حتما به یاد دارید که یک ماه قبل از انتخابات به منظور جذب آراء، آقایان با اعلام آزاد شدن وارد کردن یک خودرو بدون پرداخت عوارض گمرکی برای هر جانباز، ولولهای را در بین برخی جانبازان ایجاد کردند که تبعات آن به جامعه نیز سرایت کرد. اما پس از بررسی متوجه شدند که چه بلایی بر سر صنایع خودروسازی آنها خواهد آمد و آن را لغو کردند تا اینکه این مطلب در هیاهوی فجایع پس از انتخابات فراموش شد.
حال نوبت به اسرای جنگ تحمیلی رسیدهاست تا از آبروی آنان نیز هزینه کنند. داستان از این قرار است که امسال برای سال سوم بود که دوستان به صورت خودجوش و با هزینه خودشان تصمیم داشتند تا این بار در همدان دور هم گرد آمده تا ساعاتی را به یاد دوران شیرین اسارت باشند. اما متاسفانه پس از ورود به شهر دوستان متوجه میشوند که از قرار معلوم آش دولتی مفصلی برای آنها تدارک دیدهاند.
اینجا باید نکتهای را یادآور شد که برای سالیان بسیاری است که دیگر مراسم گردهمایی سالگرد ورود اسراء از سوی ارگانهای مربوطه برپا نمیشود که این عاملی گردیده تا دوستان یکی از اردوگاهها تصمیم بگیرند تا به طور خودجوش در سالگرد ورود، دیدارها را تازه نمایند. دو سال پیش در اصفهان، سال گذشته در تهران و امسال نیز در همدان برنامهریزی شده بود. اما چگونه اجرا و تامین مخارج این گردهمایی به کانال دولتی درغلطیده هنوز روشن نیست.
در بدو ورود به شهر همدان، بنرهای رنگی بلند قامت فراوانی مشاهده شد که بوی آش دولتی را به مشام میرساند. 3 روز مراسم، پذیرایی، دیدار از اماکن تاریخی و غیره. از روز جمعه 23 مرداد، دوستان میبایست در دانشگاه بوعلی سینا اسکان مییافتند تا در روز شنبه مراسم آغاز گردد. به علت دعوت دوستان از اردوگاههای مختلف، این بار تعداد به 2000 نفر رسید. باید گفت یک تعبیری از آیه "سلام هی حتی مطلع الفجر" را هم اینجا میشد مشاهده کرد. تصور کنید که این تعداد اگر بخواهند تا صبح به یکدیگر فقط سلام کنند چه تعداد از دوستان را میشد تا صبح پاس کرد. حالا روی سلام کردن عباراتی مثل "چطوری؟"، "چقدر چاق شدی یا لاغر شدی یا پیر شدی یا کچل شدی"، "چند تا بچه داری؟" یا مثلا "گندت بزنه، موهاتو رنگ کردی، نشناختمت!" و غیره را هم اضافه کنید.
مراسم که شروع شد، با کمال تعجب پیشبینیها درست از آب درآمد. گوینده دولتی صدا وسیمایی، با عبارات تصنعی، مدح و ستایشهای دولتی و ساختگی، برنامههای آبکی که اگر خود دوستان میخواستند بدون برنامهریزی هم برنامهای را اجرا کنند از آن بهتر در میآمد و بالاخره طرح مسائل سیاسی و بهرهبرداری مطلوب از جو موجود جهت به اثبات رساندن برخی مسائل، که این باعث شد عدهای از سالن بیرون رفته تا سکته نکنند.
ما برای دیدن یکدیگر آمده بودیم تا دوباره جو صفا و صمیمیت و صداقت را لمس کنیم اما چه بگویم!
این مطلب را نوشتم تا آن پولهایی را که آقایان از بیتالمال بیخود هزینه کردند تا چنین مراسمی را تهیه ببینند و در مملکت جو کاذب، دروغگویی و جو مدح و ستایش ایجاد کنند را خنثی و هدر کنم و بگویم تا زمانی که ما با این مردم روراست نباشیم، مردم بیتالمال را که هیچ، حتی حاضرند خود را نیز تخریب کنند تا صداقت حاکم شود.
آزردهای از آزردگان
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)