/ تدوین کنندگان بیانهای که این روزها تحت نام "کیفرخواست عمومی" با امضای دادستان تهران و در جلسهای موسوم به "دادگاه رسیدگی به متهمان کودتای مخملی" برگزار میشود در فرازی تحت عنوان "اوج خیانت به ملت ایران در موضوع انرژی هستهای" نامیهم از این بنده ی خدا آوردهاند. (خبرگزاریها - 3/6/88) متن این فراز چنین است:
"اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هستهاي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هستهاي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامههاي رسمي كشور به چاپ رسیده تلاش میكند تا مدرك معتبری مستند به اظهارات رسمی یك نماینده مجلس ایران در جلسه مجلس در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامههای بیشتر آمریكایی علیه ایران هموار سازد".
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی، قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر میآید، آن را "اظهارات شرمآور نامبرده" خواندهاست. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت میدانند و من آن را عین افتخار میدانم، چنین است:
"میتوان این تبلیغات را به رسانههای صیهونیستی نسبت داد. میتوان مثل همیشه آنها را توطئههای استكبار جهانی دانست و داد از مظلومیت جمهوری اسلامی ایران سرداد. میتوان كماكان خود را محور خوبیهای جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما یك نكته بسیار ساده در این میان وجود دارد، آنها سرنخها، دم خروسها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهایشان محق جلوه میدهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زیر برف كردند، پروژههای بلند پروازانه بیهدف طراحی كردند، نامعقول ترین و نامتعارف ترین شیوه را برای دستیابی به فنآوری هستهای برگزیدند و فكر نكردند كه آنچه میكنند، روزی در معرض دید و بررسی متخصصان جهانی قرار میگیرد؛ آن روز كه سایت عظیم پنجاه هزار متری طراحی كردند تا در چند متر مربع از یك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از این چاه آب فناوری استراتژیك در نیاید، نان تبلیغات استكباری در خواهد آمد. آری در آن روز باید روزی را میدیدند كه علیه ما تیتر شود؛ جمهوری اسلامی نوزده سال دروغ گفت".
و اما چند نکته:
1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامهی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخها را هم خلط کردهاند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامهای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماههای آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هستهای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده میدیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویدادهای سال 85، یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر میگردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش میکند تا مدرک معتبری، مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور را در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامههای بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بیمعنا است.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هستهای ایران را دنبال میکنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافتهام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران، در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین میشد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آنها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمتزنی و تهدید نداشتند و دریغ از شرکت آنها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیلهای عجیب وغریب و نظریههای لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی، "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی، در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمیتوان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود دادهاند تعقیب یا توقیف کرد". بر این مبنا، به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفهای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هستهای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان میدهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرفنظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم، گمان میکنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناختهشدهی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبرهی فیزیک، در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدارگونه را برای آگاهی ملت ایران، که وکیل آنها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمهی آن سخنان عدول نکردهام. تصور من این بود و هست که نمایندهای که بداند و نگوید، نمایندهای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازهی دیگران بداند، نمایندهای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دورهی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نمایندهای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نمایندهای که تنها هنرش مجیزگویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نمایندهای که نداند کجا نشستهاست و وظیفهاش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجالآفرینی برخی قدرتطلبان ابعادی بزرگ یافت، چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمیپندارم.
5- آن چه گفتم، ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل میدهد. نمیدانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمرهی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز مینامم یا نه؟ من یک معلم سادهی این کشورم، آموزش چریکی ندیدهام و نمیدانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه میتوان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطرهی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله، در شرایط خاصی بگویم زمین نمیچرخد. اما خوشبختانه، حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به ارادهی شکنجهگران قرون وسطی تغییر نمیکند. واقعیتهای این سرزمین هم با خواست و فشار تدوینکنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزارکنندگان دادگاه متهمان به این شیوهی نامتعارف، جابهجا نمیشود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمیماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند
احمد شیرزاد - 3/6/88
تهران - خارج از اوین
/