1- در رویدادهای بعد از دهمین انتخابات ریاستجمهوری و اعتراضهای مسالمتآمیز مردم در خیابانها و نیز در بازداشتگاههای رسمی و غیررسمی، ارتكاب جرم و جنایات مطرح و ادعا شده است كه میتوان آنها را در سه گروه طبقهبندی كرد: تجاوزهای جنسی، آزار و شكنجه در بازداشتگاهها و قتل افراد در خیابانها و در بازداشتگاهها.
از این سه، تجاوزهای جنسی در نامههای آقای كروبی مطرح شده و هیاتی هم آنها را بررسی و گزارشی منتشر كرده است. در مورد آزار و شكنجه زندانیان كه حداقل در بازداشتگاه كهریزك، مقامات قضایی در حال رسیدگی هستند و ظاهرا 104 نفر به عنوان شاكی مراجعه كردهاند و هفت نفر از مسوولان نظامی و انتظامی بازداشت شدهاند. در مورد جنایات ارتكابی در كوی دانشگاه نیز گفته میشود تحقیقات مفصلی در جریان است. اما این رسیدگی هم اگر خبر آن صحت داشته باشد، خوب و بجاست، اما كافی نیست. رئیس سابق قوهقضائیه با صراحت گفته بود كه زندان، به خصوص نگهداری در سلول انفرادی كه رویه رایج در بسیاری از زندانها به خصوص در مورد زندانیان سیاسی است، نوعی شكنجه محسوب میشود. این رویه باید متوقف شود.
2- اما در جریان رویدادهای بعد از انتخابات، افرادی، چه در خیابانها و چه در بازداشتگاهها كشته شدهاند. اگر چه مقامات قضایی، انتظامی و امنیتی، قتل تعدادی از هموطنانمان را تایید كردهاند، اما در مورد تعداد آنها و وابستگی آنها به نهادها و جناحها، دعاوی متفاوتی مطرح شده است. در حالی كه فیلمهای ضبط و پخش شده از برخی صحنهها، تیراندازی به سوی مردم را نشان میدهد و پزشكی قانونی علت مرگ برخی از بازداشتشدگان را ضربوشتم و ضربه به سر ذكر كرده است، برخی از مقامات اصرار دارند كه مردم و خانوادهها بپذیرند كه بازداشتشدگان به علت ابتلا به بیماری مننژیت در گذشتهاند.
صرف نظر از تعداد كشتهشدگان، چه در خیابانها و چه در بازداشتگاهها، قتل مظلومانه جمعی از مردم بیگناه قطعی و غیرقابل انكار است. آنچه در این نوشته مورد بحث است، داوری در مورد راست یا دروغ بودن تجاوزات جنسی به بازداشتشدگان و یا در مورد شكنجه در زندانها و تعداد كشتهشدگان یا دعاوی مسوولان امر نیست - رسیدگی و داوری به این دعاوی در واقع وظیفه اصلی قوهقضائیه سالم، بیطرف و صاحب عزم است - بلكه در مورد قتل مظلومانه این بیگناهان است. این افراد در هیچ دادگاهی محاكمه و محكوم نشده بودند. جرم برخی از آنها تنها شركت در یك راهپیمایی اعتراضی بوده است.
این مشاركت با هیچ ضابطه و معیار حقوقی و قانونی، جرم و آن هم جرمی كه مجازاتش قتل باشد، محسوب نمیشود. چه كسی اجازه تیراندازی به سوی مردم را صادر كرده است؟ قانون اساسی، راهپیمایی بدون حمل اسلحه را آزاد دانسته است. نظام جمهوریاسلامی با قانون اساسیاش تعریف شده است. زیر پاگذاشتن اصول قانون اساسی یعنی اقدام علیه نظام. قانون اساسی یك میثاق و پیمان ملی است. زیر پا گذاشتن یك جانبه اصول قانون اساسی یعنی نقض عهد. این قانونشكنی، خلاف آموزههای قرآنی است: یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود (مائده1). برخی از نظریهپردازان جریان راست افراطی اعتقادی به جمهوریت ندارند و اسلامیت نظام را اصل میدانند. بر این اساس آنها اولیتر از هر كسی هستند كه به آموزههای قرآن عمل كنند. چطور میتوانند آموزههای قرآن را به بهانه حفظ نظام زیر پا بگذارند.
3- میگویند تظاهركنندگان قصد آشوب داشتهاند، یا در اعتراضهای خیابانی دست به آشوب زدهاند. به فرض صحت این ادعا، راه كار مقابله با شورش خیابانی، تیراندازی به سوی مردم به قصد كشتن آنها نیست. در نظامهای قانونمدار در چنین مواردی، یعنی احتمال شورش و تخریب، ماموران ضدشورش، برای متفرق كردن مردم ابتدا تیراندازی هوایی میكنند. سپس در صورت ادامه شورش، به پاهای تظاهركنندگان تیر میزنند كه بتوانند آنها را دستگیر كنند. كسانی كه حكم تیراندازی به سوی مردم و كشتن آنها را صادر یا آنهایی كه این دستورات را اجرا كردهاند با هیچ معیار و ضابطهای نمیتوانند این قتلها را توجیه كنند؛ در هیچ دادگاهی نمیتوانند ثابت كنند كه این افراد مجرم و مستحق مرگ بودهاند، اینها اگر بتوانند جواب مادر و یا پدر روحالامینیها را بدهند و آنها را ساكت نمایند نه جوابی برای وجدان خود دارند و نه از عدالت خداوند راه گریزی.
4 - خداوند كریم میفرماید: «ولا تقتلوا النفس اللتی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا ـ و كسی را كه خداوند (كشتن وی را) حرام كرده نكشید، جز بحق، و هر كس كه به ستم كشته شود، به وارث او تسلطی دادهایم ـ اسراء 33».
آیا كشتن این مظلومان حق بوده است؟ با چه معیار و ضابطهای با كدام حكم شرعی یا قانون مدنی؟ به راستی بای ذنب قتلت: به كدامین گناه كشته شده است؟ مشخص كردن تعداد كشتهشدگان ضروری و مهم است. اما جدال بر سر تعداد آنان بازدارنده پیامدهای آن نیست. باز هم این خداوند است كه میفرماید: من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فیالارض فكانما قتلالناس جمیعا... (مائده 30).
آیا آمران و عاملان این كشتارها از آن عاقبت سوئی كه از آن راه گریزی ندارند، نمیهراسند، ترس و نگرانی ندارند؟ ممكن است از رسیدگی در دادگاههای این دنیایی، راههای گریزی داشته باشند اما آیا راه گریزی از خشم الهی دارند، آیا آنها برگ مصونیت از پیگرد الهی را دریافت كردهاند؟
به راستی چه فكری كردهاند؟ و چه فكری میكنند؟
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)