اما چشمها و دستهای دادستان و قاضی، حالت افتاده لبهايشان، چه حالت نيشخند خود خواهانهای دارد. پشت اين پيشانیهای کوتاه احمقانه چيست که آنها را اين گونه بی روح کردهاست. چهره ترسان و رنگ پريده و بی اميد و هيبت آشفته آنها، چه قدر به حقيقت درونی کودتاگران نزديک است.
آنها که امروز در بیدادگاه نمایشی محاکمه میشوند شاید 15 سال پیش "آدمهای زيادی" بودند. آدمهایی که یا مخاطبی نداشتند یا ذهن اين "آدمهای زيادی" آرامش و قرار نداشت. اما همیشه میکوشیدند تا پيش رو و شورنده و مرد میدانهای آزمايش نشده و آنسوی كرانهها باشند. آن سالها شاید میتوانستند با چنین نمایشاتی، دچار نوميدی و بدبينی و بی اعتقادی شوند، و به ناگزير برای بازگرداندن باور و ایمان خود، تخيل و احساس خود را در جای دیگری، جاری سازند. آن دوران شاید برای تحقق خواست کودتا گران شانسی بود که این "آدمهای زيادی" به اوهام و هذيان روی آورند.
اما حرکتی که در آن سالها با تدوین اندیشه و راه و روشی تازه در نیروهای اسلامی ایران، همچون روندی خود جوش، گام به گام و بر اساس تجربه و خودآگاهی جمعی این "آدم زيادی" تاسیس شد، اینک به ثمر نشستهاست. کسانی چون حجاریان، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محسن میردامادی، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده، محمد قوچانی و احمد زیدآبادی با حسّاسیّتی که داشتند و با شاخکهایی تیزی که رنج این سالهای دشوار را در قالبِ افکار تازه میریختند، توان ایستادن بر لبهی تیز و باریکِ یک شمشیر در جامعه سیاسی و روشنفکر و دانشگاهی جوان ایران آموختند. جوانهای که در این سالها با پیکاری تدریجی این نخبگان، زیر فشار، تهمت و بدگمانی شدید، کاشته شد، امروز به درختی تنومند و پر میوه تبدیل شدهاست.
مقالات بسیاری که در نقد اقتدارگرایی، برداشت خشونت آمیز از اسلام، نقد استبداد، پرده برداری از دولت پنهان، نقد توتالیتاریسم و تاکید بر انسانگرایی و دمکراسی و حقوق بشر در این سالها به قلم این فرزانگان ما نوشته شده، اکنون پیروانی به گستردگی همه دانشگاهها و مردم شهرهای بزرگ ایران یافتهاست.
کوشش آگاهانه این فرزانگان ما چیزی جز خواست مسئولیت، قابل فهم و بیان دنیای پیرامونی و ارزشهای دموکراتیک و کمک به یافتن راه حل برای مسائل پیچیده جامعه ایرانی نبودهاست. کوشش آنها در راه جستجوی امکانات و راه تحول ایران با نگرشی مسالمت آمیز و کنکاش و نظرآزمایی آنها براستی بزرگترین سرمایه اجتماعی ایران امروز است. در اینراه نیز جز خلاقیت، تجربه و نیز اعتماد بنفس خود، سرمایه دیگری نداشتند.
اکنون صحبت از انحلال حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجازات این فرزانگان، از راه انحلال ملت و نابودی امید به روزهای بهتر میگذرد. که این نیز غیر ممکن بهنظر میرسد، زیرا آنچه که در ایران دگردیسی یافته، نگاه اکثریت شهروندان به خود، به آدم و عالم و به گذشته و آیندهاست.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)