آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:11 صبح جمعه، 6 شهریور 1388

بي تاب از تو گفتنم ... / برای شهاب الدین طباطبایی

علیرضا طاهری

اين چندمين شب است كه بيدار مانده ام؛ آن گونه ام كه خواب قبولم نمي كند. سيد شهاب الدين طباطبايي ؛ شايد اولين بار 4-5 سال پيش اين اسم رو شنيدم. زماني كه در ستاد دكتر معين كنار هم جمع شده بوديم. اما در انتخابات سال 84 خيلي قسمت نشد باهات آشنا بشم.


سال 85 انتخابات شوراي شهر برگزار شد و شما يكي از نامزدهاي اصلاحات يا به قول بچه هاي ستاد يكي از اون 15 كبوتر بودي ... فقط مقداري آشنا شدم و فرصتي براي دوست شدن نبود. بعد هم كه طبق معمول من چون عضو ثابت تشكيلات مشاركت نبودم دوباره غيبم مي زد تا انتخابات بعدي ...
اما اينبار يه اتفاق افتاده بود بعد از انتخابات شوراها شهاب (يعني تو) مسئول شاخه جوانان مشاركت شده بود و ديگه بچه هايي مثل من كه فقط انتخابات به انتخابات  كار سياسي مي كردن رو جذب شاخه كرده بود و در بخشهاي تخصصي مشغول ...
تو كار تشكيلاتي را خوب مي فهميدي درست همانطور كه ارزش با هم بودن را خيلي خوب مي دونستي.
زمان سختي كار و ناراحتي مانند برادر بزرگتر بودي نه براي نصيحت و سر كوفت كه براي دوباره بلند شدن و با هم بودن.
هميشه نگران افرادي بودي كه با تو همكار بودند همانطور كه در بيدادگاه بعد از مدت ها زير فشار بودن با قبول مسئوليت تمام فعاليت هاي ( يا به قول آنان جرمهاي ) ستاد 88 نشان دادي كه چقدر نگراني و البته جسور و با مرام
اين ها كه گفتم نه براي اينكه خود را رفيق گرمابه و گلستان قهرماني چون تو جا بزنم نه كه خود مي داني  كه كوچكترين برادر تو ام.
و اينبار از هميشه شرمگين تر ... بنا به عذري كه داشتم بسيار كم افتخار حضور در كنارت را داشتم ... وقتي سعيد نورمحمدي كه حدود 7-8 ماه قبل از انتخابات و 2 ماه بعد از آن تمام وقت خودش رو وقف آزادي و آزادگي كرده ابراز شرمساري مي كنه من كه به بهانه اي كمتر همراه بودم ( و آن بهانه هم به سر انجام نرسيد ) با چه زباني قادر به بيان شرمساري خويشم.
بي تاب از تو گفتنم ؛ كه گفتي " با هم بودنمان پيروزي است " و دقيقا به همين دليل متهمت كردند . متهم به اينكه تشكيلات منسجمي را مديريت مي كردي . تشكيلاتي كه در سراسر ايران  نقش موثري در منتخب شدن مهندس موسوي به عنوان رئيس جمهور ايران ايفا كرد .
و اين براي آنان كه به كار تشكيلاتي براي راي آوري اعتقاد يا بهتر بگويم نياز نداشتند بسيار سنگين بود.

و آنها تصميم گرفتند كه اين عمل تو را با انفرادي تلافي كنند.
و اما ما بي تو بايد همواره با هم باشيم و بدون هيچ بهانه اي تلاش كنيم براي هدفمان ؛ آزادي. كه آن هنگام كه بازگشتي نخواهي دوباره خشت خشت اين بنا را دوباره بچيني.

دوست و برادر كوچكت سيد عليرضا طاهري

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه