومت عدل علی(ع) یاران راستین نهضت محمد(ص) دارای ارج و قرب بودند و ملاک تقوا و جهاد بود، افرادی مانند میثم و ابوذر و عبدالله مسعود و... ولی در دستگاه اموی، عمروعاصها و کعبالاحبارها جایگاه و ارج مییافتند چون ملاک مکر بود و تملق.
2- در حکومت عدل علی(ع) با خرافهگرایی و بدعتگذاری در دین به شدت بر خورد میشد، ولی در کاخ معاویه ابوهریرهها و ابوموسیها حدیث جعل میکردند و پاداش میگرفتند و امروز نیز افرادی به نام دین مفاهیم کذبی را بیان میکنند و جاه و مقام مییابند.
3- در حکومت عدل علی(ع) بیتالمال صرف رسیدگی به امور امت و رفع تبعیض و اجرای عدالت میشد، ولی در حکومت معاویه به افراد معدودی اختصاص مییافت و صرف ظلم به مردم و مبارزه با جنبشهای آزادیخواه و عدالتخواهی نظیر جنبش کربلا گردید.
4- در مکتب پیامبر(ص) و علی(ع) افرادی تربیت مییافتند که به اصلاح امور دین و جامعه میپرداختند و خود علی(ع) در صف اول مبارزه و اصلاح دین و زدودن خرافات و جلوگیری از ظلم و تبعیض قرار داشت، ولی حکومت اموی خود که به اصلاح امور نمیپردازد هیچ، کسانی مانند حسین(ع) را که میخواهند به اصلاح دین جدش بپردازد خارجی نامیده و شهید و اسیر و زندانی میکند.
سخن پایانیام با کسانی است که دم از دین میزنند و در این روزگار به جای آن که رضایت و قرب الهی رادر جهاد و آزادگی بجویند، مانند عبدالله عمرها که حسین را تنها گذاشت و به گوشهگیری پرداخت، در گوشه امن ریاضت و انزوا و مسجدها خزیدهاند. اگر کسی قدرت تشخیص حق و باطل را داشته باشد ولی خودش را به گوشه خلوت عبادت و ریاضت بکشاند، گویی یک انسان مجاهد و آگاه را به نفع ظلم قربانی کردهاست.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)