دوگانهسازی پیشنیاز حذف و سرکوب دیگری است و یکی از خصوصیات معادلهی پس از خرداد ایران آن است که قدرتمندان کودتاچی با وجود میل و تلاششان نتوانستهاند تعربف باورپذیری از ماجرا در قالب دوگانهی “حکومت/ ضد حکومت” ارائه بدهند و شاید دامنگیری زودهنگام خونی که وحشیانه ریخته شد با عدم موفقیت کودتاچیان در ساخت این دوگانه ارتباط مستقیم داشته باشد. برچسب ضدحکومت یا ضدانقلاب در عمل به جنبش سبز نچسبید و این موضوع علاوه بر خصوصیات جنبش سبز و ضعف تعحب برانگیز کودتاچیان در قصهگویی دلایل دیگری هم دارد.
معادلهی امروز ایران در تقابل کودتاچیان و جنبش سبز محدود نمیشود، بازیگران دیگری نیز در این معادله نقش فعال ایفا میکنند که نه در قالب کودتاچیان میگنجند و نه در قالب جنبش سبز. حضور این نیروهای فعال شاید یکی از دلایل عمدهی عدم توفیق کودتاچیان در تقلیل دوگانهسازانهی وضع موجود باشد. لزومی نمیبینم –و تواناییاش را هم ندارم_ که برای فهم انگیزههای بخش قابل توجهی از نمایندگان مجلس و دیگر اصولگرایان که سعی دارند نقشی موثر و مستقل در معادلات موجود ایفا کنند به نیتخوانی بپردازم. با نگاهی عملگرایانه نوع برخورد بخشی از حکومت با معادلات اخیر تا حدود قابل قبولی واقعگرایانه بوده است و اگر حفظ نظام را آن گونه که ادعا میشود اصل اصیل حکومتمردان بدانیم میتوان این برخورد را عاقلانه هم دانست.
برای فهم درستتر از روند معادلات باید نقش طرف سوم در ایجاد موازنهی موجود را در نظر داشته باشیم و علاوه بر این توجه داشته باشیم که طرف مایل به سرکوب در این معادله برای توفیق در حذف جنبش سبز به ساکت کردن و یا حتی حذف این طرف سوم هم علاقهمند است. نوع برخورد کیهان و صدا و سیما با کسانی همچون برادران مطهری که به نوعی خط و نشان کشیدن برای همهی طرف سوم است باید توجه ما را جلب کند. عمدهی هجوم کودتاچیان به اصولگرایان معترض نسبت سرکوب پس از کودتا با این استدلال است که اعتراض شما “آب به آسیاب دشمن میریزد”. از نظر من افراد علاقهمند به جنبش سبز باید فضایی را ایجاد کنند که اصولگرایان معترض توانایی واکنش نسبت به ظلم کودتاچیان را پیدا کنند.
نگریستن از این منظر به یکی دو مورد مشخص ممکن است که راهگشا باشد: خانوادهی روحالامینی اصولگرایانی بودند که در اثر ظلم کودتاچیان آسیبی جبرانناپذیر دیدند. پس از مرگ محسن روحالامینی صدای اعتراض به روند موجود از جاهایی بیرون آمد که هرگز انتظار آن نمیرفت اما نمود بیرونی این صدا که فشاری فرسایشی بر کودتاچیان وارد میکرد به سرعت خاموش شد. چرا؟ شاید به این علت که تاکتیک استفاده از هر فرصت برای اعتراض در اردوگاه جنبش سبز باعث شد که خانوادهی روحالامینی و اطرافیانشان اعتراض خود را علنی نکنند تا به “ریختن آب به آسیاب دشمن” متهم نشوند.
در موردی دیگر فشاری که با همین استدلال پس از نوشتن آن مطلب درخشان به محمد مطهری وارد شد مطلبی دیگر از او را به دنبال داشت که به موضوع “آب به آسیاب دشمن ریختن” و قدرت این استدلال میپرداخت. باید توجه داشت که همه جسارت مطهری را ندارند. معترضان بسیاری در اردوگاه اصولگرا وجود دارد که مایلند و از منظری اخلاقی “باید” سخن بگویند اما مصلحتهایی به آنها تحمیل میشود که با کمی هوشیاری قابل خنثی شدن هستند.
قصد ندارم این مطلب را با ارائهی راهکارهای خنثی کردن تاکتیک کودتاچیان برای ساکت کردن معترضان اصولگرا به پایان ببرم. بهتر است که همه به این موضوع بیندیشیم. سوال: جنبش سبز چگونه میتواند به فعال شدن معترضان اصولگرا کمک کند؟ بهتر است با هم در این باره بحث کنیم.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)