آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

10:43 عصر دوشنبه، 20 مهر 1388

پاسخ شما به فراخوان موج سبز آزادی:

یادمان اسرای جنبش سبز / تقدیم به مصطفی تاجزاده

به راهش ایمان داشتم و به اعتقاداتش افتخار می‌کردم،


می‌دانستم مردی از جنس آینه است، می‌دانستم بزرگ و بزرگوار است؛
اسیر که شد باز می‌دانستم گلی را در بند کرده‌اند،
تا که در بی‌دادگاه دیدمش، خوب بود و سالم، از بی‌خبری که بهتر بود ...

اما بغض چشمانش مرا فروریخت، دیدم، ولی همچون او استوار نماندم و گریستم، بر ایرانمان گریستم که بزرگانش در بند بودند؛

او را ساکت دیدم، ولی سکوتش، بغض چشمانش و لبخنش حرف می‌زد،
از ایمان می‌گفت، از اراده‌ای که باید می‌داشتیم و از پاکی مسیر سبز حرف می‌زد؛

اشک و درد و گلایه‌ام را در اراده‌ام جای دادم و آبش دادم تا قویتر باشد، 
راه سبزی را که می‌رفتیم هنوز پایان نیافته بود،

اکنون اراده‌ام قویتر و راهم روشن‌تر بود، باید می‌رفتم،
باز نگاهش کردم، چقدر دیدنش در بی‌دادگاه دردناک بود ...

اما او هنوز هم مصطفی تاج‌زاده بود،

و هست.

ر- الف. تبریز

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه