نگارنده این یادداشت، در وبلاگ آرش سبحانی آورده است:
پیش از این فكر میكردم اصلاح طلبان ایران - چه مردم و چه رهبران اصلاحات - دو فرصت تاریخی را در سالهای گذشته از دست دادند. یكی انتخابات مجلس خبرگان سال 1377 بود كه علی رغم تائید صلاحیت بسیاری از مجتهدین نزدیك به اصلاح طلبان، مانند حجتی كرمانی و...، اكثر رهبران اصلاحات(جبهه مشاركت و كروبی) و مردم در اعتراض به برخی رد صلاحیتها آن انتخابات را تحریم كردند و فرصت به وجود آمدن یك فراكسیون قوی اصلاح طلب در مجلسی از بین رفت كه قانونا قوی ترین نهاد سیاسی ابران است چون میتواند بر كار رهبر نظارت و احیانا او را عزل كند. در سالهای بعد دیگر این فرصت پیش نیامد چون شورای نگهبان كه از شوك دوم خرداد خارج شده بود، دیگر هیچگاه همان تعداد كاندید اصلاح طلب را نیز برای انتخابات حساس ترین نهاد قدرت در ایران تائید صلاحیت نكرد.
فرصت از دست رفته دیگر انتخابات شورای شهر دوم در سال 81 بود. مجری آن انتخابات وزارت كشور خاتمی و ناظر آن، مجلس اصلاح طلب ششم بود(بدون دخالت شورای نگهبان به دلیل قانون شوراها). در صورت استقبال مردم، این انتخابات میتوانست دموكراتیك ترین انتخابات ایران تا آن زمان باشد چون علاوه بر تائید صلاحیت همهء اصلاح طلبان و اصول گرایان، بخشی از اپوزیسیون داخلی نظام نیز تائیید صلاحیت شده بودند. كسانی مثل سازگارا و برخی اعضای نهضت آزادی كه در صورت انتخاب بیشترین فاصله را با رهبر داشتند. ولی هواداران اصلاحات كه پس از انتخاب خاتمی دردور دوم، از براورده شدن سریع مطالباتشان نا امید شده بودند، در آن انتخابات شركت نكردند تا كاندیداهای جناح راست تحت عنوان آبادگران با پائین ترین رای ممكن شورای شهر را قبضه كرده و جهت احراز پست شهرداری تهران موجود محیرالعقولی به نام محمود احمدی نژاد را انتخاب كردند. كه این آغاز كار او بود...
حال كه به سیر وقایع در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نگاه میكنیم، به نظر میرسد ترقی خواهان ایرانی - هم مردم و هم شخصیتهای سیاسی - بسیار پخته تر و مصمم تر از سالهای قبل عمل كردند. هدف اصلی این نوشته رهبران سیاسی اصلاحات مثل موسوی، كروبی یا خاتمی(حتی هاشمی) نیست كه شفاف تر از قبل و كم تر دست به عصا عمل كردند ( كه بسیار بیشتر از قبل به دل مردم نشست) بلكه هدف اصلی این نوشته خود مردمند. مردمی كه قبل از انتخابات هوش و خرد جمعی استثنائی از خود نشان دادند كه اگر نبود این حضور وسیع و آگاهانه، كودتاچیان هم اكنون با صرف هزینه بسیار كمتری به هدف رسیده بودند و خبری هم از جنبش سبز نبود. بعد از انتخابات هم همین مردم رفتار اعتراضی را به نمایش گذاشتند كه به لحاظ سطح نمایش سیاسی چند سر و گردن بالاتر از رفتارهای سیاسی قبلی مردم ایران بود.
از سكوت مهیب تظاهرات كنندگان میلیونی تا هماهنگی عجیب دقیقهء نودی در تغییر مسیر تظاهرات برای سردر گم كردن سكوبگران و رفتارهای دیگری كه هیچ كدام از پیش هماهنگ نشده و زادهء هوش و خرد جمعی در یك لحظه بود مثل آن زمان كه وزیر شعار در نماز جمعه سبز پشت میكروفون فریاد زد: مرگ بر آمریكا و مردم بدون اینكه از قبل هماهنگ كرده باشند یكصدا فریاد زدند: مرگ بر روسیه. دوستان، دل قوی دارید و ایمانتان را از دست ندهید. فقط به این چند واقعییت توجه كنید:
كودتاگران در حال هدایت ایران به یك ركود اقتصادی تمام عیار هستند. تمام سرمایهگذاریها متوقف شده. به خصوص بخش خصوصی بعد از كودتا به دلیل بی اعتمادی مطلق، هیچ كار جدیدی را شروع نمیكند. سیل عظیم و بی سابقهء واردات، كارخانجات و صنایع داخلی را به مرز ورشكستگی كامل نزدیك كرده و باعث بزرگتر شدن لشكر بیكاران (به خصوص كارگران صنعتی) در آیندهء نه چندان دور خواهد شد. افزایش بیكاری در كنار افزایش گرانی كه سرنوشت محتوم اقتصاد ایران تحت مدیریت غیر علمی دولت فعلی است، فتیلهء یك جنبش اجتماعی و این بار در جنوب شهر را روشن خواهد كرد.
اگر جنبش سبز اخیر حتی بیشتر جنبش طبقه متوسط با صبغهء سیاسی-اجتماعی (و تا حدی روشنفكرانه) بود، حركت اجتماعی بعدی جنبش طبقات پائینتر و این بار با صبغهء اقتصادی خواهد بود. گره خوردن مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی طبقات متوسط و پائین ایران، شرایط غیر قابل كنترلی را برای حاكمان به وجود خواهد آورد. حال به عامل دیگری توجه كنید و آن بازگشائی دانشگاهها، حدود یك ماه دیگر است. این دانشگاه، دانشگاهی است كه از تهران گرفته تا شهرستانهای كوچك، گرایش قوی ضد كودتا دارد و تعطیلات، دانشجویان آنرا پراكنده بود.
پس از باز گشائی دانشگاهها و گذشت مدت زمانی، این فقط پلی تكنیك و شریف نخواهد بود كه خواب كودتا گران را آشفته كند بلكه دیر یا زود اعتراضات دانشجوئی ابتدا در شهرستانهای بزرگتر مثل تبریزو اصفهان و شیراز و سپس شهرستانهای كوچكتر آغاز خواهد شد. پس از اینکه جنبش دانشجویی شعله اعتراضات عمومی در شهرستانها (در كنار تهران) را روشن كند دیگر روزگار مرتجعین سیاه است.
در عین حال فراموش نكنیم كه انعكاس وسیع رسانهای جنایات کودتاگران (كه آنرا مدیون فناوریهای جدید هستیم) نه تنها افكار عمومی مردم داخل ایران را بیش از پیش با غدههای چركین پنهان در نظام ایران آشنا كرد بلكه تاثیر بسیار بسیار منفی در افكار عمومی جهانیان و دولتهای خارجی داشتهاست و این نقطه ضعف بزرگ حاكمیت فعلی است. بعد از موج اول كشتار خیابانی، كودتاگران دست به عصا تر حركت میكنند و سعی میكنند مثل سابق آنقدر عریان تیر اندازی مستقیم و آدم كشی نكنند چون میدانند تصویر هر جسد خونینی كه بر آسفالت فرو افتد، بلافاصله توسط چند موبایل از جهات مختلف فیلم برداری شده و چند ساعت(حتی چند دقیقه) بعد جهانیان ناظر این صحنهها خواهند بود.
هم چنین عیان شدن بیش از پیش جنایات غیر انسانی كودتاگران در بازداشتگاهها و فرو افتادن غیر قابل انكار این طشت رسوائی نزد افكار عمومی داخل و خارج، تا حدی افسار شكنجه گران وحشی را كشیدهاست. با توجه به این كه احمدی نژاد از مدتها قبل خواب این را میدید كه با اوباما پشت یك میز بنشیند و به دوربینهای رسانههای جهان آن لبخند احمقانهاش را تحویل دهد، دیگر دستش برای هر جنایت آشكاری در وسطح بسیار وسیع، چندان باز نیست چون میداند در آن صورت رهبران آمریكا و اروپا، زیر فشار افكار عمومی مردم كشورشان نمیتوانند وارد بده بستان با دولت کودتا شوند.
این حالت دولت کودتا را بر سر یك دو راهی دو سر باخت قرار میدهد. اگر بخواهند به اهداف و بلند پروازیهای خارجی شان نزدیك شوند، دستشان جهت سركوب وحشیانه حركتهای وسیع اجتماعی در آینده تا حدی بستهاست. و اگر اقدام به سركوب وحشیانه و بسیار خشن نمایند، در روابط خارجی به بن بست میرسند كه آن موقع یا باید دستهایشان را در مذاكرات بالا برده و تسلیم شوند و یا منتظر عواقب بسیار جدی و خطرناك مثل تحریم بنزین باشند. این جاست كه باید به هم وطنانی كه تا حدی مایوس شدهاند گفت:
امیدتان و ارادهتان را برای مبارزه از دست ندهید. دولت نامشروع و غیرقانونی کودتا در آینده نه چندان دور با وضعیت بسیار پیچیده و بغرنجی مواجه خواهد بود.
تازه اول عشق است.
بابك ایرانی
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)