آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

8:48 عصر یک‌شنبه، 12 مهر 1388

حاشیه‌ای بر اظهارات اخیر فرمانده کل سپاه:

فرماندهان جوان یا همان نیروهای خودسر

محمدجواد آراسته

در خبرگزاري‌ها خواندیم که:«فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ايران به اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه ها گفته است که در مقابله با ناآرامي هاي احتمالي در دانشگاه‌ها واکنش نشان دهند و منتظر فرمان مافوق نباشند.»


در اين يادداشت سعي خواهیم کرد بعضي از زواياي پيدا و پنهان اين سخن را بکاویم.

معناي اين سخن چيست که يک فرمانده به نيروهايش مي‌گويد برويد خودتان تصميم بگيريد؟ چه مي‌تواند باشد جز اينكه: «من قانوناً به شما حق مي‌دهم که خودتان تصميم بگيريد و بنابراين قانوناً «خودسر» باشيد.» اما مگر مي‌شود هم قانوني عمل کرد و هم خودسرانه؟‌ اگر محدوده‌ي اختيارات نيروها همواره محدود در حدود قانون است ديگر اين «خودسري» چه معنايي دارد؟ آيا سردار جعفري بنابر اختيارات قانوني‌اش از نيروهايش مي‌خواهد غيرقانوني عمل کنند؟ آيا ايشان قانوناً فرمانده‌ي عده‌اي خودسر است که هر کاري صلاح بدانند مي‌کنند؟

نکته‌ي‌ ظريف مسئله اين است که در واقع سردار جعفري با اين سخنان عملا به نيروهاي «خودسر» مشروعيت داده‌ تا با جوسازي، ارعاب، تجاوز، شکنجه، خشونت و هر ابزارِ ديگري که لازم باشد اين به‌اصطلاح «فتنه» را جمع کنند.

اما در لايه‌اي عميق‌تر بايد پرسيد که مسؤليت جناب سردار جعفري با چه کسي است؟ آيا اختيارات قانوني او اجازه‌ي چنين اظهار نظرهايي را به‌ وي مي‌دهد؟

اين پرسشْ پاسخي تلخ دارد که مي‌بايد در سلوک و سخنِ بالادستي‌هاي او جستجويش کرد. همان کساني که هر نوع اعتراض و انتقادي را «براندازانه» تفسير کرده و با هر وسيله‌اي آن را سرکوب مي‌کنند. همان‌هايي که از تريبون‌هاي نماز جمعه به‌نام حفظ دين ظالمانه‌ترين اعمال را تئوريزه کرده و در عين حال مسؤليت جنايت‌هايشان را به گردنِ آن‌کساني مي‌اندازند که حقوق انساني خود را طلب مي‌کنند.

واضح است که بازوي نظامي‌- سخت‌افزاري جبهه‌ي کودتاگر نه‌تنها در برابر خيزش اين موجِ عظيم ظلم‌ستيزي در ايران امروز سردرگم مانده بلکه بايد گفت کمابيش به اين نتيجه رسيده است که نمي‌داند «چه کند؟». به همين دليل از سر استيصال به نيروهاي فرودست خود متوسل مي‌شود و با لحني توام با عجز و عصبانيت فرياد مي‌کشد که: «فرماندهان جوان جبهه جنگ نرم بايد به عرصه‌هاي سياسي و فرهنگي اين ميدان آشنا شوند و در هر مکاني که هستند، عکس العمل هاي مناسب نشان داده و روشنگري کنند و منتظر دستور مسؤلين بالادست نباشند.»

اما بعد از قريب به چهار ماه آزمون و خطايي که نتيجه‌اش به خون کشيده شدن خيابان‌هاي خسته‌ي اين وطن بود، پرسيدن اين نکته به‌جاست که آيا آقايان فهميده‌اند «عکس‌العمل» مناسب چيست؟ متأسفانه بايد گفت نه‌تنها چنين امري محقق نشده بلکه حتي درماندگي ايشان تابدان‌حد وسعت يافته که سبک‌سرانه به‌نحوي به نوچه‌هاي خود اختيار تام مي‌دهند تا هرگونه که صلاح مي‌دانند واکنش نشان دهند.

آيا جناب سردار جعفري با خود نمي‌انديشد اين جنبشي که اکنون مي‌رود به درختي تنومند تبديل شود، از قضا نتيجه‌ي همان «عکس‌العمل‌هايي» بود که  «برادران بسيجي» را با تمسک به واژه‌هايي چون انقلاب مخملي و ناتوي فرهنگي و با رمزِ «يا زهرا» در سال 78 نيمه‌شب به حريم مقدس دانشگاه روانه کرد تا دانشجويان را از بستر بيرون کشيده و از پنجره به خيابان پرتاب کنند؟ آيا بستن فضاي دانشگاه‌ها و تصفيه‌ي وسيع اساتيد و دانشجويان در سال‌هاي گذشته از يک‌سو و اختيارات فراوان و فراقانوني نهادهايي مثل بسيج و دفاتر فرهنگ و نمايندگي‌هاي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها از سوي ديگر براي عکس‌العمل مناسب عليه دشمن کافي نبوده است؟

سردار جعفري گفته است نيروهاي بسيج  امسال نمي‌توانند تنها به برگزاري برنامه‌هاي معمول بسيج دانشجويي در سال‌هاي گذشته اکتفا کنند «چون ممکن است نوع عملکرد بسيج دانشجويي در سال‌هاي گذشته براي مقابله با جريان کنوني جوابگو نباشد.»

اما باز هم آدمي در مي‌ماند که منظور جناب سردار از اکتفا نکردن به برنامه‌هاي سال‌هاي گذشته دقيقاً چيست؟ مثلا ايشان و دوستانشان در سال‌هاي گذشته چه کاري نکردند که الان دانشجويان را بدان تهديد مي‌کنند؟

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه