آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

5:34 صبح چهارشنبه، 31 تیر 1388

موازنه ترس، یادداشتی به قلم جلیل صالح‌خو

جلیل صالح‌خو

این مطلب به طور اختصاصی برای سایت «موج سبز آزادی» ارسال شده است.


 ۱- نصر بالرعب همیشه یکی از اجزای اساسی روش‌های جریان اقتدارگرا برای مواجهه با مخالفان‌اش بوده است. در حقیقت اقتدارگرایان همیشه تلاش کرده‌اند با ترساندن و تهدید مخالفان و معترضان از پیشرفت و وقوع اعتراضات پیش‌گیری کنند و با محدود کردن دامنه‌ای اعتراضات به وسیلۀ تهدید و ارعاب، هزینۀ سرکوب مخالفان باقی مانده را پایین بیاورند. انعکاس چنین روشی در مواجهه با مخالفان در خطبه‌های نمازجمعۀ "آیت الله" خامنه‌ای در بیست و نهم تیر ماه نیز به خوبی هویدا بود، آنجا که ایشان خطاب به معترضان هشدار داد که یا خیابان‌ها را ترک کنند یا عواقب اعتراضات به عهدۀ خود ایشان است.

۲-  از سوی دیگر، اقتدارگرایان در عین ارعاب و تهدید حریف در پی القای آن نیز بوده‌اند که ترس و رعب جایی در دل‌های آنان ندارد، و ایشان هیچ بیم و هراسی از مواجهه با حریف و مخاطرات آن به دل راه نمی‌دهند. این جنبه از روش مبتنی بر رعب نیز در انتهای خطبه‌های "آیت الله" خامنه ای جلوۀ خاصی یافت، زمانی که او با خطاب قرار دادن امام زمان اعلام کرد که در فدا کردن جان و آبروی‌اش در راه وظیفه تردیدی به خود راه نمی‌دهد.

۳- ارعاب مخالفان توسط جریان اقتدارگرا، در سخنرانی مبعث رهبری وارد سطحی جدید شد. پیش‌تر رهبری بیشتر متوجه ارعاب معترضان و جدا کردن ایشان از رهبران‌شان بود، چنان که مثلا به میرحسین موسوی تذکر داده می‌شد که حساب‌اش را از "اغتشاشگران" جدا کند. این بار اما رهبری نخبگان را مخاطب قرار داد و به ایشان هشدار داد که در حال امتحان‌اند و مردود شدن در امتحان برای ایشان مساوی "سقوط" است.

۴- بسیاری، صحبت‌های تهدیدآمیز رهبری را واکنشی به خطبه‌های روز جمعۀ اکبر هاشمی رفسنجانی دانستند. در حقیقت ترجمه سخنان رهبری آن بود که هاشمی در صورت گردن ننهادن به مشروعیت دولت کودتا گزینه‌ای جز سقوط و حذف از جرگۀ نخبگان درون نظام نخواهد داشت.

۵- واکنش هاشمی، اما، حتی بیش از خطبه‌های جمعه‌اش غیرمنتظره بود. وبسایت رسمی هاشمی رفسنجانی به بهانۀ بازخوانی مجاهدت‌های پنجاه ساله ایشان دست به نقل خاطره‌ای از یکی از سخنرانی‌های اکبر هاشمی در مسجد هدایت در سال 1348 زد. هاشمی در آن سخنرانی گفته بود " از هیچ چیز در دنیا نباید ترسید ، هر گاه مسئله امتحانی در پیش آید داشتن نیت خوب و ادعاهای پوچ و خالی قابل قبول نیست، برای هر نسل یک نوع امتحان پیش می‌آید ولی چه امتحانی بالاتر از آن که در مسائل اجتماع و مرتبط با مردم از زن و فرزند و پول به خاطر علاقه به خدا در گذریم ، فداکاری قلبی سودی ندارد ، قدری شجاع باشید!"

۶- اینک دو یار و مؤتلف قدیمی در برابر یکدیگر ایستاده‌اند و هر دو می‌گویند که هیچ هراسی از مخاطرات در دل ندارند. یک سو سید علی خامنه ای ایستاده است. مردی که هر چند از معتقدان "نصر بالرعب" است، ولی زمانی که از فدا کردن جان ادش سخن می گوید، بغض‌اش می گیرد و صدایش می‌لرزد. هر چند تهدید و خط و نشان کشیدن برای دشمنان یکی از ویژگی های ثابت گفتار او بوده است، اما از سوی دیگر، زندگی سیاسی اش نشان می دهد که تحت تهدیدها و فشارهای سیاسی شدیدی قرار نداشته است و در صورت مواجهه با شداید نیز از شجاعت لازم برای مرد عمل سیاست برخوردار نبوده است. نگاهی به مبارزات سیاسی قبل از انقلاب اش گویای آن است که زمان زیادی بازداشت نبوده، شکنجه ندیده، و عمده محکومیت‌اش تبعید بوده است. از سوی دیگر، هر چند اندرونی بیت همیشه مانعی برای دیدن تلاطمات درونی وی بوده است، واکنش ضعیف و احساسی او پس از اعتراضات دانشجویی سال 1378 نشان داد که فاقد روحیۀ توانمند یک رهبر سیاسی برای مواجهه با بحران‌های احتمالی است. تمامی کسانی که آن روز شنوندۀ اخبار صداوسیمای جمهوری اسلامی بودند به یاد دارند، زمانی که "فرماندهی کل قوا" از پاره شدن
عکس‌اش توسط مخالفان سخن می‌گفت، چگونه صدای‌اش بغض‌آلود بود و می‌لرزید.

سوی دیگر میدان اما، اکبر هاشمی رفسنجانی ایستاده است. او نیز در خطبه‌های نماز جمعۀ اخیرش دوبار صدای‌اش لرزید و بغض گلوی‌اش را فشرد، با این تفاوت که او در این دو موضع دربارۀ جان خودش سخن نمی‌گفت، بار اول از حضور پیامبر سر مزار شهدای صدر اسلام سخن می‌راند، و دوم بار از خانوادگان زندانیان اعتراضات اخیر. نه فقط در سخنرانی اخیر، که در نیم سده عمر سیاسی اکبر هاشمی کسی به یاد ندارد که در زمان شدت و عسرت آثار ضعف و هراس در صدا و صورت‌اش هویدا شده باشد. برخلاف یار پیشین و رقیب امروز، هاشمی در مبارزات سیاسی‌اش خصوصاً پیش از انقلاب تجربۀ زندان و شکنجۀ شدید ساواک را نیز در کارنامه دارد. او اتفاقا نخبه‌ای است که "امتحان" اش را زیر شکنجۀ ساواک پس داده است.
نگاهی اجمالی به روحیۀ شخصی دو حریف نشان‌گر آن است که کفۀ ترساندن و نترسیدن به کدام سو می‌چربد. این توازنِ نامتوازن ترس در دو حریف البته شاید برای ناظران بیرونی چندان روشن نباشد. لیکن دو حریفی که قریب شصت سال در کنار هم فعال عرصۀ سیاست بوده‌اند به نیکی می‌دانند که چه کسی واقعا نمی‌ترسد، و کدام یک تنها لاف نترسیدن می‌زند.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه