آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

8:01 عصر یک‌شنبه، 19 مهر 1388

پاسخ شما به فراخوان موج سبز آزادی:

یادمان اسرای جنبش سبز / مصطفی تاجزاده و سعید لیلاز، محبوسین راه انسانیت

میثم قهوه‏چیان

زندان فیزیکی لزوما ً معنای حقیقی زندان را ندارند. می توانیم در زندان باشیم بی آنکه در زندان فیزیکی محصور بوده باشیم. کسی در زندان است که به خاطر بندهایی از فرآیند بالفعل سازی انسانی شدن به دور مانده است. انسان جویای بسط خود است، خود انسانی مراتب و لایه های متثکری دارد. از نیازهای زیستی تا ایده های انتزاعی و استعلایی و یا خلاقیت های تولیدی و اقتصادی. انسان به دنبال بالفعل ساختن لایه های وجود خود است. زندان به معنای فیزیکی تنها معنایی نازل و سطحی از زندان است. زندانی به معنای عرفی تنها نمی تواند راه رود و پاره ای از نیازهای خود را برآورد اما او می تواند در فعلیت سازی خویش مصمم باقی مانده باشد. انسان هنگامی آزاد است که می تواند خودش باشد و همه انسانیتی که در خود دارد را بالفعل نماید. اما آیا زندان واقعی، جایی مانند اوین تا چه میزانی به معنای حقیقی زندان است.


زندانی ممکن است قاتل یا دزد باشد. کسی که انسانیت دیگری را تحدید یا تهدید نموده است، مشکلی برای بشر ایجاد کرده است و یا به بیان دقیق تر از تحقق انسانیت دیگری ممانعت نموده است. از سویی زندانی حقیقی کسی است که در فرایند انسان شدن واقع نیست. و تنها یک لایه از وجود خود را می پروراند و در این راه مانعی در فرایند اسان شدن همگان است. انسانی که بر علیه فرایند انسان شدن شوریده بر انسانیت شوریده است. ضدانسان باید به زندان در افتد تا امکان تحقق انسانیت بیشتر شود و فضا انسانی تر گردد.

حبسی اخلاقی است که مانع ضدیت و از بین رفتن اخلاق شود. تنها کسی مستوجب زندان است که مانع شده است تا دیگری در فرایند انسان شدن شرکت نماید. پیشتر گفته شد انسان ساحات متعددی دارد که می کوشد خودرا در آنها بالفعل سازد کسی که به خاطر کوشش در جهت بسط وجودی خود در زمینه ای خاص می کوشد به ناحق در زندان در افتاده است اما کسیکه به خاطر دفاع از بسط وجودی انسان در ساحات مختلفش و به خاطر حقانیت فرایند تکامل انسانی در زندان افتاده با زندان واقعی فرسنگ ها فاصله دارد.

او در بند نیست بلکه کسی به تمامه در زندان است که قصد دارد انسانیت را در زندان کند. او از کسی که تعدی به فرد می کند به زندان مستحق تر است. چه فردی که به فردی ظلم می کند مانع دیگر افراد می شود تا خود بیشتر تصاحب نماید اما فردی که مخالف فرایند انسانی است به معارضه با انسانیت می پردازد.زندانی سیاسی در فضا های استبدادی بازتولید انسانیت است. اینکه فرد یا افرادی یا به واقع سبک زندگی خاصی موانع مستبدان را برای انسانیت به هیچ می گیرند و انسانیت را بازتولید می نمایند.

زندانی سیاسی کسی است که نه به واسطه تضییع حقوق بلکه به خاطر نحوه درک و فهمش در زندان است. او نه به خاطر آنچه بر اساس میل یا هوس انجام داده تا یک ساحت خود را به قیمت ایجاد منع برای تحقق لایه های انسانی یگران بلکه به خاطر قرار گرفتن در مداری بر خلاف میل قدرتمندان در زندان است. زندانی سیاسی از آن رو که به سبب فعل مستقل و انسانی خود در زندان است در حبسی برای بازتولید انسانیت است. کسی به واقع در بند است که نداند می توان بدون خشونت و بدون تعدی به انسانیت به بسط خود پرداخت. قدرتمندان شانس بیشتری دارند تا در دام درافتند هرچند دیگران را در دام اندازند.

آری براستی که زندانیان سیاسی در حبسی برای انسانیت اند زیرا به دفاع از انسانیت پرداخته اند و خصم انسان را واداشته اند تا برای نشان داده حقانیت راهشان و الگوی زیست شدنشان آنها را در زندان اندازند. زمینه زندانیان سیاسی استبداد سیاسی را پررنگ تر می سازد.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه