- ایران در طول دو قرن گذشته شاهد جنبشهای اجتماعی فراوانی بودهاست که در بسیاری از موارد خصوصیات منحصر به فردی داشتهاما در اصولی نیز اشتراکات فراوانی داشتهاند. ویژگیهای مشترک جنبشهای اجتماعی ایرانی چیست؟
جنبشهای اجتماعی بسته به هدف شان یا گروههای درگیر آن مورد بررسی قرار میگیرند اما در عصر مدرن به طور کلی میتوان جنبشها را به دو قسمت تقسیم کرد. جنبشهای اجتماعی در ایران معمولاً یا هدف آزادی و دموکراسی داشتهاند یا عدالت محور بودهاند. جنبشهای عدالت محور معمولاً سوسیالیستی بودهاند. جنبشهای آزادی محور در عین حفظ هدف اصلی خود عدالت را نیز به عنوان یکی از اهداف در نظر داشتهاند مانند انقلاب فرانسه که شعارش آزادی، برابری و برادری بود. عدالت نزد جنبشهای آزادی محور تنها مفهوم عدالت اقتصادی نداشته و عدالت اجتماعی و... را نیز دربر میگرفته. این محورها میتوانند در بحث خرد نیز مطرح باشند مانند آزادی کارگران، آزادی زنان یا قشرهای گوناگونی که در کشورها زندگی میکنند. بحث جنبشهای اجتماعی بحث پیچیده یی است چرا که یک بعد ندارد و باید آنها را از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داد. مساله دیگری که در مورد جنبشها دارای اهمیت است طرف مقابل آنهاست به این معنا که جنبشها در مقابل چه افراد یا چه تفکری تشکیل شده اند. این مساله نیز در داوری تاریخ نسبت به جنبشها تاثیرگذار است. در جنبشهای ایرانی چند مانع مهم در برابر جنبشها وجود داشتهاست؛ یا سنت کور مطرح بودهاست یا حاکمان مستبد یا نیروهای استعمارگر خارجی. در عصر مدرن جنبشهای حقوق بشر، جنبشهای نژادی یا جنبش سبز مطرح شدهاست.
- ویژگیهای جنبش اجتماعی که در ایران متولد شدهاست، چیست، آیا میتوان این جنبش را حرکتی دانست که در مقابل یک ضدانقلاب پدید آمدهاست یا اینکه میتوان آن را ادامه پروژه تاریخی دموکراسی خواهی در ایران دانست؟
جنبشهایی که در ایران رخ دادهاست جنبشهای همه جانبه بودهاند و در عین حال از منظر تاریخی ارتباطی نزدیک با یکدیگر داشتهاند مانند جنبش قرن ۱۹ که منجر به انقلاب مشروطه میشود که یک انقلاب آزادیخواهی است. این جنبش در ارتباط با جنبشهایی که در جهان آن عصر متولد شده بود و بنا به مقتضیات زمانش در برابر حاکمان مستبدی که یک دیکتاتوری کور را پدید آورده بودند، شروع شد و به ثمری نسبی رسید. این جنبش تمام جامعه را دربر میگرفته. به همین دلیل جنبشها در طول زمان حتی با به ثمر رسیدن نیز در آینده خودشان نیاز به مراقبت و استقامت در برابر دشمنان جنبش دارند. بعد از آن جنبشهای دیگری مانند ملی شدن صنعت نفت که خود یک گام بسیار مهم در تاریخ ایران است به ثمر میرسد. این جنبش با مرکزیت دکتر مصدق در برابر یک قدرت مطلق که در بسیاری از موارد از جمله نفت وابسته بودهاست، ایجاد شد و در کودتای ۲۸ مرداد در ظاهر شکست خورد اما این جنبشها در ادامه یکدیگر پدید میآیند. جنبش مشروطه با آن اتفاقاتی که پیش آمد و به توپ بسته شدن مجلس و بعد از آن نزاعهای داخلی مشروطه خواهان در ظاهر با شکست مواجه شد اما خواست آن از بین نرفت چرا که جنبشهای اجتماعی هرگز با نابودی مطلق مواجه نمیشوند. بعد از جنبش ملی شدن صنعت نفت جنبش مهم دیگری که پدید آمد منجر به انقلاب سال ۵۷ شد که در آن خواستهای مشروطه و ملی شدن صنعت نفت نیز وجود داشت. در سال ۵۷ نیروهای مذهبی سردمدار انقلاب شدند و انقلاب به ثمر رسید، در عین حال تمام نیروهای اجتماعی در آن نقش پررنگی داشتند. بعد از انقلاب اسلامی جنبش اصلاحات به ثمر رسید و در مقابل بعضی از موانعی که در راه دموکراسی در ایران پدید آمده بود اعلام موجودیت کرد. بعد از دولت اصلاحات که خواستههایش مانند مشروطه مبنی بر دموکراسی خواهی بود، خواستههای دموکراسی خواهی باقی ماند و در این جنبش خودنمایی کرد.
- به نظر شما جنبشهای اجتماعی ایران در ادامه یکدیگر معنا و مفهوم پیدا میکنند، اما ویژگیهای خاص این جنبش را مطرح نکردید.
مردم ایران در انتخابات اعتراضاتی نسبت به برخوردها و نتیجه داشتند. با واکنشی که جریان حاکم نشان داد این اعتراضات بیشتر نمایان شد و نسبت به برخوردها اعتراضات شکل و بویی دیگر گرفت، در عین حال این جنبش بر خلاف جنبش ۵۷ قصد براندازی نداشته و ندارد بلکه نسبت به اتفاقاتی اعتراض دارد و خواستار حل موانع حرکت به سمت دموکراسی است.
- رابطه دولت فعلی با قشر نخبه و روشنفکر را چگونه میبینید؟
صد درصد رابطه مناسبی نیست. دولت عملاً از فکر و اندیشه و منطق این قشر فاصله گرفته و بیشتر بحثهایی که میشود نه مباحث مبتنی بر خردگرایی و عقلایی بلکه ایدهالیستی، احساسی و ایدئولوژیک است.
- به نظر میرسد دولت با طبقات سنتی، ائتلافی سیاسی دارد. آیا این ائتلاف زودگذر است یا اینکه بادوام و ریشهای؟
به نظر من کاملاً ریشهای است. ممکن است در ظاهر تغییر پیدا کند ولی غیر از قشر سنتی بازاری، قشر دیگری نیست که از دولت حمایت کند.
- حتی در جنگ قدرت هم احتمال گسست این ائتلاف وجود ندارد؟
خب ممکن است اختلافاتی بین نیروهای قدرت گرا وجود داشته باشد ولی نزاعهای محدودی است و در عمل طبقه عوض نمیشود.
- چرا این ائتلاف تا این اندازه مستحکم است؟
برای اینکه به یک سلسله مناسبات اقتصادی بنیادی پیوند دارد.
- بیشتر توضیح میدهید؟
ببینید، فعالیتهای اقتصادی و درآمدهای ما دو منبع دارد؛ یکی منبع خارجی است و دیگری منبع داخلی. البته منبع خارجی هم از منابع داخلی است اما خب متعلق به درآمدهای نفتی است. اگر قیمت نفت بالا رود دست دولت باز میشود، اما چون ما پایه و ساختار اقتصادی و صنعتی محکمی نداریم و جامعه ما هم به سمت یک جامعه مصرفی رفته، خودبه خود درآمدهای نفت بیشتر به سمت زندگی مصرفی سرازیر میشود و عملاً بورژوازی تجاری وابسته به وجود میآید. بنابراین تا وقتی درآمد نفت وجود داشته باشد و این درآمدها هم در دست دولت متمرکز باشد اوضاع همین است. به عبارت دیگر اگر یک بنیان اقتصادی محکم و سرمایه گذاری صنعتی درازمدت نداشته باشیم این جریان خود به خود ادامه پیدا میکند.
- طبقه متوسط شهری که شامل نخبگان و روشنفکران هستند توانایی جذب اقشار فرودست به سمت خود را در آینده یی نزدیک دارند؟
به نظر من اگر برنامه ریزی درستی شود و وحدت نظری بین خود روشنفکران به وجود بیاید و گروههای مختلف سیاسی منتقد پراکنده نباشند این امید هست که بتوان اقداماتی جدی کرد ولی اگر مانند سالهای اخیر بین نیروها پراکندگی باشد متاسفانه این امید خیلی کمتر است. اما با توجه به واقعیاتی که شاهد آن هستیم این اتحاد در حال شکل گیری است.
- اگر بخواهید طبقات جامعه را حول محور دموکراسی طبقه بندی کنید چه اقشاری مخالفان دموکراسی هستند و چه اقشاری موافقان دموکراسی؟
در درجه اول طبقه روشنفکران را داریم، گروههای دانشگاهی و مخصوصاً قشر جوان دانشجو را داریم که طرفدار دموکراسی هستند و غیر از این چیزی را قبول ندارند و هیچ نوع استبدادی را برنمیتابند. بنابراین هر چقدر جمعیت ما به سمت جوانان رفته و جمعیت دانشجویی ما زیاد شده مطالبات دموکراسی خواهانه ما هم بیشتر شده. در سالهای اخیر هم وضع این گونه بوده. کشور ما به سمت افزایش قشر دانشجو رفته و از این جهت اوضاع با قبل تفاوتهای بسیاری کردهاست. الان ۷۵ درصد جامعه ما باسواد هستند. بنابراین باید جوابگوی این قشر تحصیلکرده و مطالبات شان باشیم. اینها محور اصلی شان دموکراسی و آزادی و مشارکت و مداخله است. اما یک عده هم هستند که تحت تاثیر جریانات کلی مذهبی و سنتی هستند. روی آنها خیلی نمیشود حساب کرد. قشری که بالنده است همین جوانان هستند، زنان هستند، جنبشهای کارگری هستند و همچنین دانشجویان و دانشگاهیان.
- مشخصاً کدام قشر مخالف یا بی اعتنا به دموکراسی است؟
قشر سنتی که صرفاً جمهوری را وسیله و ابزاری برای اهداف شان میداند و برایش ارزشی قائل نیست. آنهایی که ایدئولوژی ولایی صرف دارند خود به خود مخالف دموکراسی هم هستند.
- با توجه به موضوعاتی که مطرح کردید آینده جنبش دموکراسی خواهی ایران را چطور ارزیابی میکنید. آیا این جنبش توان مقابله با قشر سنتی را دارد؟
جنبش اجتماعی ایران آینده یی روشن دارد. در طول تاریخ ایران ثابت شده هر زمانی که قدرت در جایگاهی جنبشهای اجتماعی را در نظر خود سرکوب کرده در آینده نه چندان دور با موج عظیم تر آن روبه رو شدهاست. در ادامه نیز جنبش میتواند قشر سنتی را شکست داده و خواستههای خود را به سرانجام برساند.
- این دید خیلی امیدوارانه و دور از واقعیت نیست؟
امیدوارانه هست اما دور از واقعیت خیر، چرا که این نظر مبتنی بر پیشینه جنبشهای اجتماعی ایران است و در عین حال با توجه به پتانسیل جنبش و اهدافش قابل دسترس است.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)