آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

2:08 صبح پنج‌شنبه، 8 مرداد 1388

ترمینولوژی حقوقی جدید، یادداشتی از بهمن کشاورز

بهمن کشاورز

1- اینکه در کشوری تنش‌های سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد، طبیعی و پذیرفتنی است. اینکه طرفین یا اطراف این تنش‌ها به یکدیگر انواع خطاها و جرم‌ها و قصورها و تقصیرها را - از ریز تا درشت - با تقبل آثار حقوقی و قضایی چنین انتساب‌هایی نسبت دهند، باز هم قابل توجیه است اما شدت و نوع موارد انتسابی به میزان انصاف و در عین حال ساختار فرهنگی و اخلاقی طرفین یا اطراف چالش بستگی دارد.


حتی اینکه طرف پرزورتر و آنکه به اصطلاح دست بالا را دارد، به طرف کم‌زورتر سخت بگیرد و احیاناً قلع و قمع کند و بگیر و ببند راه بیندازد،‌ شگفت‌انگیز نیست، به ویژه اگر محل وقوع این داستان‌ها جهان سوم باشد. در این مورد هم رعایت یا عدم رعایت «قواعد بازی»‌یعنی قوانین ماهوی و شکلی کیفری، در بگیر و ببندها به میزان انصاف و در عین حال دوراندیشی طرف پرزورتر بستگی دارد. مآل ‌اندیشان جایی برای سازش و بازگشت باقی می‌گذارند و آنها که دور‌اندیش نیستند، نه.

2- در این زد و خوردها معمولاً آنچه طرفین یا اطراف به هم نسبت می‌دهند، یکی از عناوین زیر را می‌تواند داشته باشد:
الف- یا «توهین» و دشنام است که هرگاه عرفاً باعث وهن شناخته شود مرتکب قابل تعقیب خواهد بود.
ب- یا نسبت دادن صریح جرم تعریف شده در قانون است که از باب افترا و در صورت عجز نسبت دهنده از اثبات صحت انتساب قابل پیگرد خواهد بود.
پ- یا نسبت دادن اکاذیبی است که هرگاه قصد اضرار به طرف یا تشویش اذهان احراز و برای نسبت دادن از ابزارهای برشمرده در قانون استفاده شود، مرتکب به عنوان «اشاعه اکاذیب» قابل تعیب خواهد بود.
در این حالات تکلیف طرفین یا اطراف قضیه روشن است. طرفی که می‌گوید و نسبت می‌دهد نتایج احتمالی عملش را می‌داند و طرف مقابل هم اگر بخواهد از طرق قانونی احقاق حق کند، می‌تواند.

3- موضوع وقتی پیچیده می‌شود که در این دعواها از الفاظ و تعبیرهایی استفاده شود که در هیچ‌یک از گروه‌های پیش‌گفته نمی‌گنجند و در عین حال انتساب آنها به افراد یا اشخاص می‌تواند دودمان آنها را به باد دهد و یا حداقل اگر اهل سیاست باشند، زندگی سیاسی آنها را به آخر برساند. فراموش نکنیم در کشور ما دخالت جدی در سیاست به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و رئیس جمهور و صدها سمت دیگر مستلزم «تأیید صلاحیت» است و رد صلاحیت صرفاً بر مبنای داشتن پیشینه کیفری مؤثر صورت نمی‌گیرد. بلکه اظهارنظر هر روزنامه و مجله و همسایه و همکار و... ممکن است ثبت و ضبط و زمانی باعث «رد صلاحیت» شود.

4- با این مقدمات عرض می‌کنیم استفاده از تعبیراتی چون: کودتای پارلمانی (که چند سال پیش عنوان شد)، انقلاب نارنجی، انقلاب مخملی و براندازی نرم ممکن است از جهت «ژورنالیستی» جذاب و جالب باشد اما وقتی به طور جدی و از زبان کسانی که گفتارشان باعث ترتب آثار می‌شود، مطرح گردد، این اشکال را ایجاد می‌کند که نه طرف قضیه تکلیفش را می‌داند و نه خواننده و شنونده موضوع را درمی‌یابند و نه حتی خود گوینده و نویسنده، اگر در مقابل این پرسش قرار گیرندکه «داستان چیست؟» قادر به پاسخگویی خواهند بود.

5- حاصل اینکه یا باید ترمینولوژی حقوقی و کیفری را دوباره بنویسیم و پدیده‌های پیش گفته و معادلات چندمجهولی همانند آنها را حل کنیم و یا بهتر است برای بیان و تشریح پدیده‌ها از اصطلاحات و کلمات تعریف‌شده استفاده کنیم تا تکلیف همه روشن باشد.

وکیل دادگستری

منبع: خبرآنلاین

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه