آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

1:21 صبح چهارشنبه، 28 مرداد 1388

دلم برای کبوتران می‌سوزد/ شعر

رهام آزاد


دلم برای کبوتران می‌سوزد
کبوتران اسیر
اسیر این سیاه زمستان
اسیر این سرما
دلم برای تو می‌سوزد
برای ما
که مانده‌ایم میان این ظلمت
چرا نمی‌خواهی
رها شویم ازین انتظار
ازین حسرت
چرا نمی خواهی
دوباره بشارت دهیم باران را
طلوع پاک سحر را
طنین رستن را
چرا نمی‌خواهی
میان این همه
دل خسته
که مانده چشم براه
من و  تو همان
غریب وعده داده شده باشیم
نگاه کن
بهار می‌آید
اگرچه دیر
ولی سبز سبز می‌آید
و ما دوباره می‌شکفیم
و می‌رهیم ازین کنج غم گرفته‌ی خاک
ومژده می‌دهیم به دنیا
نوای رستن را
نگاه کن
بهار می‌آید...

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه