انتخابات ریاست جمهوری ایران اگرچه همان طور که از دوران تبلیغات آن میشد فهمید، انتخاباتی پرشور و با مشارکتی حداکثری بود که میتوانست اعتباری بیبدیل برای ایران کسب کند، اما اتخاذ تصمیمهای نادرست و پیروی از سیاستهای اشتباه که مورد پسند ملت نبود، دلیلی شد تا روزهای تاسف باری پس از برگزاری انتخابات رقم بخورد.
در این بین حضور شخصیتهای اصلاح طلبی چون سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی که از محبوبیت بسیاری برخوردار بودند و هستند در کنار نامزدهایی با سخنان جدید و قابل تفکر، چون شیخ کروبی و محسن رضایی تاثیر فراوانی بر افزایش چشمگیر مشارکت در انتخابات داشت. اما اعلام نتایج دور از انتظار بسیاری از رایدهندگان، نه تنها نوعی نارضایتی را در میان قشر عظیمی از مردم ایجاد کرد، بلکه موجی از بیاعتمادی و دلسردی را به روح اجتماع پرشور قبل از انتخابات دمید، چنان که این روزها خبری از آن شور انتخاباتی دوران تبلیغات نیست.
در این بین اما اخبار مختلف نیز تاثیرهای فراوانی را بر افکار و جهتگیری فکری مردم داشت. چنان که این روزها میبینم و میشنویم که چه تعداد از مردم و اطرافیانمان نسبت به برنامهها و حتی اخبار صداوسیما بدبین شدهاند و کمتر کسی را میتوان یافت که واژه «رسانه ملی» را باور داشته باشد.
چند روز پیش با یکی از نزدیکان درباره خرید گوشی تلفن همراه صحبت میکردیم و حرف از این بود که چه گوشی بخرد که بدرد بخورد باشد و چه مدلی بهتر است و چه مارکی معروفتر و کاریتر. صحبت ادامه داشت و نظرهای مختلفی رد و بدل میشد. حرف از این شد که فلان مدل کوشی نوکیا خوب است و مدل دیگری بهتر است و چنین امکاناتی دارد و چنان انجام کارهایی را دارد.
وقتی حرف نوکیا پیش آمد، دوست خریدار گوشی صورتش در هم پیچید و باناراحتی گفت: بد از انتخابات و اخباری که درباره نوکیا شنیدم، اصلاً از نوکیا خوشم نمیآید. اگرچه مدلهای خوبی دارد، اما دیگر دوست ندارم با خریدن نوکیا پول به جیب آنهایی بریزم که ...، از نوکیا نگو ...
اشاره داشت به برخی خبرهایی درباره دستگاههای مخابراتی که نوکیا به ایران فروخته است و میتوان از آن در شنود مکالمههای مختلف استفاده کرد. این خبر در روزهای پر جنبوجوش بعد از انتخابات از جمله اخباری بود که تاثیر فراوانی بر مردم داشت و رسانههای بسیاری درباره تاثیرات عینی این خبر بر بازار گوشی موبایل گزارش نوشته و خبر دادند.
این موج بیاعتمادی به نشان نوکیا از همان روزها آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. البته شاید آنچه گفتم تنها گوشهای از این چنین نگاهی باشد که این روزها بسیار در مردم میتوان یافت، اما واقعیت این است که این چنین احساساتی در روند زندگی روزانه مردم وجود دارد و تاثیری انکارناپذیر بر زندگی آنها و کلیت جامعه گذاشته و خواهد گذاشت که خیلی هم خوب نیست.
اما متاسفانه این روزها نه تنها در راستای بهبود این روند بی اعتمادی گامی برداشته نمیشود، بلکه بر این موضوع دامن زده میشود که یکی از مصداقهای آن برگزاری همین دادگاههایی است که از سوی کمتر کسی مورد پذیرش است. همچنین اظهار نظرها و موضوعگیریهای جانبدارانه و ناعادلانه برخی از مقامهای کشور نیز به فضای ناخوشایند جامعه ایرانی شدت میبخشد. باشد که برخی تریبونهای ملی را اختصاصی نکنند و با گرفتن قیافه بیطرفانه، از یک طرف ماجرا حمایت نکنند.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)