آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

2:41 صبح یک‌شنبه، 1 شهریور 1388

یادداشت وارده

انحراف از ارزش‏ها، بدیهی است

دیروز در تلویزیون فیلمی را دیدم، که قبلا هم آن را دیده بودم. هر وقت این فیلم را می‌بینم با تمام وجود می‌گریم. واقعا گریه میکنم. چون داستان واقعی آن هر انسان صاحب‏دلی را متاثر می‏کند. جنس آن از نمونه داستان‏های امام حسین خودمان است. منتها در زمانی که دیگر کمتر باید چشم امید داشت که چنین انسان‏های بزرگی پا به عرصه گیتی بگذارند.


عنوان فیلم "من هم گریستم" بود و البته که چه نام زیبایی هم برای آن انتخاب شده است.

این فیلم واقعی داستان دو قاضی ایتالیایی را به تصویر می‏کشد که شجاعانه در مقابل مافیای قدرت وثروت ایتالیا ایستادند و در این راه جان خود را از دست دادند. البته هر کس هم که به آن‏ها نزدیک بود به طرز وحشیانه به قتل می‏رسید. و حتی به خانواده‏های آن‏ها نیز رحم نمیکردند. زمان آن هم زیاد دور نیست، در سال هزار و نهصد و نود و دو، درست شانزده سال پیش. نمی‏دانم این دو نفر (قاضی فالکونه و قاضی پائلو) به چه چیزی ایمان داشتند که حاضر نشدند به هیچ قیمتی، حتی با وجود خطرات برای خانواده‏شان دست از این مبارزه بکشند و همانند خیلی‏های دیگر سکوت اختیار کنند. 

وقتی آن‏ها را با بعضی از قضات داخل ایران مقایسه می‏کنم، یک چیز را به وضوح در می‏یابم، که اصلا این‏ها قاضی نیستند. چرا که شرافت و حس وظیفه‏شناسی و وجدان بیداری که در آن دو قاضی وجود داشت و لازمه هر قاضی عادلی است، به هیچ وجه در این‏ها نیست. نه تنها نیست، بلکه چنان حریصانه و طمعکارانه و چاپلوسانه به این جایگاه والای بشری که کم از پیامبری نیست، تکیه زده‏اند که انگار خدا را هم دیگر نمی‏بینند. اما خدا بیدار است و آن‏ها را می‏بیند. و این بیدادگاه‏‏های ظلم و جفا را هم می‏بیند. این زندان‏های سراسر فریاد و درد انسان‏های بی‏گناه حبس شده در آن را هم می‏ببیند. این آدم‏هایی که به جای اینکه در جایگاه شاکیان باشند، متهمان واقعی از آن‏ها شاکی شده‏اند، را هم می‏بیند.

به یاد آن داستان زره و امام علی می‏افتم که چگونه علی در حالی که خلیفه یک مملکت بود و همه گونه اختیاری در دستش بود و از همه مهم‏تر امام معصوم بود، اما برای گرفتن زره‏اش از کسی که آن را برداشته بود، شکایت به دادگاه برد و جالب اینکه دادگاه هم حکم به ضرر امام علی داد و زره را به آن مرد دادند. اما بعد خود آن مرد پیش مولا علی آمد و اعتراف کرد که زره از آن او نیست و امام علی زره را به او بخشید.

به راستی این‏ها با کدام معیار خود را با پیامبر و امامان معصوم مقایسه می‏کنند و خود را اگر بیش از آن‏ها نمی‏دانند کم از آن‏ها هم نمی‏دانند. چگونه حکومت کسی را با امام علی مقایسه می‏کنند که برای چند روز ماندن بیشتر در قدرت، دست به همه جور خیانت و ظلم وستم در حق مردم می‏زند و آن را راه اسلام می‏داند.

آیا احمد خاتمی خود را مالک اشتر و پاسدار خون شهدا می‏داند و برای حفظ خون شهیدانی که برای سرافرازی ایران وایرانی جان خود را فداکارانه نثار می‏کنند، می‏خواهد دهان کسانی را که خواهان بر طرف شدن ظلمی هستند در هم بشکند؟
آیا جنتی خود را با کدام یک از این معصومین مقایسه می‏کند که حاضر است برای اینکه در این چند روز آخر عمر جایگاهش را از دستش نستانند، چنین مزورانه، چاپلوسی قدرت را بکند و چنین بی‏شرمانه و ناحق پا روی حقیقت بگذارد ونگاه ناامید ستمدیدگان را ناامیدتر کند.

آیا این‏ها را می‏شود با معصومین مقایسه کرد یا که چنین افرادی به معاویه و یزید و شمر شبیه‏ترند؟

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه