این بار در دستان توانای تک تک ما مشعل آگاهی و دانایی شعله ور است. و شعله ها چه سرخوشانه میرقصند با سمفونی موسیقی قلب هامان، و چه زیبا و پرشکوه زبانه می کشند در آسمان سیاه وطن. نور را برافروخته ایم، تا برای تاریکی مجالی نماند. اما فراموش نکنیم شوربختانه بیش از بیست میلیون چراغ در کشورما یا خاموش است یا کم نور. میلیونها هموطن ما از یکی از ابتدایی ترین حقوق، یعنی خواندن و نوشتن، محرومند. به یاری شان بشتابیم. نوری تازه برافروزیم و شعله مشعل خود را تابان تر کنیم.
هر یک از ما بیسواد و یا کمسوادی را شناسایی کنیم. به او خواندن و نوشتن بیاموزیم؛ تا با ما بخواند و بنویسد زندگی سبز را و سبز تر کند این سرزمین را... زندگی را با هر کمی و کاستی میبایست زندگی کرد با تمامی وجود، با تمامی توان، اما پرمعنا؛ تا غنی تر شود و عاری از هر کمی و کاستی.
و اینک ماییم و این مادر دلخسته وطن با چشمانی منتظر... و این سرزمین پاک... و تاریخش را که این بار سبز سبز خواهیم نوشت. نه اندکی از ما، یا گروهی از ما که "همه" ما- از پیر و جوان، زن و مرد، روستایی و شهری... با قلم سبز آگاهی و دانایی! رشد میکنیم. تکثیر می شویم، سرتاسر ایران را می پوشانیم.
این "شبکه های" زیبا و سترگ سبز است که ایران را خواهد ساخت؛ آباد و آزاد و زیباتر خواهد کرد. یاران سبز، ریشه کردن کردن بیسوادی از این سرزمین، قدمی است ابتدایی، ولی به غایت ضروری! نبوغ و توانایی سبز خود را در یک کار گسترده جمعی غیر دولتی به نمایش بگذاریم. در عمل تمرین کنیم. به ضعف های خود پی ببریم و آماده شویم برای تحویل گرفتن سازمان های دولتی!
برای رشد کردن، برای تکثیر شدن، برای برداشتن گام های سبز، برای کمک به یک هموطن، برای زندگی کردن؛ به اجازه هیچ وزیر و وکیلی نیاز نیست.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)