هيهات كه شكنجههاي سپيد در بيدادگاه حكومت اسلامي را چه نسبتي است با پيام پيامبر صلح ورحمت؟
وامصيبتا كه نماياندن عمق فاجعه، روضهي سياسي است؟
كجايند وجدانهاي بيدار اين سرزمين؟
كجايند غيرتمندان مراجع وعلما؟ اين كدام مصلحت است كه آنان را اين چنين به سكوت واداشته؟ آيا عمق فاجعه بر ايشان آشكار نيست؟ اگر مصلحتي ايشان را اين چنين به سكوت واداشته، چرا صريحا اعلام موضع نميكنند؟ پس مصلحت شريعت كجاست؟ آيا به تمسخر گرفتهشدن آموزههاي ايماني، با چنين عملكرد بخشي از حاكميت، سزاوار سكوت ا ست؟ فاجعه مظلوميت اين تشيع عزيز عزت بخش را، شما را به خدا، اي عالمان به دين، چنين سكوتي رواست؟ هيهات كه 1400 سال از مظلوميت حسين دم زده و به گاه عمل، اين چنين مصلحتانديشي.
كجايند راستقامتاني كه با سلاح ايمان خويش، از ذرهذره خاك اين سرزمين دفاع كرده و كيان ملك و مملكت خويش پاس داشته اند؟ امروز به غيرت ايماني و انسانيتان محتاجيم، كه ريختن خون جوانان بيگناه، زنداني كردن، شكنجه و مجازات برادران دلسوز و منتقد را انكار نميتوان كرد.
تاريخ راه خود ميرود و ما مسئوليم. آري، مسئول سخن گفتن، مسئول سكوت، مسئول سر فرو بردن در خاك تا به گاه عمل فرياد بر نياوردن!
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)