آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

1:26 صبح سه‌شنبه، 30 تیر 1388

زمستان، شعری از امیرمحمد نادری

تقدیم به موج سبز


«هوا بس ناجوانمردانه سرد است»
نه برگی بر درختی نه گیاهی


از این باد سیاه سرد و سوزان
نمی روید به جز مرگ و تباهی


در این شام مه آلود غم انگیز
نمی تابد دگر مهری و ماهی


نه دستی تا برآید ز آستینی
نه چشمی را بود سوی نگاهی


چنان گیرد گلوی گریه را بغض
که ره بسته است بر هر اشک و آهی


شب طوفان چنان چیره است بر روز
امیدی نیست جز امّید واهی


ولیکن هر زمستان را بهاری است
که می آید بخواهی یا نخواهی


بهاری تا شود پاینده پیروز
بود مر جامه ی سبزش گواهی


زمستان همچو شب پایان پذیرد
پس از هر شب بود صبح و پگاهی


زمستان می رود تا باز ماند
زغال و روزگار رو سیاهی

 

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه