آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:12 عصر شنبه، 24 مرداد 1388

دل‌نوشته‌ی یکی از آزادگان جنگ تحمیلی

آقایان می‏خواهند اسرای دوران جنگ را نیز مصادره کنند

در این گیرودار بی‏صداقتی و بی‏عدالتی، از جمله افرادی که تا عمق جان از پایمال شدن ارزش‏ها و وارونه جلوه‏دادن اهداف انقلاب اسلامی رنج می‏برند اسرا و جانبازان بی‏ادعای جنگ تحمیلی‏اند. این یادداشت، شکایت‏نامه یکی از این عزیزان است که برای آگاهی اذهان جامعه به "موج سبز آزادی" فرستاده است. 


حتما به یاد دارید که یک ماه قبل از انتخابات به منظور جذب آراء، آقایان با اعلام آزاد شدن وارد کردن یک خودرو بدون پرداخت عوارض گمرکی برای هر جانباز، ولوله‏ای را در بین برخی جانبازان ایجاد کردند که تبعات آن به جامعه نیز سرایت کرد. اما پس از بررسی متوجه شدند که چه بلایی بر سر صنایع خودروسازی آن‏ها خواهد آمد و آن را لغو کردند تا اینکه این مطلب در هیاهوی فجایع پس از انتخابات فراموش شد.

حال نوبت به اسرای جنگ تحمیلی رسیده‏است تا از آبروی آنان نیز هزینه کنند. داستان از این قرار است که امسال برای سال سوم بود که دوستان به صورت خودجوش و با هزینه خودشان تصمیم داشتند تا این بار در همدان دور هم گرد آمده تا ساعاتی را به یاد دوران شیرین اسارت باشند. اما متاسفانه پس از ورود به شهر دوستان متوجه می‏شوند که از قرار معلوم آش دولتی مفصلی برای آن‏ها تدارک دیده‏اند.

اینجا باید نکته‏ای را یادآور شد که برای سالیان بسیاری است که دیگر مراسم گردهمایی سالگرد ورود اسراء از سوی ارگان‏های مربوطه برپا نمی‏شود که این عاملی گردیده تا دوستان یکی از اردوگاه‏ها تصمیم بگیرند تا به طور خودجوش در سالگرد ورود، دیدارها را تازه نمایند. دو سال پیش در اصفهان، سال گذشته در تهران و امسال نیز در همدان برنامه‏ریزی شده بود. اما چگونه اجرا و تامین مخارج این گردهمایی به کانال دولتی درغلطیده هنوز روشن نیست.

در بدو ورود به شهر همدان، بنرهای رنگی بلند قامت فراوانی مشاهده شد که بوی آش دولتی را به مشام میرساند. 3 روز مراسم، پذیرایی، دیدار از اماکن تاریخی و غیره. از روز جمعه 23 مرداد، دوستان می‏بایست در دانشگاه بوعلی سینا اسکان می‏یافتند تا در روز شنبه مراسم آغاز گردد. به علت دعوت دوستان از اردوگاه‏های مختلف، این بار تعداد به 2000 نفر رسید. باید گفت یک تعبیری از آیه "سلام هی حتی مطلع الفجر" را هم اینجا میشد مشاهده کرد. تصور کنید که این تعداد اگر بخواهند تا صبح به یکدیگر فقط سلام کنند چه تعداد از دوستان را می‏شد تا صبح پاس کرد. حالا روی سلام کردن عباراتی مثل "چطوری؟"، "چقدر چاق شدی یا لاغر شدی یا پیر شدی یا کچل شدی"، "چند تا بچه داری؟" یا مثلا "گندت بزنه، موهاتو رنگ کردی، نشناختمت!" و غیره را هم اضافه کنید.

مراسم که شروع شد، با کمال تعجب پیش‏بینی‏‏ها درست از آب درآمد. گوینده دولتی صدا وسیمایی، با عبارات تصنعی، مدح و ستایش‏های دولتی و ساختگی، برنامه‏‏های آبکی که اگر خود دوستان می‏خواستند بدون برنامه‏ریزی هم برنامه‏ای را اجرا کنند از آن بهتر در می‏آمد و بالاخره طرح مسائل سیاسی و بهره‏برداری مطلوب از جو موجود جهت به اثبات رساندن برخی مسائل، که این باعث شد عده‏ای از سالن بیرون رفته تا سکته نکنند.

ما برای دیدن یکدیگر آمده بودیم تا دوباره جو صفا و صمیمیت و صداقت را لمس کنیم اما چه بگویم!

این مطلب را نوشتم تا آن پول‏هایی را که آقایان از بیت‏المال بی‏خود هزینه کردند تا چنین مراسمی را تهیه ببینند و در مملکت جو کاذب، دروغگویی و جو مدح و ستایش ایجاد کنند را خنثی و هدر کنم و بگویم تا زمانی که ما با این مردم روراست نباشیم، مردم بیت‏المال را که هیچ، حتی حاضرند خود را نیز تخریب کنند تا صداقت حاکم شود.

 

آزرده‏ای از آزردگان

 

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه