آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:24 عصر شنبه، 24 مرداد 1388

از"هر ایرانی یک ستاد" تا "هرایرانی یک معترض"

ظهور "آگاهی سبز"

رضا تنها

در دوران تبلیغات انتخاباتی هر ایرانی یک ستاد شده‏بود. اما پس از نمایش انتخاباتی و ظهور کودتا و انقلاب مخملی علیه مردم، ستاد بودن هر ایرانی منتفی نشد. این نشان می‏دهد که مردم ایران (عموم مردم ایران) به چیزی بیش از انتخاب رئیس جمهوری می‏اندیشیدند. نوشتار زیر به این گذار می‏پردازد. یعنی گذار از فرصت انتخاب به حق اعتراض.


   ایران در انتخابات اخیر به احمدی نژاد نه گفت اما پس از آن بیشتر و واضح تر به استبداد نه گفت. حجم بی نهایت اعتراضات اخیر در مقابل حجم دولت ساخته حمایت از دولت کودتا، نشان از ناچیزی رأی دولت و صدق اینکه کودتا علیه ملت شده است (به نقل از سید محمد خاتمی) دارد. اما این کودتاگران در یک فضای قانونی فرصت را برای همیشه از مخالفان گرفتند و آن‏ها را از دایره فعالیت رسمی دور کردند. خشونت پس از انتخابات در 30 سال گذشته بی سابقه بود. خشونت عمومی ِ همه ارگان‏های مسلح در گیر و دار ِ اعتراض و تبدیل حرکت‏های ساکت مردمی به خشونت‏های نامنظم شهری، استفاده از ابزارهای ارعاب و وحشت؛ نشان از عزم جزم عده ای برای خفه کردن مردم می‏دهد. خیزش عمومی مردم خبر از اتفاقی بنیادین در آگاهی و عمل ایرانی دارد.

واقعیت خبر از محدودیت توان هر حکومتی در کنترل آگاهی دارد. آگاهی همواره آزادنه طی طریق کرده است. حکومت‏های استبدادی پیش از این با استفاده از همه ابزار آن روزشان کوشیده اند تفکر مخالف خود را حذف سازند. ابزار‏های بیان را محدود کرده اند. متفکران را کشته اند. تهدید کرده اند. اعتراف‏ها گرفته اند و... . اما آنچه نتوانسته اند انجام دهند حذف و یا انحراف روند آگاهی بوده است. آگاهی و عمل دو بال حرکت تاریخی اند. آگاهی ریشه دارتر عمل ریشه دارتر را ایجاد می‏کند. حرکت تاریخی یک قوم همواره تحت تأثیر آگاهی واعمال تاریخی آن قوم است.

بی تردید اعتراض اخیر ایرانیان از آن دست از اعمال تاریخی است که آگاهی ریشه داری را با خود دارد اعتراضات اخیر حول یک خواسته معین و پایداری خودجوش و نامحدود در مقابل تعرض به انتخابات ناشی از مقاومتی است که نمی‏تواند یک لجبازی یا احساسی شدن صرف باشد. اعتراض اخیر نتیجه منطقی افعال تاریخی و غیر انسانی مستبدین بوده و تا عدم زوال علت موجده خود ادامه خواهد داشت هر چند در اشکال مختلف. ادامه اعتراض ایرانیان دوام آن را تضمین نموده و دوام اعتراض زوال دولت و مستبدین را تسهیل می‏بخشد. تاریخ ایران با اعتراض کنونی مسیر دیگری یافته است.

هر ایرانی یک ستاد

    این هر ایرانی بود که در ایام انتخابات جادوی صندوق ذخیره ارزی را باطل نمود. این مدام ما بودیم که با استفاده از همه تواناییمان سونامی سبز تغییر را ایجاد کردیم. این ما بودیم که هر کداممان یک ستاد بودیم. سرمایه جنبش سبز بر روی تک تک ما ایرانیان است. آنچه اعمال غیر انسانی کودتاچیان را بیهوده می‏کند و دولت را نا مشروع تر می‏سازد و افق شرایط سیاه کنونی را سبز می‏سازد؛ حضور ماست. حضور مردم فعلیت رسیدن وعینیت نفی دولت است. 4 سال اول احمدی نژادی دوران انباشت اعتراض بود. بسیاری از آگاهان و منصفین منتظر فرصتی بودند تا به این 4 سال "نه" بگویند. هر ایرانی یک ستاد شده بود تا این نه را گسترده تر به کرسی بنشاند.

اما تحقق "هر ایرانی یک ستاد" ناشی از یک آگاهی عمومی بود. این شعار، بدنه را به راس متصل می‏ساخت اما نه با ابزار تشکیلات بلکه با ابزار آگاهی. این آگاهی عمومی بین مردم ایران تنها به 4 سال احمدی نژادی بر نمی‏گشت. 100 سال مشروطه خواهی، به هر حال آگاهی و فرهنگ گسترده ای را ایجاد کرده است. این فرهنگ هر محتوای فکری داشته باشد شکلی ضد استبدادی دارد. اما عدم کارآمدی مطلق احمدی نژاد کاتالیزوری بود برای فعال شدن و عمومی شدن این فرهنگ و آگاهی و تبدیل شدن آن به عمل. همراهی خیل عظیم مردم مخالف استبداد و ناکارآمدی و کوشش برای نفی این وضعیت همه را مردمی ساخت. اصلاح طلبان از مصلحت عده ای به مصلحت عمومی روی آوردند و مصالح قانونی را به مصالح عده ای در حاکمیت ترجیح داده و سکوت خود را شکستند.

هر ایرانی یک ستاد در شرایط قانونی حاصل آمد. با آگاهی رسانی هر چه بیشتر، جنبش سبز بالفعل تر گردید. شعار"اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه" پیش بینی نسبی آینده بود، که جنبش در خود حاصل کرده بود. ایرانیان با استفاده از موبایل، اینترنت و همه ابزارهای ممکن کوشیدند آینده ایران را سبز سازند. موج‏های سبز دوران تبلیغات به هیچ وجه از سوی احمدی نژاد نتوانست جواب داده شود. مسافرت‏های تبلیغاتی رییس جمهوری با استفاده از بسیج کلیه امکانات دولتی چنان آبرو ریزی‏هایی به بار آورد که نشدنش بهتر از شدنش بود.
فرد ایرانی آگاه شده بود که از جان مایه می‏گذاشت. "هر ایرانی یک ستاد" ایرانی را از یک فرد درگیر معاش و روزمره تبدیل به شهروندی فعال در جهت گسترش آگاهی و عمل سبز کرد.

هر ایرانی یک معترض

پس از انتخابات ایرانیان دچار یک شوک شدند. رای‏های آنها خوانده نشده بود. پنهان شدن رأی‏ها در صندوق، نمی‏توانست مانع از آن شود که مردم ندانند که چه کسی رای بیشتری داشته است. همه امید‏ها به نفی 4 سال احمدی نژادی باطل شد. هر ایرانی که ستادی شده بود برای سبزی ایران، اکنون بران شده بود از آرمان خود محافظت نموده، به کودتای علیه سبزی ایران پاسخ دهد. هر ایرانی آنقدر آگاه شده بود تا تجاوز یک عده ی تا دندان مسلح به دروغ و دشنه را ببیند و ساکت ننشیند. هیچ ایرانی باور نمی‏کرد که به راحتی به رویش آب دهان انداخته شود و عزتش لگد مال گردد (دکتر سروش). آگاهی تاریخی ایرانی به کار افتاده بود. او مشکل را به وضوح می‏دید و در مقابل نظم سرنیزه ای مقاومت می‏کرد. راه پیمایی چند میلیونی 25 تیر این را به خوبی نشان می‏داد. ادامه حضور‏های مدنی و نیز ادامه ترس حاکمان از آنچه کرده اند و برگزاری دادگاه‏های کاملا ً دروغ، خبر از آن می‏دهد که هدف مستبدین یک گروه سیاسی خاص نیست که معترض است؛ بلکه این همه ایرانیان هستند که معترضند و باید ساکت شوند.

ظهورآگاهی سبز

    آگاهی در ایران اگر چه تاریخ غمناکی دارد اما طربناکی 100 ساله اش پس از مشروطه نشان از قابلیت‏هایی دارد که از پیش داشته است. ادامه خونین آزادی خواهی مدام در این 100 سال نشان از نمردن آگاهی دارد. با اعتراض هر ایرانی و فراگیری مطلق آن است که درخواست به رفراندوم گذاشته شدن مشروعیت دولت، بی پاسخ می‏ماند. اگر رأی 22 خرداد واقعی بود با کمال میل رفراندوم پذیرفته می‏شد. اگر رأی 22 خرداد از آراء واقعی مردم ناشی می‏شد، دیگر کشتار مردم چرا؟ اگر واقعاً انتخابات درست بود چرا دروغبستن به علما و مراجع؟ اگر رأی واقعی بود و برگزار کنندگان انتخابات انسان‏های صادق و شریفی بودند چگونه دوستان و خواهران و برادران ما را شکنجه کردند و کشتند و آن‏ها سکوت کردند و 4 طبقه پایین تر از ستاد انتخابات را تبدیل به زندان نمودند؟ 

آگاهی سبز جهت گیری آگاهی تاریخی ایران به سوی تحدید قدرت سیاه با قانون سبز آزادی و حقوق ملت است. حقوق ملت خدادادی است و احدی به هیچ حکمی حق سلب آن را ندارد. آگاهی سبز حق خود را می‏خواهد. آگاهی سبز چون گیاه است. او رفته رفته می‏روید و بزرگ تر می‏شود و ریشه‏هایش در خاک می‏دود. استبداد در مقابل سبزی آگاهی امر ناچیزی است. با کودتا اگر چه حق انتخاب آینده گرفته شد، اما مردم با اعتراض و پایداری پایمردانه بر آن، حق اعتراض خود را احیاء نمودند. مردم ما حق اعتراض یافتند و آن را ارج نهادند. ترکی که نباید، بر صفحه شیشه ای استبداد افتاد. ادامه خشونت ِ خشونت گران و سرکوب ِ سرکوب گرایان، هدایت در انفرادی‏های نامعلوم تنها به رسوا شدن بیش از پیش کودتاچیان منجر خواهد شد. آنچه مهم است تبدیل فرصت انتخاب به احقاق حق اعتراض است که در این میان میسر گشته است.

به امید پیروزی جنبش سبز ایران
والله ولی التوفیق

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه