آن سالها گذشت و اکنون پیامبران این گفتمان در اوین ساکن اند. گویی توفیق اجباری است تا این بار کارشناسان مستقر در اوین از برکت مصاحبت با آنان، "معاندت" را کنار بگذارند و لا اقل به "مخالفان" بپیوندند. اندکی "بصیرت" کافی است تا بزرگان بدانند که نشست و برخاست با سران اصلاحات، می تواند منجر به نفوذ اندیشهی اصلاحات به امنترین وامین ترین مکان نظام شود.
از اوین خبر می رسد که بهزاد نبوی بازجویان خود را قانع کرده که 85 درصد مردمی که در انتخابات شرکت کردند، به خاطر فعالیت اصلاحطلبان بوده و لذا ممکن نیست به احمدینژاد رای داده باشند. بولتن داخلی سپاه خبر داده است که محسن میردامادی همچنان به نصیحت و پند و اندرز بازجویانش میپردازد و میکوشد به عنوان فردی موثر در عرصههای مختلف انقلاب، آنان را راهنمایی کند.
روزنهای در اوین روایت می کند که سیدمصطفی تاج زاده زندان را کلاس درس میپندارد و دوساعت همنشینی و مصاحبت با او و شاهد رفتار انسانی او بودن با معذوران حاضر و غایب و حسی که نسبت به همه مخالفان فکریش در خانواده و دوست و همسایه بروز می دهد، دلی را که تا دیروز سرشار از نفرت نسبت به دشمنان و بدخواهانش بود نرم می کند ، تا جایی که بازجوی پرونده را برادر می خواند.
خانوادهی عبدالله رمضان زاده گزارش می دهند که رمضان زاده مرتضوی را نصیحت می کند که اگر اصلاح نشود او نیز گرفتار خواهد شد (هشداری که مرتضوی ازجدی نگرفتن آن به شدت پشیمان است) شوخیها و خنده های محسن امین زاده در اوین به گوش می رسد و تئورسین اصلاحات، سعید حجاریان، در اوین از مارکسیسم ِ مبتذل می گوید و...
اندکی بصیرت کافی است که باور کنیم سران اصلاحات در اوین هم به اصلاح مشغولند. بیدلیل نیست که سیدمصطفی تاجزاده میگوید "بلند حرف بزن فخری جان، بگذار دوربین در ثبت این لحظهها و گفتهها مشکل نداشته باشد ..."
برگرفته از: وبلاگ زبان سبز
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)