شیخ مهدی کروبی این روزها شیخوخیت و لابیگری و مدارا با اهالی قدرت را کنار گذاشته است و مدام با مرام یک مرد میدان، علیه بازجوییها و شکنجههای غیرقانونی و تجاوز و تعرض به زندانیان، افشاگری میکند. شیخ پیش از این طی نامهای غیرعلنی خواستار پیگیری اخبار مربوط به تجاوز و تعرض به زندانیان سیاسی بعد از انتخابات شده بود، اما وقتی صدایی از روند پیگیری این پروندهها نشنید، خبر را به رسانهها و عرصههای عمومی کشاند و در آخرین قدم نیز مرگ ترانه موسوی را نیز به دلیل تجاوز در زندان خواند و بر انکارکنندگان صریح و بی پرده اعتراض کرد. این ترانه آخر شیخ به گوش اهالی قدرت دل آزار آمد و در ساعات پایانی شب، نماینده دادستانی را به چاپ خانه فرستادند تا فرمان تعطیلی موقت روزنامه اعتماد ملی صادر شود.
این اولین بار نیست که موقتا روزنامه اعتماد ملی را متوقف میکنند. این روزنامه در روزهایی که روزنامه و سایتهای خبری متعلق به میرحسین موسوی را بستند و فیلتر کردند، کماکان نفس میکشید. در روزهای نخست و پس از آن نمازجمعه معروف که احمدی نژاد در آن توسط نطق انتخاباتی رهبری به عنوان رییس جمهور اعلام شد و سپس شنبه خونین در تهران رقم خورد، روزنامه اعتماد ملی نیز همانند سایر رسانههای اصلاح طلب به کرات میزبان میهمانان ناخوانده نهادهای قضایی و دادستانی و هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد بود.
شبها حکم به دست، بالای سر مسولان چاپ روزنامه میایستادند و روزها چماق به دست، حوالی میدان هفت تیر برای ساکنان ساختمان عرض اندام میکردند. یک بار دستور حذف برخی از مطالب روزنامه را دادند که صفحه نخست روزنامه سفید منتشر شد. این رسوایی را ادامه ندادند و دفعه بعد که دستور به حذف بیانیه کروبی از صفحه نخست را صادر کردند، خواستار پر کردن بخشهای سانسور شده توسط اخبار دیگر شدند تا سفید چاپ شدن روزنامه بار دیگر روسیاهشان نکند، اما شیخ زیربار نرفت و آن روز چهارشنبه دهم تیر ماه بود که روزنامه را برای یک روز به صورت موقت تعطیل کردند. این بار دوشنبه بیست و ششم مرداد، دوباره همان قصه کهنه تکرار شد. کروبی پاسخ خطیبان جمعه را داد. همان امامانی که در نماز جمعه، مردم را در خطبهای به تقوی دعوت کردند و در خطبهای دیگر در بیتقوایی با هم مسابقه گذاشته بودند تا به جای آنکه تجاوزگران و بازجویان را باز خواست کنند به شیخی که راز مگوی تجاوزشدگان را افشا کرد بتازند و او را مهره دست بیگانگان بخوانند و فتوای حمله به خانه و روزنامهاش را صادر کنند. کروبی در شماره توقیف شده روزنامهاش به كساني كه مدعي شده بودند او نامهاي بدون مستندات نوشته است، جزییات نحوه کشته شدن ترانه موسوی در زندان، را افشا کرد و گفت و چنانچه لازم باشد در آينده مطالب دیگري را نیز مطرح خواهد كرد. اما همین اشاره مختصر کافی بود تا دادستانی تهران که این شبها، روزنامه های اصلاح طلب را پیش از انتشار در چاپ خانه زیر نظر دارند بیطاقت شوند.
بستن و تعطیلی روزنامه اعتماد ملی این روزها برای خیلیها واقعهای دور از انتظار نبود و چه بسیاری از خود پرسیدهاند؛ در این آشفته بازار که اکثر رسانهها و سایتها و حتی وبلاگها و وبسایتهای منتقد را بسته و محدود کردهاند و فعالین سیاسی را زندانی کرده و خیلیها را هم به شهادت رساندهاند، چگونه است که روزنامه شیخ معترض را تحمل میکنند. صاحبان نظر بر این باورند که مهدی کروبی را اگر سالهاست که تحمل می کنند، بیشتر از آنکه به میزان تحمل اقتدارگرایان مرتبط باشد این به سیاست حسابگرانه آنان بر میگردد که میخواهند سران احزاب دیگر را به بند بکشند و خفقان را در حوزههای دیگر بسط دهند و با آزاد گذاردن شیخ در راهاندازی حزب و روزنامه، نقش قابل دفاعی در حوزه سیاست داخلی از خود نشان دهند. حتی بارها به نقل از سیاستمدارن شنیده شد که آیت الله خامنهای نیز بسیار تاکید دارد که کروبی به عنوان نماینده جریان منتقد در عرصه بماند و تا اگر باقی همه را قلع و قمع کردند، حضور کروبی در عرصه سیاسی ایران نمادی باشد تضارب آرا و آزادی فعالیتهای حزبی.
شیخ را بیخطرتر یافته بودند و حضور یکی از چهرههای خط امامی که به کرات به اصلاحطلبان دیگر با باور تندرو بودن تاخته بود، میتوانست موازنه مثبتی در قدرت تلقی شود. اما شیخ حاشیه امن اقتدارگریان را برهم زد درست از همان زمانی که همه مردان مطرود و مغضوب جمهوری اسلامی را در حلقه یاران انتخاباتی خود جمع و شعار تغییر قانون اساسی را هم طرح کرد.
تصور جریان اقتدارگرا از آرای پایین شیخ نیز دیگر کمکی نمیکرد چون رفته رفته بر میزان دانشجویان و نخبگانی که بر سر شیخ و مدیرانش ائتلاف میکردند و به میدان میآمدند اضافه میشد و این یعنی بازیگردانان انتخابات باید جوابی روشن به شیخی میدادند که میپنداشتند حضورش تهدیدی جدی نیست. اعلام سیصد هزار آرا گام اول بود. یعنی رهبران و یاران موسوی را به حبس کشاندند و از این سو مردان و یاران کمتری را از حلقه انتخاباتی شیخ به بند کشیدند اما در مقابل پنداشتند تحقیر شیخ کار او را یکسره میکند و بازار شعارهای آتشین اش را هم سرد میکنند. ولی باز هم این یک معادله اشتباه بود و کروبی را وادار به عقبنشینی و خانهنشینی نمیکرد. کروبی همپای مردم در اعتراض به روند غیرقانونی انتخابات بود و اولین کسی بود که درست پس از سخنان آقای خامنه ای و تایید رییس جمهوری احمدی نژاد توسط ایشان، بیانیه ای صادر کرد و از شورای نگهبان خواستار ابطال انتخابات شد.
میرحسین موسوی را در فراخوانها تنها نگذاشت و همراه موج سبز معترضان در راهپیمایی
چند میلیونی تهران نیز حضور پیدا کرد. به بهشت زهرا رفت و همپای جوانان میان هجوم و حمله نیروهای نظامی و بسیجی و لباس شخصی و گاز و اشک آور و باتوم رفت. و عاقبت یک گام جلوتر ماجرای تجاوز به زندانیان را فاش کرد و ناگهان کاسه صبر امامان جمعه و نمایندگان هوادار احمدی نژاد و کیهان و دیگران را هم لبریز کرد و بار دیگر معادله شان را بر هم زد.
کیهانیان که به کرات به کروبی تریبون میدادند تا علیه اصلاحطلبان دیگر از او تیتر نخست بگیرند، هرگز در معادلات شان این جایگاه را برای کروبی در نظر نداشتند که چنین با اقتدار پای حقوق از دست رفته معترضان بایستد، اما شیخ ایستاد و دشنام شنید و عقب نشینی نکرد تا ثابت کند، سقف تحمل حاکمیت کوتاه تر از آن است که حتی شیخ شیرین سخن دیروز را که همواره در صفحات نخست رسانه های محافظه کار جایش می دادند، تحمل کنند.
شیخ ماند و نشان داد که وقتی به حرکتی ایمان دارد برایش فرقی نمیکند که آن حرف خوشایند اقتدارگرایان و یا حتی گاهی دوستانش هم نباشد. شیخ ماند و نشان داد که به نام دین و اسلام در زندانهای جمهوری اسلامی تجاوز می کنند و سپس حاکمان جای آنکه یکبار، تنها یکبار بگویند اگر این اخبار درست باشد با متجاوزان چه خواهند کرد مدام برای شیخ خط و نشان میکشند که چرا آبروی نظام را در دنیا بر باد داده است.
منبع: جرس
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)