سمیه توحیدلو که پس از انتخابات 71 روز در زندان اوین بازداشت بوده و بدون محاکمه از زندان آزاد شده در یادداشتی تحت عنوان در آن اتاقهای بازجویی بر من چه گذشت؟ در تاریخ 9 شهریور نوشته است:
در زندان کتابهای زیادی را برای مطالعه دادند (درباره ولایت فقیه و اندیشه امام و نهادهای مثل شورای نگهبان و مفاهیمی مثل دموکراسی و عقلانیت) و یک روز هم بعد از خواندن یکی از این کتب یکی از کسانی که چهره شاخصی هم در بین جناح مقابل دارد برای بحث و نظر به ۲۴۰ آمده بود. بیش از دو ساعت با ایشان بحث کردم.
در واقع جلسه ای بود که دو طرف حرفشان را زدند و هیچکدام حرف دیگری را نه توانست که بشنود و نه خواست که بپذیرد. اما بعد از آن حدود بیست روز تا زمان آزادی، روال بازجویی تغییر کرد. یکی از اساتید دانشگاه پرونده را مجددا از ابتدا آغاز کردند. البته اینبار روال بازجویی فرق کرده بود. در ابتدای کار بعد از ۵۶ روز ممنوع الملاقات بودن توانستم با خانواده دیدن کنم. کتاب و قلم و کاغذ برایم آزاد شد، هرچند مدت زمان طولانی حضور برای بازجوییها زمانی را برای خواندن آنها در سلول برایم نمیگذاشت.
با ایشان نیز بحث زیادی میکردم و بخش زیادی از انتقاداتی که میشد را چه از وضعیت جامعه و سیاست و چه از وضعیت زندان و کارشناسان قبلی به ایشان ارائه کردم. در ابتدای امر سعه صدر ایشان در شنیدن این حرفها و حتی آرامش بازجوییها و احترام گفتگوها برام هم عجیب بود و هم مشکوک! البته این تعجب تا انتها برایم باقی ماند چرا که از بین کسانی که آنجا دیدم تنها فردی بود که نگاه جناحی نکرد و حتی از بودن ما در زندان هم راضی نبود.
همزمان با پرونده من تا جایی که میدیدم پروندههای دیگری را نیز در دست داشت که حتی دیدم ژیلا نیز درباره روند کارش با این آقای دکتر نوشته است. هرچه بود نقطه امیدی بود در آن روالی؟! که داشت طی میشد. انقدر بود که در روزهای انتهایی گفتم فکر کنم که وزارتخانه و مسیر بازجوییها نیاز دارد که افرادی مثل ایشان تکثیر شوند. هرچند که بر این باورم جز خدا نمیتواند و نمیتوانست کاری از پیش ببرد، اما گاهی مخلوقات میتوانستند واسطی در این خواست باشند. بدون شک تلاش خانواده و دوستان و نیز اتفاقاتی از این دست برای این آزادی بی تاثیر نبودند.
امروز 12 شهریور در سایت الف وابسته به دکتر احمد توکلی یادداشتی تحت عنوان: اقدامات رهبر انقلاب در پیگیری مظالم حوادث اخیر منتشر شده است. در این یاداشت که ظاهرا توسط یکی از نمایندگان مجلس نوشته شده، میخوانیم:
ایشان دو هیات را مامور رسیدگی به حوادث بعد از انتخابات کردند، هیاتی به بازداشتگاهها و بخصوص زندان اوین رفته و با بازداشتشدگان بعد از انتخابات به گفتگو و مباحثه نشستند، این هیات را نه افرادی نظامی و امنیتی که اکثریت قریب به اتفاق آنها را اعضای هیات علمی و اساتید دانشگاهها میدادند و دیگری هیاتی که مامور پیگیری جنایت رخ داده و یافتن عوامل آن و نیز دلجویی از خانوادههای آسیبدیده است.
این افراد با زندانیانی که اتهامات سنگینی از جاسوسی گرفته تا تلاش برای انقلاب مخملی در ابتدای بازداشت متوجه آنها شده بود به گفتگو نشستند، برای حفظ و احیای کرامت انسانی بازداشتشدگان تلاش کردند، پروندههای آنان را به دقت مطالعه کردند و با گفتگو و مباحثه بسیاری از ابهامات و اتهامات طرح شده علیه آنها را فاقد دلیل و پایه محکم دانستند و تلاش کردند تا زندانیان در شرایط استاندارد قرار بگیرند، از زیر فشار خلاص شوند و با خانوادههای خود تماس بگیرند و در مرحله بعد زمینه آزادی بسیاری از بازداشتشدگان را فراهم کردند.
یکی از بازداشتشدگانی که اخیرا آزاد شد در دیداری خصوصی از روزی میگفت که آقای دکتر بررسی پرونده او را عهدهدار شد، دکتر، خود به او گفت که از جانب رهبری به بررسی پروندهها مشغول شدهاند و گزارشها را مستقیما به ایشان میدهند و حتی روسای قوای سه گانه نیز در جریان این گزارشها قرار نمیگیرند، او با احترام با آن بازداشتشده برخورد میکرد، اجازه نداد که دیگر به هنگام بازجویی چشمبند بر چشمان او ببندند و دستور داد که زمینه برای ملاقات حضوری او با خانوادهای فراهم شود و بعد از حدود سی ساعت بحث و مرور پرونده، زمینه را برای آزادی او فراهم کرد و از آزادی دیگران نیز خبر داد که تا به امروز بسیاری از آنها محقق شده است.
از این دو نقل قول مهمترین و کمترین نتیجه ای که میتوان گرفت این است که سازوکارهای رسمی تامین امنیت برای شهروندان و کشور دچار خلل و آسیب اساسی شده به نحوی که بالاترین مقام کشور، راساً برای احقاق حقوق شهروندان و جبران مافات مجبور به کنارزدن قوانین و مسئولان عالیرتبه کشور شده است. زمستان که نیست سرمان را زیر برف کنیم! به خود بیاییم تا بیش از این پرپر نکنیم و بال بال نزنیم.
ماه رمضان است که بهترین شبها و روزهای سال را در خود دارد که شب قدر از جمله آنهاست. ازباب نصیحت عرض میکنم که علّو و استکبار صفت خداوند است و درخور بندگان ولو معصومین نیست. ظلم نکنیم و حق پذیر باشیم. اداره کشور به این شکل، دولت و ملت، ایمان واخلاق را به سمت انحطاط سوق میدهد. تواضع بورزیم تا راه هدایت به رویمان گشوده شود. هنوز هم دیر نشده است! باور کنیم که قدرت، حق نمیآفریند بلکه این حق است که قدرت آفرین است. بیش از این خودمان و دیگران را ضایع نکنیم.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)