از اين جهت دست پژوهشگران و نويسندگان پر است. اما اين سکه روي ديگري هم دارد. هاشمي رفسنجاني بيشتر از آنچه گفته و نوشته، عمل کرده است و بدبختانه بيشتر اعمال او يا زير غبار احتياط هاي امنيتي پيش از انقلاب 57 يا در لابه لاي مصلحت انديشي هاي 30 سال پس از انقلاب گم شده است. آنچه از سابقه او در دهه هاي 1340 و 1350 مي دانيم تصويري از مبارزي جسور و شيفته روش انقلابي آيت الله خميني(ره) است و آنچه پس از انقلاب ديده مي شود چهره سياستمداري محتاط و دورانديش. تصوير اول راديکال است و تصوير دوم محافظه کار. در دوره اول در پي تغيير نظم سياسي بوده و در دوره دوم عمر را صرف حفظ نظم سياسي کرده است. در دوران روش انقلابي، امين محافظه کاران مذهبي و سياسي بوده و در دوران محافظه کاري بار راديکال هاي مغضوب و محافظه کاران نامحبوب را بر دوش کشيده است. در کوله بار تجارب و کارنامه دوره دوم نکته يي عجيب هم وجود دارد؛ هاشمي رفسنجاني وفا و جفاي هر دو جناح سياسي بزرگ کشور يعني راستگرايان و چپگرايان را تجربه کرده است. تاکنون دو بار تا حضيض بي قدرتي سياسي سقوط کرده و به طرز شگفت آوري دوباره برخاسته است. بار اول قرباني چپگرايان شد که در انتخابات مجلس ششم او را به نماد همه ناکارآمدي هاي واقعي و خيالي جمهوري اسلامي تبديل کردند و رتبه اش را در انتخابات از نفر اولي که خودش انتظار داشت به نفر آخر فهرست که هيچ کس انتظار نداشت، فرو کاستند؛ تاواني که اصلاح طلبان از ناحيه ضعف سياسي هاشمي رفسنجاني پرداختند و ايضاً پيروزي چشمگير او در انتخابات خبرگان دوره چهارم موجب اعاده بخشي از قدرت هاشمي رفسنجاني شد. اين بار آنچه هاشمي به دست آورد بيشتر از جنس اعتماد عمومي بود و شايد براي سياستمداري که دهه هفتم عمر را مي گذراند اهميت آن از پيروزي فراگير در انتخابات رياست جمهوري سال 1368 بيشتر بود.
اين بار دستان هاشمي از همه ابزار و ادوات قدرت سياسي تقريباً خالي شده بود اما زنگارهاي دو دهه تبليغات عليه او اندک اندک فروکش مي کرد و عنوان شيخ که زماني براي نشان دادن «زور سياسي» هاشمي از آن استفاده مي شد به عنواني براي نشان دادن «اقتدار معنوي» وي تبديل شد. حالا ديگر سياستمداري که روزگاري نقد او بيشترين جاذبه را داشت به سياستمداري تبديل شده بود که حمايت از او نوعي فضيلت سياسي، اجتماعي و معنوي به شمار مي رفت. هاشمي رفسنجاني با اين اندوخته جديد رئيس مجلس خبرگان شد و در ايامي که نبرد سياسي براي به دست گرفتن دوره دهم رياست جمهوري آغاز شد، نگاه ها به سوي او رفت. هاشمي رفسنجاني نه نامزد رياست جمهوري بود و نه بازيگر اصلي آن، اما نام او در کنار نامزدها و بازيگران اصلي انتخابات قرار گرفت. اين بار صحنه بازي با گذشته هاي پيش و پس از انقلاب فرق داشت. اين بار «سياستمدار» که چهره يي اخلاقي و معنوي هم يافته بود نه طرف عتاب اصلاح طلبان و چپگرايان بود نه حتي طرف نقد راستگرايان و محافظه کاران.
نيروي سياسي نوخاسته يي که با انتخابات شوراي شهر دوم در تهران شکل گرفت و در انتخابات مجلس هفتم قدرتش افزون شد و در انتخابات رياست جمهوري نهم راستگرايان و چپگرايان را کنار زد، جاي همه منتقدان و مخالفان هاشمي رفسنجاني را گرفت و پديده يي شگفت آور در سپهر سياسي ايران رخ نماياند. حالا ديگر نقد حد و حصري نداشت و به راحتي همه شئون و ساحت هاي جمهوري اسلامي را دربرمي گرفت. هر آنچه هاشمي رفسنجاني به نمايندگي از نظام جمهوري اسلامي و در مقام گره گشايي از مشکلات اين نظام انجام داده بود، زير شلاق نقد جناح نوخاسته قرار گرفت؛ کارنامه دوره هاي جنگ و صلح که همه هويت جمهوري اسلامي به آن گره خورده است، دوپاره شد. پاره کامياب آن به پاي «مردم و نظام» و پاره ناکام آن به پاي «هاشمي رفسنجاني» نوشته شد.
مروري کوتاه بر سير تحول در انديشه و عمل هاشمي رفسنجاني شايد تا حدودي چرايي اين وضع را نشان دهد و معلوم کند چرا سياستمداري مانند او مي تواند در حيات سياسي 50ساله اش بارها خاکستر شود و بار ديگر از درون خاکستر زاده شود. اين تعبير ققنوسي شايد بيشتر زيبنده و مورد تمناي انقلابيون و راديکال ها باشد و گنجاندن سياستمداري واقع گرا در آن ناخوشايند به نظر برسد اما گذشته و حال هاشمي رفسنجاني نشان مي دهد او به گاه ضرورت، توفنده تر از راديکال ها عمل کرده است. هاشمي رفسنجاني سياست را با «انديشه ترقي» آغاز کرد؛ از دالان «عدالتخواهي انقلابي» گذشت و اکنون در وادي «واقع گرايي سياسي» راه مي پيمايد. مرحله اول را در زماني که طلبه يي جوان بود با خواندن زندگينامه پاره يي رجال ايران از جمله ميرزاتقي خان اميرکبير سپري کرد. در همين دوران بود که کتابي درباره اميرکبير نوشت که در جاي جاي آن آرزوهاي نويسنده براي احياي راه و رسم صدراعظم مقتول ايران به چشم مي خورد.
در هنگامه يي که هاشمي رفسنجاني درباره اميرکبير مي خواند و مي نوشت، گفتمان غالب در جهان سياست به ويژه فضاي پيرامون ايران در گير و دار عبور از عصر ترقي خواهي و احياي ارزش هاي مبارزاتي به سوي عدالتخواهي انقلابي بود.
گروهي از عدالت طلبان جهان در امريکاي لاتين و آسيا با الهام از انگاره هاي چپگرايانه روسي و چيني در پي آن بودند که طرحي نو دراندازند. اعراب خاورميانه نيز پيرامون ناسيوناليسم ناصري و اصلاح طلبي اخوان المسلمين گرد آمده و درصدد رستاخيز اجتماعي بودند.
تاثيرپذيري هاشمي رفسنجاني از اين گفتمان غالب دهه هاي 1950 و 1960 در تقديم نامه اول کتاب «اميرکبير يا قهرمان مبارزه با استعمار» به روشني ديده مي شود. او پيش از شروع پيشگفتار کتابش مي نويسد؛ «تقديم به تمام مسلماناني که از ضعف و انحطاط کشورهاي اسلامي رنج مي برند و آرزوي عظمت و مجد اسلام و مسلمين وجودشان را مسخر کرده و با اخلاص و فداکاري در راه تجديد جلال و شکوه اسلام و نجات مسلمين از بند استعمار و استثمار به پيکار برخاسته اند.»
رسالتي که هاشمي رفسنجاني در نگرش کتاب اميرکبير براي خود قائل بود، خويشاوندي وي را با گفتمان هاي متوالي «ترقي خواهي» و «عدالت طلبي» در جهان سوم آن روزگار نشان مي دهد. اين شيوه تفکر و عمل سياسي در دهه هاي 1970 و بخشي از دهه 1980 هم بر جهان حاکم بود.
دوران گذار جهان از ترقي خواهي و عدالت طلبي به دوران جديد مقارن شد با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران. هاشمي رفسنجاني در دهه اول انقلاب ايران به فراست دريافت اعصار ترقي خواهي و عدالت طلبي (نه به مفهوم عام بلکه از منظر رويکرد سياسي به تحولات) رو به پايان است و صداي پاي دگرگوني شنيده مي شود. به همين علت و با وجود آنکه در آن دوران هنوز مسووليت اجرايي نداشت در مقام رئيس مجلس معماري ترميم روابط ايران و غرب را آغاز کرد. امضاي قراردادهاي بهبود روابط با فرانسه و کانادا در سال 1367 از جمله اين اقدام ها بود.
سفر به اتحاد شوروي پيشين در سال 1368 و باز هم در مقام رياست مجلس به خوبي نشان داد هاشمي رفسنجاني نبض سياسي زمانه خود را يافته است. دولتمردان شوروي رئيس مجلس ايران را به تماشاي دستاوردهاي سوسياليسم بردند اما او پس از بازگشت از اين سفر از روش هاي سوسياليستي که در آن زمان در ايران و از جمله در ميان دولتمردان جمهوري اسلامي شيوع داشت، بيشتر فاصله گرفت و با شعارهاي واقع گرايانه بر کرسي رياست جمهوري نشست. رئاليسم سياسي هاشمي رفسنجاني در دوران جديد او را بر آن داشت در حوزه سياست داخلي بين اجزاي حکومت توازن قوا برقرار کند و هرگاه کفه يکي از جناح ها چنان سنگين مي شد که به انحصار سياسي گرايش مي يافت او سنگيني خود را در کفه ديگري مي گذاشت تا توازن بازگردد. اين بازيگر کهنه کار در همه حال مي دانست هرگونه رفتاري که در سياستمداران ايراني هراس «حذف شدن» ايجاد کند به راديکاليسم مي انجامد و مجال بازي متعادل را از آنان مي گيرد. به همين علت گاه بر برخي سياهکاري ها چشم مي پوشيد تا مصلحت بزرگ تر يعني هدايت جمهوري اسلامي به سوي خردگرايي سياسي از کف نرود. اين دغدغه، هاشمي رفسنجاني را وادار مي کرد به جاي فغان از نامرادي ها بسترهاي پيروزي دوباره را فراهم آورد. در سال هاي 1368 تا 1376 که رئيس جمهور بود، دريافت ترويج آزادي شايد با منافع کساني ناسازگار باشد و مقاومت آنان اصل حرکت اصلاحي را به خطر اندازد. از همين رو روبناها را رها کرد و به تغيير زيربناها پرداخت.
او مي دانست وقتي جاده هاي روستايي ساخته شود، مردم با شهر و فرهنگ شهري بيشتر آشنا مي شوند. مي دانست برق، تلويزيون را به دنبال خود مي کشد و تلفن اطلاعات مردم را روزآمد مي کند. همچنين مي دانست دانشگاه آزاد با رسوخ در شهرهاي کوچک سرعت آشنايي مردم با مظاهر جديد را افزايش مي دهد. اين را هم مي دانست که رقيبانش اين موضوع ظريف را به اين زودي ها درک نخواهند کرد. همين طور هم شد. فوران مطالبات سياسي در انتخابات رياست جمهوري سال 1376 در واقع جنبشي براي همساز کردن تحولات سياسي ايران با تحولات اقتصادي هشت ساله عصر هاشمي رفسنجاني بود. قشرهاي اجتماعي تازه يي که در ايران پس از جنگ شکل گرفته بود به مدد برخورداري هاي اقتصادي و تغيير در شيوه زندگي، حالا در پي گونه هاي سياسي و فرهنگي تازه بود. طرفه اينکه عصر انطباق سياست با ميراث اقتصادي هاشمي رفسنجاني به دوران عسرت سياسي او تبديل شد. سياستمدار مصلحت انديش به اقتضاي روش ملکداري و خصايل شخصي هشت سال خويشتنداري کرد تا عصر رجوع به او دوباره از راه برسد. در انتخابات سال 1384، منتقدان پيشين به هواداري اش برخاستند تا کرسي رياست جمهوري به دست رقيبي که از او بيشتر هراس داشتند، نيفتد؛ اما چنين نشد و هاشمي شکست سياسي خورد تا مقدمه برخاستن اخلاقي او شود. اين بار هاشمي رفسنجاني از خود خرق عادتي نشان داد که براي همه غافلگيرکننده بود. به جاي روش سکوت که در گذشته و در پي ناکامي ها اختيار مي کرد، اين بار لب به سخن گشود. رفتاري که هاشمي رفسنجاني از سال 1384 به بعد نشان داد و در روزهاي نزديک به انتخابات 27 خرداد 1388 به اوج رساند، از نظر کساني که او را با سيماي رسمي اش مي شناسند، رفتاري جسورانه و غيرمتعارف بود. اما تعمق در گذشته هاشمي رفسنجاني و مراحلي که سپري کرده است، نشان مي دهد رفتار ماه هاي اخير اين سياستمدار حلقه نهايي تلاش هاي او براي تحقق آرزويي 50ساله است. «مرد بحران ها» با عبور از دالان راديکاليسم انقلابي، ترقي خواهي اقتصادي و واقع گرايي سياسي اکنون مي داند حلقه پاياني ماموريتش يعني دموکراتيزاسيون لوازمي را طلب مي کند که با لوازم برنامه هاي گذشته تفاوت دارد.
او مي داند مرحله نهايي آرزوهايش از درون برنامه هاي نوسازي اقتصادي و سياسي سال هاي 1368 تا 1384 باليده است و اکنون ديگر ناگزير به چشم پوشي بر خطاها نيست. مفهوم مصلحت سياسي نزد او عوض شده و به فراست دريافته است همان گونه که گاه سکوت و مدارا نشانه واقع گرايي است، گاه ديگر «سخن گفتن» عين واقع گرايي سياسي است و جهت رويدادهاي تاريخي را همين تشخيص زمان هاي سکوت و غريو تعيين مي کند.
منبع : روزنامه اعتماد
آخرین افزوده ها
11:54 عصر پنجشنبه، 26 آذر 1388
- مراسم چهلم رامین پوراندرجانی با حضور دانشجویان و فعالان سیاسی برگزار شد
- پوسترهایی برای محرم سبز - 2
- میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با محمدعلی ابطحی دیدار کردند + عکس
- یک مثنوی برای محرم سبز
- یک جاهل، هزار عاقل
- بر اثر فشارهای وارده نشست فصلی خانه احزاب لغو شد
- میرحسین موسوی: "به نفع کشور است که به درخواست ما برای صدور مجوز راهپیمایی جواب مثبت داده شود"
- خواب پریشان
- مجمع روحانیون مبارز به کارشکنی وزارت کشور در صدور مجوز راهپیمایی اعتراض کرد
- آدرس جدید، برای دسترسی به موج سبز آزادی
- محمد جواد لاریجانی، تئوریسین ظلم
- مجید انصاری: راهپیمایی جمعه محترم است، اما منتظر مجوز راهپیمایی مستقل هستیم
- آیتالله منتظری سوءاستفاده از ماجرای پاره كردن تصوير بنیانگذار انقلاب را محکوم کرد
- كنارهگیری معترضانه چهره برجسته جامعه روحانیت مبارز
- میخواهم ابراهیمی باشم
- دعوت برخی از حامیان جنبش سبز برای شرکت در راهپیمایی 27 آذر
- بیانیه تحلیلی جبهه مشارکت در باره شرایط کنونی جنبش سبز با توجه به اعتراضات دانشجویی در 16 آذر
- نامهای به یاران دربند، مسعود باستانی و ساسان آقایی
2:47 صبح جمعه، 24 مهر 1388
مروري بر پيشينه سياسي و فکري هاشمي رفسنجاني و رفتارهاي تازه او
محمود صدری
سخن گفتن درباره هاشمي رفسنجاني سهل و ممتنع است. زندگي او دست کم 50 سال تاريخ مکتوب و مستند دارد؛ از نوشته ها و سخنراني هاي خودش گرفته تا گزارش هاي ساواک و اظهارنظرهاي ديگران درباره اش.
اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)