آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

2:31 عصر سه‌شنبه، 6 مرداد 1388

پاسخ شما به فراخوان «موج سبز آزادی»

برای سعید حجاریان - سعید را زنده آزاد کنید

نویسنده‌ی وبلاگ debugger به آدرس (bugsoff.blogspot.com)یادداشت خود درباره‌ی حجاریان را برای بازنشر به «موج سبز آزادی» کرده است که در ادامه می‌خوانید.


یادم می آید در یکی از جلسات عمومی کنگره حزب مشارکت آقا سعید سخنرانی داشت. مجلس ششم تمام شده بود و حوادث منجر به تولد مجلس نامشروع هفتم که با دوپینگ ردصلاحیت به مجلس راه یافتگان ملقب شده بود بسیاری از نیروهای حزبی و سیاسی را سرخورده کرده بود.


آقا سعید با لبخند پررمز و طعن آلود همیشگی اش که خبر از شفافیت اتفاقات در ذهن قدرتمندش داشت، با کمک دوستان از پله ها به سختی بالا رفت و در جایگاه هیات رئیسه نشست. سکوت حظار در جلسه نشان از انتظار بی حد آنها در شنیدن تحلیلهای عمیق او داشت. آقا سعید اما این بار به جای تحلیل چند جمله نصیحت کرد. او گفت برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبی همیشه نمی شود بر صندلی صدارت تکیه زد، گاهی آدم مجبور می شود بر صندلی چرخدار بنشیند. با شنیدن این جمله من که تمام بدنم سست شده بود و اشک امانم نمی داد، نگاهی کردم به بقیه، دیدم اکثر اعضای شورای مرکزی چشمانشان را از اشک پاک می کنند و آقا سعید با همان لبخند همیشگی تکرار می کرد، اصلاحات هزینه دارد، اصلاحات هزینه دارد.


لابد این روزها، آقا سعید می داند که دارد هزینه اندیشیدن و بیان اندیشه هایش را در جهت نورپردازی اتاقهای تاریک افکار کودتاگران و دیکتاتورها را می پردازد. شاید از روزی در بند کودتاگران افتاده نداند (که با ذهن سیال او بعید می دانم نداند) که جوانان این کشور هم دارند به قیمت جانشان هزینه های گرانی می پردازند برای آزادی و صیانت از خواسته های خویش. اما دشمنان مردم ایران، همان اقلیت متقلب دروغگو، همان اشغالگران و متجاوزان به رای مردم بدانند که اگر تار مویی از سعید عزیز ما کم کنند، روزگار را به کامشان سیاه خواهیم کرد.


بدن رنجور او را نشانه گرفته اید که شاید از اندیشه اش و اعتقادش دست بردارد؟ آیا شما می فهمید با که طرف هستید؟ مگر گلوله ای که در جوار مغزش کاشتید کارساز بود؟ اصلاً مگر سعید ما مانند سعید شما مزدور است و با شستشوی مغزی و القای دیگران دست به قلم می برده که حالا با انواع فشارهای روحی و جسمی، هویتش را، افکارش را و امیدش را در کف دستان شما مترسکان قرار دهد؟ این خیال خامی است که دنبال می کنید. با آسیب رساندن به سعید ما تنها شمایید که می بازید؛ از اعماق وجودم آرزو می کنم که این اتفاق نیفتد، چون می دانم که ما سعیدمان را خیلی بیشتر از آنچه بفمید دوست داریم.


هنوز وقت هست. خودتان را بیش از این در پیشگاه ملت و خدایی که نمی دانم می پرستیدش یا نه رو سیاه نکنید. گناه کشتن حتی یک انسان بی گناه، به اندازه کشتن همه بشریت است. خود را تباه نکنید.

 

 

 

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه