آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

4:14 عصر یک‌شنبه، 25 مرداد 1388

مصاحبه‏ای با عضو شورای مركزی نهضت آزادی و استاد برجسته جامعه‏شناسی

جنبش سبز برانداز نیست / غلامعباس توسلی

جنبش‏های اجتماعی در تمام جهان، با توجه به پیشینه تاریخی آن کشور و مطالبات همیشگی آن مورد داوری قرار می‏گیرد. در ایران از عصر مشروطه، ما شاهد خواست دموکراسی و آزادی در بین اقشار گوناگون جامعه، به خصوص قشر روشنفکر بوده‏ایم. خواسته‏های مشروطه در مواردی هنوز به عنوان خواست اول اقشار جامعه مطرح است. دکتر غلامعباس توسلی حرکت های مردمی اخیر و خواست آزادی و دموکراسی را ادامه خواسته‏های مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب ۵۷ می‏داند. روزنامه اعتماد، با وی درباره جنبش‏های اجتماعی ایران و ویژگی‏های آن‏ها گفت‏وگویی به شرح زیر انجام داده‏است:


- ایران در طول دو قرن گذشته شاهد جنبش‏های اجتماعی فراوانی بوده‏است که در بسیاری از موارد خصوصیات منحصر به فردی داشته‏اما در اصولی نیز اشتراکات فراوانی داشته‏اند. ویژگی‏های مشترک جنبش‏های اجتماعی ایرانی چیست؟

جنبش‏های اجتماعی بسته به هدف شان یا گروه‏های درگیر آن مورد بررسی قرار می‏گیرند اما در عصر مدرن به طور کلی می‏توان جنبش‏ها را به دو قسمت تقسیم کرد. جنبش‏های اجتماعی در ایران معمولاً یا هدف آزادی و دموکراسی داشته‏اند یا عدالت محور بوده‏اند. جنبش‏های عدالت محور معمولاً سوسیالیستی بوده‏اند. جنبش‏های آزادی محور در عین حفظ هدف اصلی خود عدالت را نیز به عنوان یکی از اهداف در نظر داشته‏اند مانند انقلاب فرانسه که شعارش آزادی، برابری و برادری بود. عدالت نزد جنبش‏های آزادی محور تنها مفهوم عدالت اقتصادی نداشته و عدالت اجتماعی و... را نیز دربر می‏گرفته. این محور‏ها می‏توانند در بحث خرد نیز مطرح باشند مانند آزادی کارگران، آزادی زنان یا قشرهای گوناگونی که در کشورها زندگی می‏کنند. بحث جنبش‏های اجتماعی بحث پیچیده یی است چرا که یک بعد ندارد و باید آنها را از منظر‏های گوناگون مورد بررسی قرار داد. مساله دیگری که در مورد جنبش‏ها دارای اهمیت است طرف مقابل آنهاست به این معنا که جنبش‏ها در مقابل چه افراد یا چه تفکری تشکیل شده اند. این مساله نیز در داوری تاریخ نسبت به جنبش‏ها تاثیرگذار است. در جنبش‏های ایرانی چند مانع مهم در برابر جنبش‏ها وجود داشته‏است؛ یا سنت کور مطرح بوده‏است یا حاکمان مستبد یا نیروهای استعمارگر خارجی. در عصر مدرن جنبش‏های حقوق بشر، جنبش‏های نژادی یا جنبش سبز مطرح شده‏است.

- ویژگی‏های جنبش اجتماعی که در ایران متولد شده‏است، چیست، آیا می‏توان این جنبش را حرکتی دانست که در مقابل یک ضدانقلاب پدید آمده‏است یا اینکه می‏توان آن را ادامه پروژه تاریخی دموکراسی خواهی در ایران دانست؟

جنبش‏هایی که در ایران رخ داده‏است جنبش‏های همه جانبه بوده‏اند و در عین حال از منظر تاریخی ارتباطی نزدیک با یکدیگر داشته‏اند مانند جنبش قرن ۱۹ که منجر به انقلاب مشروطه می‏شود که یک انقلاب آزادیخواهی است. این جنبش در ارتباط با جنبش‏هایی که در جهان آن عصر متولد شده بود و بنا به مقتضیات زمانش در برابر حاکمان مستبدی که یک دیکتاتوری کور را پدید آورده بودند، شروع شد و به ثمری نسبی رسید. این جنبش تمام جامعه را دربر می‏گرفته. به همین دلیل جنبش‏ها در طول زمان حتی با به ثمر رسیدن نیز در آینده خودشان نیاز به مراقبت و استقامت در برابر دشمنان جنبش دارند. بعد از آن جنبش‏های دیگری مانند ملی شدن صنعت نفت که خود یک گام بسیار مهم در تاریخ ایران است به ثمر می‏رسد. این جنبش با مرکزیت دکتر مصدق در برابر یک قدرت مطلق که در بسیاری از موارد از جمله نفت وابسته بوده‏است، ایجاد شد و در کودتای ۲۸ مرداد در ظاهر شکست خورد اما این جنبش‏ها در ادامه یکدیگر پدید می‏آیند. جنبش مشروطه با آن اتفاقاتی که پیش آمد و به توپ بسته شدن مجلس و بعد از آن نزاع‏های داخلی مشروطه خواهان در ظاهر با شکست مواجه شد اما خواست آن از بین نرفت چرا که جنبش‏های اجتماعی هرگز با نابودی مطلق مواجه نمی‏شوند. بعد از جنبش ملی شدن صنعت نفت جنبش مهم دیگری که پدید آمد منجر به انقلاب سال ۵۷ شد که در آن خواست‏های مشروطه و ملی شدن صنعت نفت نیز وجود داشت. در سال ۵۷ نیروهای مذهبی سردمدار انقلاب شدند و انقلاب به ثمر رسید، در عین حال تمام نیروهای اجتماعی در آن نقش پررنگی داشتند. بعد از انقلاب اسلامی جنبش اصلاحات به ثمر رسید و در مقابل بعضی از موانعی که در راه دموکراسی در ایران پدید آمده بود اعلام موجودیت کرد. بعد از دولت اصلاحات که خواسته‏هایش مانند مشروطه مبنی بر دموکراسی خواهی بود، خواسته‏های دموکراسی خواهی باقی ماند و در این جنبش خودنمایی کرد.

- به نظر شما جنبش‏های اجتماعی ایران در ادامه یکدیگر معنا و مفهوم پیدا می‏کنند، اما ویژگی‏های خاص این جنبش را مطرح نکردید.

مردم ایران در انتخابات اعتراضاتی نسبت به برخوردها و نتیجه داشتند. با واکنشی که جریان حاکم نشان داد این اعتراضات بیشتر نمایان شد و نسبت به برخوردها اعتراضات شکل و بویی دیگر گرفت، در عین حال این جنبش بر خلاف جنبش ۵۷ قصد براندازی نداشته و ندارد بلکه نسبت به اتفاقاتی اعتراض دارد و خواستار حل موانع حرکت به سمت دموکراسی است.

- رابطه دولت فعلی با قشر نخبه و روشنفکر را چگونه می‏بینید؟

صد درصد رابطه مناسبی نیست. دولت عملاً از فکر و اندیشه و منطق این قشر فاصله گرفته و بیشتر بحث‏هایی که می‏شود نه مباحث مبتنی بر خردگرایی و عقلایی بلکه ایده‏الیستی، احساسی و ایدئولوژیک است.

- به نظر می‏رسد دولت با طبقات سنتی، ائتلافی سیاسی دارد. آیا این ائتلاف زودگذر است یا اینکه بادوام و ریشه‏ای؟

به نظر من کاملاً ریشه‏ای است. ممکن است در ظاهر تغییر پیدا کند ولی غیر از قشر سنتی بازاری، قشر دیگری نیست که از دولت حمایت کند.

- حتی در جنگ قدرت هم احتمال گسست این ائتلاف وجود ندارد؟

خب ممکن است اختلافاتی بین نیروهای قدرت گرا وجود داشته باشد ولی نزاع‏های محدودی است و در عمل طبقه عوض نمی‏شود.

- چرا این ائتلاف تا این اندازه مستحکم است؟

برای اینکه به یک سلسله مناسبات اقتصادی بنیادی پیوند دارد.

- بیشتر توضیح می‏دهید؟

ببینید، فعالیت‏های اقتصادی و درآمدهای ما دو منبع دارد؛ یکی منبع خارجی است و دیگری منبع داخلی. البته منبع خارجی هم از منابع داخلی است اما خب متعلق به درآمدهای نفتی است. اگر قیمت نفت بالا رود دست دولت باز می‏شود، اما چون ما پایه و ساختار اقتصادی و صنعتی محکمی نداریم و جامعه ما هم به سمت یک جامعه مصرفی رفته، خودبه خود درآمدهای نفت بیشتر به سمت زندگی مصرفی سرازیر می‏شود و عملاً بورژوازی تجاری وابسته به وجود می‏آید. بنابراین تا وقتی درآمد نفت وجود داشته باشد و این درآمدها هم در دست دولت متمرکز باشد اوضاع همین است. به عبارت دیگر اگر یک بنیان اقتصادی محکم و سرمایه گذاری صنعتی درازمدت نداشته باشیم این جریان خود به خود ادامه پیدا می‏کند.

- طبقه متوسط شهری که شامل نخبگان و روشنفکران هستند توانایی جذب اقشار فرودست به سمت خود را در آینده یی نزدیک دارند؟

به نظر من اگر برنامه ریزی درستی شود و وحدت نظری بین خود روشنفکران به وجود بیاید و گروه‏های مختلف سیاسی منتقد پراکنده نباشند این امید هست که بتوان اقداماتی جدی کرد ولی اگر مانند سال‏های اخیر بین نیروها پراکندگی باشد متاسفانه این امید خیلی کمتر است. اما با توجه به واقعیاتی که شاهد آن هستیم این اتحاد در حال شکل گیری است.

- اگر بخواهید طبقات جامعه را حول محور دموکراسی طبقه بندی کنید چه اقشاری مخالفان دموکراسی هستند و چه اقشاری موافقان دموکراسی؟

در درجه اول طبقه روشنفکران را داریم، گروه‏های دانشگاهی و مخصوصاً قشر جوان دانشجو را داریم که طرفدار دموکراسی هستند و غیر از این چیزی را قبول ندارند و هیچ نوع استبدادی را برنمی‏تابند. بنابراین هر چقدر جمعیت ما به سمت جوانان رفته و جمعیت دانشجویی ما زیاد شده مطالبات دموکراسی خواهانه ما هم بیشتر شده. در سال‏های اخیر هم وضع این گونه بوده. کشور ما به سمت افزایش قشر دانشجو رفته و از این جهت اوضاع با قبل تفاوت‏های بسیاری کرده‏است. الان ۷۵ درصد جامعه ما باسواد هستند. بنابراین باید جوابگوی این قشر تحصیلکرده و مطالبات شان باشیم. اینها محور اصلی شان دموکراسی و آزادی و مشارکت و مداخله است. اما یک عده هم هستند که تحت تاثیر جریانات کلی مذهبی و سنتی هستند. روی آنها خیلی نمی‏شود حساب کرد. قشری که بالنده است همین جوانان هستند، زنان هستند، جنبش‏های کارگری هستند و همچنین دانشجویان و دانشگاهیان.

- مشخصاً کدام قشر مخالف یا بی اعتنا به دموکراسی است؟

قشر سنتی که صرفاً جمهوری را وسیله و ابزاری برای اهداف شان می‏داند و برایش ارزشی قائل نیست. آنهایی که ایدئولوژی ولایی صرف دارند خود به خود مخالف دموکراسی هم هستند.

- با توجه به موضوعاتی که مطرح کردید آینده جنبش دموکراسی خواهی ایران را چطور ارزیابی می‏کنید. آیا این جنبش توان مقابله با قشر سنتی را دارد؟

جنبش اجتماعی ایران آینده یی روشن دارد. در طول تاریخ ایران ثابت شده هر زمانی که قدرت در جایگاهی جنبش‏های اجتماعی را در نظر خود سرکوب کرده در آینده نه چندان دور با موج عظیم تر آن روبه رو شده‏است. در ادامه نیز جنبش می‏تواند قشر سنتی را شکست داده و خواسته‏های خود را به سرانجام برساند.

- این دید خیلی امیدوارانه و دور از واقعیت نیست؟

امیدوارانه هست اما دور از واقعیت خیر، چرا که این نظر مبتنی بر پیشینه جنبش‏های اجتماعی ایران است و در عین حال با توجه به پتانسیل جنبش و اهدافش قابل دسترس است.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه