آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

3:44 صبح یک‌شنبه، 25 مرداد 1388

برگی از تاریخ/ نامه سرگشاده جمعی از حجج اسلام و فضلای حوزه علمیه قم به آقای هویدا

این نامه سرگشاده در 45 سال پیش نوشته شده و خواسته امضاءکنندگان این نامه، که غالب آنها پس از سرنگونی رژیم پهلوی جزء مسئولان تراز اول نظام برآمده از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، از رژیم گذشته "حق اظهار نظر مردم در تعیین سرنوشت خود و رفع خفقان، محدودیت، سانسور، تفتیش عقاید" را می‌خواسته‌اند اما جالب اینکه افرادی از اینان هم اکنون همین گونه عملکرد از سوی نظام را نسبت به مخالفان و منتقدان توجیه و توصیه و تجویز و روا می‌دانند! و ظاهرا خواسته‌های گذشته خود را به کلی فراموش کرده‌اند. افرادی همچون ابوالقاسم خزعلی، احمد حنتی، محمد یزدی، محمدتقی مصباح یزدی، و اینها که بر اسب قدرت سوارند در عین حال فراموش کرده‌اند که آخر و عاقبت آن رژیم و افرادی همچون هویدا چه شد؟ با این تفاوت که آنها هر جنایتی می‌کردند دیگر به نام اسلام و روحانیت نبود و از این منظر آسیبی را متوجه باورهای دینی مردم نمی‌کرد اما آنچه امروز انجام می شود بنام اسلام و روحانیت نوشته می‌شود و ضربات جبران ناپذیری را به باورهی دینی مردم وارد می‌کند. متن کامل این نامه سرگشاده که 45 سال پیش خطاب به هویدا نخست وزیر وقت کشور نوشته شده است و بسیاری از بزرگان امروز کشور زیر آن را امضا کرده‌اند، به شرح زیر است:



نامه سرگشاده جمعی از حجج اسلام و فضلای حوزه علمیه قم به آقای هویدا
رونوشت به دیوان عالی کشور

29/11/43
بسم الله ارحمن الرحیم
جناب آقای نخست وزیر
متاسفانه در سال‌های اخیر اقداماتی بر خلاف قوانین اسلام و قانون اساسی در این کشور مذهبی انجام یافته که موجبات ناراحتی عموم طبقات را فراهم آورده و فاصله عمیقی بین ملت و هیئت حاکمه ایجاد کرده است، ملت و هیئت که باید متفقا در پیشرفت و عظمت دین و تعالی کشور بکوشند و با اعتماد و حسن اطمینان به یکدیگر در زمینه واحدی فعالیت کنند. با کمال تاسف هر دولتی که روی کار آمد، به جای آنکه به این اختلاف خاتمه دهد، آنرا شدیدتر و احساسات ملت را علیه هیئت حاکمه برافروخته‌تر نموده است.

ما نمی‌دانیم متصدیان امور چه فکری می کنند و در نظر دارند این مملکت را به کجا بکشانند. آیا در این مملکت به اصطلاح دینی و مشروطه، مردم حق هیچ گونه اظهار نظر در سرنوشت خود باید نداشته باشند؟ خفقان، محدودیت، سانسور، تفتیش عقاید از یکطرف، شکست اقتصادیات و تصاعد هزینه کمرشکن زندگی از طرف دیگر ملت را از پای درآورده و اگر کسی از وضع موجود اظهار نارضایتی کند سیاهچال زندان و سپس حکم دادستانی ارتش زندگی تیره اورا تیره تر می‌نماید. آخر در کدام گوشه جهان تا این حد فشار، اختناق، حبس، زجر، شکنجه و ترور افکار بر مردم حکومت می کند؟ در کدام کشور مراجع و زعمای دینی، سخنگویان مذهبی، روشنفکران، اساتید دانشگاه، تجار و اصناف، بالاخره طبقات متفکر و فعال کشور حق اظهارنظر در شئون اجتماعی خود را ندارند؟ در جهان امروز کجا معمول است عده‌ای مطلق العنان حاکم مطلق بر جان و مال و ناموس مردم باشند و کسی حق فریاد و تظلم نداشته باشد؟ در کدام گوشه دنیا سابقه دارد که یک ...

آقای هویدا! شما یک سری به زندان‌ها بزنید و بپرسید این اصناف مختلف زندانی : علما، وعاظ، اساتید دانشگاه، دانشجویان، تجار و اصناف به چه جرمی مدت‌ها در زندان به سر می‌برند؟ آیا جز دفاع از حریم قرآن و عظمت کشور و تظلم از خفقان و دیکتاتوری جرمی داشته‌اند؟ آیا اگر کسی گفت نباید اسلام و قرآن مورد تهاجم واقع شود، کشور در چنگ بیگانگان افتد، ثروت‌های سرشار مملکت به یغما رود، اختناق و فشار بر مردم حکومت کند، دولت‌ها در تامین خواسته‌های مردم باید کوشش نمایند، و بالاخره اگر کسی خواست با استفاده از حق قانونی خود در شئون کشورش اظهار نظر نماید، باید در سیه چال زندان زندگی کند و با محرومیت های همه جانبه دست به گریبان باشد؟ ما برای حفظ مصالح عالیه اسلام و کشور عزیز جدا می‌خواهیم به منظور پایان دادن به وضع خطرناک موجود و رفع اختناق و رفاه حال عامه مردم فکری کنید و به خواسته های مردم ترتیب اثر بدهید ....

این نامه امضای 56 تن از علما و فضلای حوزه علمیه قم را ذیل خود دارد که فقط به لحاظ توجه و شرایط کنونی نام برخی از آنها عبارت است از : سید علی خامنه ای – حسینعلی منتظری – اکبر هاشمی – ابراهیم امینی – محمدعلی گرامی – ابوالقاسم خزعلی – سید هادی خسروشاهی – سید ابوالفضل میرمحمدی - احمد جنتی – محمد یزدی – سیدموسی شبیری زنجانی – عبدالله جوادی – محمدتقی مصباح یزدی – حسین نوری – حسین شب زنده دار
(اصل سند در کتاب کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه صص 55 الی 57 به نقل از اسناد ساواک )

 

همانگونه که ملاحظه می‌شود این نامه سرگشاده در 45 سال پیش نوشته شده و خواسته امضاءکنندگان این نامه، که غالب آنها پس از سرنگونی رژیم پهلوی جزء مسئولان تراز اول نظام برآمده از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، از رژیم گذشته " حق اظهار نظر مردم در تعیین سرنوشت خود و رفع خفقان، محدودیت، سانسور، تفتیش عقاید " را می‌خواسته‌اند اما جالب اینکه افرادی از اینان هم اکنون همینگونه عملکرد از سوی نظام را نسبت به مخالفان و منتقدان توجیه و توصیه و تجویز و روا می‌دانند! و ظاهرا خواسته‌های گذشته خود را به کلی فراموش کرده‌اند. افرادی همچون ابوالقاسم خزعلی، احمد حنتی، محمد یزدی، محمد تقی مصباح یزدی، و این‌ها که بر اسب قدرت سوارند در عین حال فراموش کرده‌اند که آخر و عاقبت آن رژیم و افرادی همچون هویدا چه شد؟ با ین تفاوت که آنها هرجنایتی می کردند دیگر بنام اسلام و روحانیت نبود و از منظر آسیبی را متوجه باورهای دینی مردم نمی کرد اما آنچه امروز انجام می شود بنام اسلام و روحانیت نوشتخه می شود و ضربات جبران ناپذیری را به باورهای دینی مردم وارد می‌کند. و تاسف بار همین است که ما پس از 45 سال و سپری کردن تجربه‌های بسیار و پشت سر گذاردن انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و آنهمه ایثار و جهاد و شهادت بدلیل قدرت طلبی برخی افراد و باندها پس از رحلت امام امروز در نقطه‌ای قرار گرفته‌ایم که مضمون غالب این نامه با شرایط کنونی انطباق دارد با این تفاوت که جای بعضی از امضاکنندگان عوض شده و آنها با انقلاب مردم در هیئت حاکمه جای گرفته‌اند اما این جای گرفتن باعث شده گذشته خود و خواسته‌هاشان را از یاد ببرند به گونه‌ای که امروز بر این نظرند که رای و نظر مردم نقشی در مشروعیت حکومت و حکومتگران ندارد و به عبارتی مردم حق اظهار نظر در شئونات حکومتی را ندارند و فقط باید از ولایت مطلقه فقیه فرمانبرداری و اطاعت کنند و اگر نسبت به موضوعی همچون نتیجه انتخابات اعتراض داشتند و صداشان را بلند کردند (ببخشید اگر باسکوت این اعتراض را نشان دادند) باید با آنها آنهم با بیرحمانه ترین شکل برخورد کرد و...چراکه به قول آقای یزدی در مقام خطیب جمعه و رئیس قوه قضائیه در بیش از ده سال پیش در جمهوری اسلامی ایران جرم سیاسی و مجرم سیاسی معنا ندارد و مردم یا باید همگی مطیع و فرمانبردار حاکمان باشند و یا با داغ و درفش و زندان و...سروکار خواهند داشت.

این برگ از تاریخ نشان می‌دهد که تفاوت ره از کجا تا به کجا شده است و به تحقیق امروز آنچنان استحاله‌ای در حال و احوال برخی علمای دینی و نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است که باز شناسی آنها از رجال ورژیم طاغوتی و استبدادی پهلوی ممکن نیست و اینان که در صددند مخالفان را به انجام انقلاب مخملی متهم کنند متوجه نیستند که این انقلاب مخملی توسط اینان رخ داده و این جمهوری اسلامی دیگر آن جمهوری اسلامی که انقلاب و امام می‌خواست نیست. فاعتبروا یا اولی الابصار.

منبع: نوروز

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه