شما و دوستانتان از تورنتو تا اوتاوا رکاب زدید تا طوماری اعتراضی را تسلیم سفارت ایران در کانادا کنید. به طور کلی هدفتان از اجرای چنین برنامهای چه بود؟
هدف اصلی رساندن طومار سازمان عفو بینالملل به سفارت ایران بود که بیشتر از سه هزار و نهصد امضا روی آن بود و خواستار آزادی بی قید و شرط زندانیانی شده بود که بعد از انتخابات بیست و دوي خرداد دستگیر و زندانی شدهاند. سه مورد ذکر شده در این طومار احقاق حقوق مدنی زندانیان برای داشتن وکیل دلخواهشان و دیدار با خانوادههایشان و در آخر امکان اعتراضات مسالمتآمیز مردم در ایران بود. بعد از دیداری که تمام دوچرخهسواران در سفارت ایران در اوتاوا با مسئولان سفارت داشتند، قرار شد این طومار با امضاهای آن توسط سفارت جمهوری اسلامی به ایران فرستاده شود.
آیا این برنامه توسط تشکل یا سازمان سیاسی خاصی تدارک دیده شد بود؟
نه. گروه ما به هیچ تشکل یا سازمان سیاسی وابسته نیست و یک گروه مستقل دانشجویی است که حتی عدهای مردم دلسوز شهر هم در روزهای بعد برای کمک به آن اضافه شدند. در واقع ما از روز اول اعتراضات در ایران بعد از انتخابات سعی کردیم همگام با مردم داخل ایران حرکت کنیم و برنامههای متعددی را مانند اعتراضات صلح آمیز، شمع روشن کردنهای شبانه، زنجیر انسانی، اعتصاب غذا، کنسرت موسیقی، نمایشگاه هنری و این آخری هم که دوچرخه سواری از تورنتو به اوتاوا بود برگزار کنیم.
البته همه این کارها تنها توسط یک گروه انجام نشده و بسیاری از فعالان تورنتو از گروههای مختلف در انجام این پروژهها حضور دارند و با هم همکاری میکنند.
چه مسیری را طی کردید؟ چند روز طول کشید؟ کلا سفرتان چطور بود؟
مسیر ۴۵۰ کیلومتری تورنتو تا اوتاوا را در سه روز رکاب زدیم. البته سه گروه شکل داده بودیم که هرکدام به صورت دوچرخهسواری امدادی قسمتی از مسیر را رکاب میزدند. در روز اول ۲۴۰ کیلومتر تا شهر کینگزتون در میانه راه رکاب زده شد و فردای آن روز به مقصد اوتاوا از دانشگاه کوینز در کینگزتون حرکت کردیم. گروه ۲۶ نفری ما که شامل نه دختر و شانزده پسر بود و سه تای آنها کانادایی بودند و روز شنبه بیست و پنجم جولای، همگام با حرکت جهانی همبستگی ایران در سرتاسر جهان از تورنتو راه افتادیم. ۲۱ نفر از بچهها دوچرخهسواری میکردند و بقیه همراهان و گروه فیلمبرداری بودند. چون هدف اصلی ما مساله حقوق بشر در ایران بود، تیشرتهایی با نشان حقوق بشر به تن بچهها بود و اکثریت شرکتکنندگان هم از دستبندها و نوارهای سبز برای همراهی با جنبش سبز مردم ایران استفاده کرده بودند.
استقبال از برنامه چطور بود؟
استقبال خیلی خوبی چه در شهر تورنتو و چه در شهر اوتاوا انجام شد. در تورنتو همراه با برنامهای که برای روز ۲۵ جولای در سرتاسر دنیا هماهنگ شده بود، حرکت به سمت تورنتو را شروع کردیم و حدود ۱۰۰۰ نفر به استقبال ما آمدند. در شهر اوتاوا هم شبی که به دانشگاه اوتاوا رسیدیم، بیشتر از ۵۰ نفر از دانشجویان و اهالی شهر به استقبال ما آمده بودند که جای خوشحالی و سپاس فراوان دارد. یک نکته جالب هم استقبال شهرهای دیگر از برنامه دوچرخهسواری ما بود که در همین زمان کوتاه در شهرهای دیگری از کانادا مانند ونکوور، مونترال، وینیپگ، ادمونتون، کلونا و حتی در شهری از استرالیا در روز شنبه همراه با حرکت گروه ما از تورنتو برنامه چند ساعته «دوچرخهسواری برای حقوق بشر» برگزار شد.
در راه با خانوادههای ایرانی و کسانی که از شما حمایت بکنند هم، دیدار داشتید؟
در نزدیکی اوتاوا دوچرخهسواری که حدود ۱۵۰ کیلومتر را به استقبال ما رکاب زده بود، با ما همراه شد و همانطور هم که گفتم، گروهی از مردم اوتاوا برای استقبال از ما در شب دوم در دانشگاه اوتاوا مانده بودند و ما با مهماننوازی خانوادههای ایرانی و دانشجوهای شهر مواجه شدیم و تعدادی از بچهها شب دوم را مهمان مردم مهربان اوتاوا بودند.
راستی چه شد که از نیویورک و برنامه اعتصاب غذای روشنفکران سردرآوردید؟
در واقع من به عنوان یکی از دستاندرکاران برنامه دوچرخهسواری برای حقوق بشر در ایران در برنامه اعتصاب غذای نیویورک هم شرکت کرده بودم. خوشبختانه در آخرین لحظات سهشنبه ۲۱ جولای اجازه حضور در آمریکا را پیدا کردم و صبح اولین روز از اعتصاب غذا با اتوبوس از تورنتو به نیویورک آمدم تا در برنامهای که هدف مشترکی با برنامه ما داشت، یعنی حقوق بشر، شرکت کنم و بتوانیم صدای بلندتری را به گوش دنیا و خصوصا مردم ایران برسانیم.
گویا دو تا از این تیشرتها با نشان «حقوق بشر» را که رویش امضای هنرمندها و روشنفکرها بود، توانستید در همان برنامه به فروش برسانید. هزینه فروش آنها قرار است صرف چه کارهایی بشود؟
این تیشرتها برای گروه دوچرخهسواری با پیغام حقوق بشر توسط بهروز، یکی از دوستان گرافیست چیرهدست ما آماده شده بود که تعداد محدودی از آنها را با خود به نیویورک آوردم. برای تشکر از انسانهای آزادهای که آنجا آمده بودند و به تعدادی از هنرمندان و روشنفکران هدیهشان دادیم. بعد از خودشان هم برای یادگاری روی یکی از آنها امضا گرفته بودم. روز دوم به این فکر افتادم که شاید برای کمک به هزینههای گروه دوچرخهسواری که اکثرا از قشر دانشجو هستیم، بتوانیم تی شرت امضا شده را برای فروش بگذاریم.
از قبل چنین چیزی در فکرمان نبود. فیالبداهه به ذهنمان رسید. روز سوم قبل از حرکت به تورنتو برای شرکت در برنامه دوچرخهسواری تیشرت را برای فروش گذاشتم که اتفاقا انسان بزرگواری که از تورنتو هم آمده بود، تیشرت را به قیمت ۲۰۰۰ دلار خرید و گفت که این تیشرت بهتر هست که به شهر تورنتو برگردد. هزینه فروش آن هم برای خرجهای سفرمان هزینه شد و گروه برای مابقی آن و برای خرجهای دیگر توسط آن تصمیمگیری خواهد کرد.
فکر میکنید این دست برنامهها چه تاثیری در پیشبرد نهضت سبز داشته باشد؟
بزرگترین هدفی که به نظر من این برنامه دنبال میکند، زنده نگهداشتن امید در بین مردم داخل ایران است و همراهی مردم. البته تاثیر خبررسانی این موضوع در رسانههای کانادا و خارج از ایران برای روشن شدن افکار عمومی نسبت به شرایط داخل ایران نیز از هدفهای گروه ماست که برای پیشبرد جنبش نیازمند آن هستیم. از طرفی این نوع حرکت ها کمک خواهد کرد تا تصویر متفاوتی از ایران در اذهان عمومی جهان ایجاد شود.
آیا برای آینده نزدیک برنامه دیگری هم دارید؟
بله، برای آینده نزدیک هم برنامه داریم. آخر همین هفته به دلیل اتفاقاتی که متاسفانه هنوز در ایران میافتد، برای ساعتی به دوچرخهسواری گروهی خواهیم پرداخت و این حرکت هر هفته ادامه پیدا خواهد کرد. البته برنامههای متعدد دیگری هم در جلسات گروه مطرح شده که آنها را هم به زودی بررسی خواهیم کرد. من فکر میکنم الان بزرگترین کاری که میشود کرد، رساندن صدای ما به دوستانمان در ایران و رساندن صدای آنها به جهانیان است. ما فقط میخواهیم دوستانمان در ایران بدانند که با تمام سختیها و مشغلهها ما هم در کنار آنها ایستادهایم و امید زیادی برای پیروزی این جنبش داریم.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)