آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

6:03 صبح جمعه، 2 مرداد 1388

کلامی از امام علی(ع) در حقوق متقابل دولت و ملت (خطبه ۲۰۷ نهج البلاغه)

وقتی روابط ملت و رهبری تیره می‌شود، یادداشتی به قلم عبدالعلی بازرگان

عبدالعلی بازرگان

امام علی (ع) در دوران پنج‌ساله حکومت خود در موقعیتی ویژه، به صراحت به مردم اعلام کردند؛ حقی من به گردن شما دارم تا بتوانم امورتان را اداره کنم(اطاعت)، و حقی نیز شما به طور مساوی به گردن من دارید(که در عوض به شما خدمت کنم). و حق در مقام حرف و ادعا، از همه چیز فراخ‌تر و در مقام عمل و انصاف، از همه چیز تنگ‌تر است.



سپس به ذکر انواع حقوقی که بر گردن انسان است، همچنین دو طرفه بودن حقوق در کلیه موارد پرداخته و این نتیجه را اعلام کردند که"عظیم‌ترین حقی که خداوند سبحان از میان همه حقوق قرار داده، حق رهبری بر ملت و حق ملت بر رهبری است". که خداوند ادای آن را از دو طرف خواسته و رعایت آن را نظامی برای ایجاد الفت و دوستی میان طرفین و موجب ارجمندی باورهایشان قرار داده است . اما ملت اصلاح نمی‌شود جز با اصلاح رهبران و رهبران جامعه اصلاح نمی‌شوند جز با استقامت مردم".

پس از سخنان فوق، دو حالت ممکن را به شرح زیر مطرح ساخته‌اند:

الف – تمکین رهبری و ملت به حقوق یکدیگر.

در چنین شرایط ایده‌ئالی هفت نشانه را در جامعه برشمرده‌اند:

یک –حاکمیت حق در روابط فیمابین(قانون ملاک و معیار و فصل‌الخطاب می‌شود نه نظر شخصی).

دو- برپا شدن معیارهای راستین دین(نه تمایلات و نظریات و هوا و هوس‌ها).

سه – برپا شدن نشانه‌های عدالت(برچیده شدن بساط ظلم).

چهار- در مسیر درست قرار گرفتن سنت‌ها و شیوه‌های نیکو(رفع موانع از اجرای سیاست‌های سالم).

پنج – به صلاح و سامان درآمدن روزگار(بهبود نابسامانی‌ها و آسیب‌های اجتماعی).

شش- علاقه و امیدواری مردم به بقای دولت(پایان دوران نفرت و آزردگی از حاکمان).

هفت– مایوس گشتن دشمنان(پایان توطئه‌های بیگانگان).


ب – چیرگی ملت بر رهبری(بی‌نظمی)، یا ستم رهبری به ملت.

وقتی تعادل حقوق دراین ارتباط دگرگون شود ده نشانه ظاهر می‌شود:
 
یک– اختلاف کلمه( وحدت جامعه متلاشی می‌شود).

دو– ظهور نشانه‌های ستم و زورگوئی (قدرت غلبه می‌کند و قانون کنار می‌رود).

سه– فراوان شدن فریب‌کاری‌های دینی(رواج خرافات و کلاه شرعی و سوءاستفاده از دین).

چهار– عمل به شیوه‌های نیکو متروک می‌ماند(تعطیل تمام برنامه‌های سازنده و اساسی).

پنج– مطابق نظر شخصی عمل می‌شود(رای و نظر شخصی جای قانون را می‌گیرد).

شش– احکام(قوانین پذیرفته شده) معطل می‌مانند(رشوه، رانت‌خواری و غارت به جای قانون‌مداری).

هفت– بیماری‌های مردم افزایش می‌یابد(خرد شدن اعصاب ورشد آمارِ اعتیاد، خودکشی، فحشاء و...).
 
هشت– خونسردی درپایمال شدن بزرگ‌ترین حقوق(یاس و بی تفاوتی مردم در مقابل هر جرم و جنایتی).
 
نهم– خونسردی در برابر عظیم‌ترین باطلی که انجام می‌شود(نومید شدن مردم از نقش و اثرخود).

دهم– خوار شدن نیکان(اخراج، سرکوب، محاکمه و زندان و...).

یازده– عزت و اقتدار یافتن اشرار(بالا آمدن و به قدرت رسیدن بدترین مردم).

دوازدهم- عظیم شدن بازخواست‌های خدا از بندگان (از آگاهان به خاطر سکوتشان و از ظالمان به خاطر ستمکاری‌هاشان).

 
راه نجات(چه باید کرد...؟)

پس از ارائه تصویری از آثار و عوارض ملک و ملت‌سوزِ دگرگونی در روابط بین رهبری و ملت، در بخش بعدی راه حل دوگانه‌ای را مطرح کرده و به همگان تاکید می‌کند بر آن جدیت به خرج دهند:

یک – خیرخواهی(کار گسترده همگانی در آگاهی‌بخشی و اندرز به یکدیگر).

دو– همیاری نیکو(کار تشکیلاتی و گروهی مناسب).

و اضافه می‌کند:

"در چنین شرایطی هیچ کس نمی‌تواند حق طاعت خدا را، آنسان که سزای اوست، به جای آورد هرچند در کسب رضای خدا بسیار شیفته و کوشا باشد، مگر این حق واجب خدا بر بندگان را انجام دهد:

یک- با تمام توان کار فرهنگی و راهنمائی خیراندیشانه کردن.

دو – کار تعاونی(تشکیلاتی) برای برپا داشتن حق(قانون) میان جامعه".

آنگاه برای نشان دادن خطرات این بحران عظیم که جهادی ملی می‌طلبد، و مسئولیت مشترک تمامی ملت، از صدر تا ذیل، دررفع آن، این توصیه را نیز اضافه می‌کند:

"هیچ‌کس، هرچند منزلت او در حق باشد، بالاتر از آن نیست که در وظایفی که خدا به عهده‌اش گذارده است مورد یاری قرار گیرد( نباید خودبزرگ‌بینی موجب تک‌روی شود). و همچنین، هیچ‌کس، هرچند مردمان ناچیزش شمارند و در دیده‌ها بی‌ارج آید، پائین‌تر از آن نیست که به این جریان کمک کند یا از او یاری طلبیده شود."

منبع: راه سبز

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه