آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

6:24 عصر شنبه، 7 شهریور 1388

گزارش معصومه ابتکار از دیدار با خانواده شهید اشکان سهرابی

معصومه ابتکار بار دیگر از دیدار چند عضو شورای شهر تهران با خانواده شهدای جنبش سبز نوشت. خانم ابتکار که پیش از این هم گزارش‌های مشابهی را منتشر کرده بود، این بار در وبلاگش از دیدار با خانواده شهید اشکان سهرابی نوشته است:


داغدار با پیراهنی سیاه روبرویمان نشست و گفت: خانم ابتکار، شما دانشگاه تربیت مدرس هستید، درست است؟

گفتم: بله.

گفت: من از کارکنان آن دانشگاه هستم.

شنیده بودم یکی از کارمندان دانشگاه فرزند خود را در جریان حوادث اخیر از دست داده است. اما نمی دانستم کیست و حالا به همراه آقای دکتر نجفی در پی دیدارهایی که به عنوان اعضای شورای شهر با خانواده های آسیب دیدگان داریم، در منزل او بودیم.

روبرویم پدر اشکان سهرابی و در کنارم مادر او نشسته بود؛ داغدار و پریشان. اشکان دانشجوی 20 ساله رشته آی تی دانشگاه آزاد قزوین بود که روز 30 خردادماه در جریان حوادث پس از انتخابات در محله هاشمی تهران به ضرب گلوله کشته شد.

مادر اشکان با ابراز ناراحتی بسیار از مرگ فرزندش می گفت :او روز 31 خردادماه امتحان داشت و آن روز در خانه مشغول درس خواندن بود. حدود ساعت 8 شب گفت که برای گرفتن جزوه ای به منزل دوستش که فاصله ای 5 دقیقه ای تا منزل ما دارد، می رود و سریع بازمی گردد. اما 10 دقیقه بعد دوست اشکان سراسیمه خبر داد که او را به بیمارستان بردند.

اشکان در خیابان بوستان سعدی که همیشه خیابان خلوتی است و آن روز هم تظاهرات و تجمعی در آن نبوده با شلیک گلوله ای از نقطه ای نامعلوم مضروب و دقایقی بعد از اینکه با یک موتوری او را به بیمارستان لولاگر می رسانند در اثر شدت خونریزی جان می سپارد.

مادر اشکان و پدر او که به عنوان بسیجی سابقه حضور در جبهه های دفاع مقدس را دارد و برادرش نیز ایثارگر و پدر شهید است، از حوادث پس از فقدان پسرشان نیز بسیار آزرده اند؛ از اینکه با دوربین تلویزیون برای مصاحبه به منزلشان آمدند تا ماجرا را جور دیگری جلوه دهند و البته آنها حاضر به چنین کاری نشدند؛ از اینکه بستگان و فامیل در مراسم چهلم اشکان و بر سر مزار وی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و حتی مادر بزرگ اشکان در امان نماند؛ از اینکه مزار دلبندشان را به آتش کشیده بودند و ...

مادراشکان از خصوصیات او که می گفت اشک امانش نمی داد: پسرم مونس و همدم بود؛ روحیه ای آرام و اخلاقی ملایم داشت و سرش به کار خودش ...

اشک های مادر اشکان تلخ بود، اما از اینکه به عنوان اعضای شورای شهر به این خانواده ها سر می زنیم و تلاش می کنیم تسلای دل آنها باشیم قدری آرام می گیریم.

 

منبع: greenebtekar.persianblog.ir

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه