اما واقعا منظور جعفری از به کار بردن چنین عبارتی و توجیه سرکوبهای صورت گرفته به عنوان وسیلهای لازم و ضروری برای تداوم مسیر انقلاب چیست؟ این ارتباط از سه حالت خارج نیست. یا جعفری اصولا درکی از انقلاب ۵۷ و دهه نخست انقلاب و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالتطلبانه مردم در آن سالها ندارد که با توجه به سابقه مبارزاتی وی و زندانی شدنش در بحبوحه انقلاب و تجربه وی در سالهای جنگ به عنوان فرمانده بعید به نظر می رسد.
حالت دوم هم این است که جعفری هم مانند بسیاری از مسخشدگان قدرت ترجیح داده است برای حفظ منصب خود در قدرت به توجیه سرکوبها و شکنجهها و کشتارهای سه ماه اخیر از طریق لجنمال کردن نام انقلاب و امام متوسل شود. این راهی است که خیلیهای دیگر هم در این ماههایی که گذشت در پیش گرفتند و نشان دادند نه تنها مردم که امام خمینی روزی رای آنان را میزان خوانده بود که حتی شخص بنیانگذار جمهوری اسلامی و سخنانش و نیز انقلابی که برخواسته از خشم و ظلمستیزی مردم بود نیز برای این افراد دیگر پشیزی ارزش ندارد.
از جناب سردار سرلشگر جعفری که همه این عناوین را به پاس رشادتهای رزمندگان و اسرای سالهای جنگ یدک میکشند، باید پرسید که آیا حفظ منصب و ماندن در قدرت اینقدر ارزش داشت که حاضر شدید برای توجیه خبطهای صورت گرفته و کشتارهای خیابانی و تجاوزها و شکنجههای جوانان مردم، از تدوام راه انقلاب حرف بزنید؟ از صاحبان قدرت که به هر بهانهای از خون شهدا مایه میگذارند باید پرسید که توجیههایی از این دست به معنای پایمال کردن خون شهدا نیست؟
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)