اعترافات به دنبال شکنجۀ سپید هیچ ارزشی ندارد و آنها یی که این اعترافات را گرفتهاند نیز این را میدانند. هدف آنها جنگ روانی علیه مردم معترضی است که مصمم به پیگیری رأیی هستند که به صندوقها ریختهاند و اکنون دزدیده شده است. یکی از علائم کسانی که تحت فشار شکنجۀ سپید اعتراف میکنند این است که آنها حاضر نیستند در چشمان خانواده و یا دوستان قدیم خود نگاه کنند. اگر آنها حتی یک روز هم مجال داشته باشند با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند از حصاری که بازجوها بر ذهن آنها تنیدهاند خارج خواهند شد و به شخصیت فکری اصلی خود باز میگردند. باید آغوش ما برای این بازگشت باز باشد تا این اتفاق براحتی صورت بگیرد.
ادعای کچل و پوچ "انقلاب مخملی" که در بیان آقایان نویسندۀ به اصطلاح دادخواست دادگاه اخیر ناگهان به "کودتای مخملی" تغییریافته است آنقدر بی قواره است که ارزش بحث و استدلال ندارد. مطلب زیر به مجموعهای از شناخت افراد و خط مشیها، پیشینهها ونیز اخبار و گزارشات مردمی از برخوردهای خیابانی و بازداشتگاهها مستند است.
در ایران کودتای خشن علیه رای مردم اتفاق افتاده است و کودتاگران که از پیش قدرت را در اختیار داشتهاند بخشی از فعالین انتخاباتی رقیب را به اتهام تلاش برای انجام انقلاب مخملی بازداشت کردهاند و مدعی هستند آنها در زندان متنبه شدهاند و در بازجوییها اعترافاتی کردهاند که با انتشار آنها ثابت خواهد شد که آنها به کمک بیگانگان در صدد انقلاب مخملی در ایران بودهاند.
البته هنوز دقیقاً معلوم نیست تعریف انقلاب مخملی از نظر آنان چیست. اما در عرف سیاسی اخیر، انقلاب مخملی به ریختن مردم به خیابانها برای سرنگون کردن دولت یا حکومت کشورشان میگویند و دارای دو شرط و لازمه است یکی فقدان پایگاه مردمی کافی برای حکومت و نزدیکی آن به روسیه و دیگری ترغیب و تشویق یا تحریک مردم از جانب رسانه ها و دولت های غربی است. طبیعتا دولتی که پس از وقوع انقلاب مخملی بر سر کار بیاید از روسیه فاصله گرفته و روابط نزدیکی با غرب برقرار میکند.
اکنون قرار است این بازداشتشدگان اعتراف کنند که بدنبال انقلاب مخملی بودهاند .آنها برای این منظور بایداز میان همه مولفه های وقوع یک انقلاب مخملی فقط این را اعتراف و ثابت کنند که توسط رسانههای غربی ترغیب، تشویق و یا تحریک شده بودهاند. آنها باید اعتراف کنند که با چه ترفندی جمیعتی بیش از تعداد آرایی که در صندوقها داشتهاند را به خیابانها آوردهاند و چه کسانی آموزشهای لازم را در این مورد به آنها دادهاند و نیز چگونه موجب کم شدن جمیعت هواداران رئیس جمهور منتخب در جشن پیروزی شدهاند. ادعا شده است این اعترافات موجود و منتظر کسب موافقت مقامات مسئول برای انتشار است.
از سوی دیگر کودتای خشن علیه رای مردم تعریف روشنی دارد. یعنی مردم در یک انتخابات رسمی به نامزدهای قانونی رای دادهاند اما رأیشان به سرقت رفته و نتیجه اعلام شده با رایی که آنها به صندوق ریختهاند مغایر است. آنها میپرسند رای ما کجاست یا کجا رفت و کودتاگران میگویند رأی شما همین است که ما اعلام کردهایم و اگر شکایتی هم دارید باید به خود ما بکنید و هر چه را هم که نهایتاً ما تائید کردیم باید بپذیرید و پس از آن حق ندارید اعتراض کنید و نباید با آوردن مردم به خیابانها جمیعت خودتان را به رخ ما بکشید و انتخابات را به زیر سوال ببرید و اگر این کار را بکنید به شدت سرکوب می شوید و خودتان مسئول کشته شدن خودتان هستید. بعد هم عدهای کشته و زخمی و عده زیادی هم بازداشت میشوند که معلوم نیست چه سرنوشتی را باید انتظار بکشند.
حال، کسانی که معتقدند کودتای خشن علیه رای مردم صورت گرفته است باید دلایل خود را برای این ادعا ثابت کنند و از طرف مقابل اعتراف بگیرند. اعترافات زیادی در این زمینه از متهمان کودتای خشن قابل حصول است اما برای انتشار آنها یک مشکل وجود دارد و آن اینکه این بار متهمان آزاد و بازجویان در زندان هستند. اگر بتوانیم به آقایان نبوی، تاج زاده، میردامادی، حجاریان، صفایی، رمضان زاده و... دسترسی داشته باشیم میتوانیم از آنها بخواهیم نتیجه بررسیهای خود و اعترافات متهمین را که ساعتها با آنها گفتگو کردهاند را در اختیار بگذارند تا منتشر کنیم. علی ای حال میتوانیم اعترافات مقدر آنها را بازسازی کنیم.
نمونهای از این اعترافات مقدر چنین است:
نمونه اول: " من ... متولد سال 1355 دریکی از محلههای شهر ری هستم، پیش از چندین ساعت گفتگو که با آقایان نبوی ،تاجزاده، حجاریان و برادران دیگری که در زندان داشتم پی بردم که چگونه در یک مسیر غلط افتاده بودم و اگر لطف این برادران نبود اکنون در ورطه سقوط و خیانت به ملت و کشورم بودم. من هیچوقت قصد خیانت نداشتم اما به ما القاء کرده بودند که در ایران یک انقلاب مخملی در حال انجام است و هدف آن سرنگونی نظام است.
از ما خواسته بودند که با بازجویی و اعترافگیری از افرادی که بازداشت شده و در اختیار ما قرار داده شده بودند ثابت کنیم توطئۀ انجام انقلاب مخملی وجود داشته است. ما دقیقا نمی دانستیم منظور از انقلاب مخملی چیست اما آنچه از ما خواسته شده بود این بود که ثابت کنیم افراد بازداشت شده در ارتباط با بیگانگان بوده، از آنها پول گرفته اند یا توسط آنها آموزش دیده اند. ما خیلی زود موفق شدیم از امیرحسین مهدوی که جوانترین عضوسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود اعتراف بگیریم و او را وادار کنیم مصاحبه کند ولی پس از انتشار مصاحبه معلوم شد در آن مصاحبه چیزی که بتواند انقلاب مخملی را ثابت کند وجود ندارد به همین دلیل خیلی سرزنش شدیم .
من در گفتگو با متهمانی که در زندان در اختیارم بودند کم کم متوجه شدم اگر ما ثابت بکنیم در ایران انقلاب مخملی در حال انجام بوده است باید چیزهای زیادی از جمله فقدان پایگاه مردمی حکومت و وابستگی به روسیه را علیه خودمان پذیرفته باشیم و به همین دلیل فهمیدم راهی که ما می رویم غلط است. در عوض متهمانی که در اختیار من بودند مرا متوجه این موضوع کردند که کاری که من در آن مشارکت دارم کودتایی خشن علیه مردم کشور خودم است و به همین دلیل به خود آمدم و اکنون لازم می دانم این اعترافات را در پیشگاه ملت ایران بکنم تا اگر کسانی هستند که مانند من فریب خوردهاند تا دیر نشده است به خود بیایند و به ملت خود خیانت نکنند. من دردرجه اول از خدا که فرصت مهم فهم اشتباه را به من داد و پس از او از کسانی که در جریان بازجوییها مرا متوجه اشتباهاتم کردند سپاسگزارم .من از ملت شریف ایران بابت حقوقی که از آنها ضایع کردهام عذر خواهی میکنم و امیدوارم در بقیه عمر بتوانم خدمتگزار آنها باشم .
اعتراف زیر نیز در مورد منشاء اغتشاشات در تقدیر است
من سال 1367 در محلۀ ... تهران بدنیا اومدم. من از بچگی خیلی شر بودم هر روز در محل دعوا راه می انداختم .بابا بالا سر ما نبود و مادر هم از ترس ما نمی توانست جیک بزنه .تا اول نظری بیشتر درس نخوندم .توی محله چند نفر بودیم که همیشه با هم بودیم. همه از ما حساب می بردن و ما همه جوره خرج خودمون رو در می آوردیم .دو سال پیش که طرح جمع آوری اراذل و اوباش اجرا شد ما رو هم گرفتن .یکی مون یه ضرب اعدام شد. ما رو هم حسابی ادب کردند. ما هم توبه کردیم. تو زندان گفتند مثل بچه های با ادب باید با ما همکاری کنید ما هم قبول کردیم. بعد که از زندان آزاد شدیم یک نفر بود که مسئول ما بود و با ما ارتباط داشت.
پس از انتخابات که دانشجوها در کوی دانشگاه شلوغ کردند ما رو صدا کردند و گفتند باید دِین مون رو به کشورادا کنیم. گفتند اینها اغتشاش گر هستند ولی نشون نمیدن شما باید قاطی اونها بشین و اغتشاششون رو نشون بدین .ما هم اغتشاش اونها رو نشون دادیم بعد شب رفتیم از توی اتاقاشون کشیدیم بیرون، دستگیرشون کردیم و فرستادیم طبقۀ منفی چهار وزارت کشور.
روز 30 خرداد به ما یک جلیقه دادند که از روی لباسامون بپوشیم و یک چوب دستی هم دادند بهمون و ما رو قاطی یک عده دیگر که می گفتند بسیجی هستند کردند و گفتند اغتشاش گرها امروز می خواهند تظاهرات کنند و شما باید جلویشان را به هر طریق می شه بگیرید. ما هم از اینکه ما رو قاطی بسیجی ها کرده اند خیلی خوشحال بودیم و جربزه خودمون رو حسابی تو تظاهرات اونروز نشون دادیم .هر چی دوسال پیش ما رو زده بودند صد برابر زدیم. هم حال کردیم هم پول بهمون دادند. بعد ماموریت من خورد برم بازداشتگاه کهریزک. همه جور آدم گرفته بودند و انداخته بودند توی سوله. بیشترشون جوون بودند. ما رو گذاشته بودند بالای سرشون. جیک می زدند می زدیم توی سرشون. جیک هم نمی زدند می زدیم. چند تاشون مردند فرستادیم سرد خونه. یک جوونی رو تو زندون دیدم که خیلی روی من تاثیر گذاشت. حقیقتش من اون رو اصلا نزدم .بچه ها بد جوری زده بودنش. چهرش خیلی نورانی بود لحظه آخری هم که داشت می مرد از خدا خواست اونهایی که زده بودنش ببخشد. اسم و آدرس شما رو داد گفت شما رو از حالش خبر دار کنم. مدتیه گذشته. من تازه تونستم خدمتتون برسم. بعد از مردنش حالم بد جوری گرفتس. دوباره توبه کرده ام. شما منو ببخشین. امیدوارم خدا هم من رو ببخشه.
اخبار مرتبط
- برای مهدی کروبی فرزند احمد / علی شکوریراد
- اعترافات «خجسته»، یادداشتی از مهدی پارسا
- علی تنهاست: یادداشتی به قلم محسن کدیور
- میرحسین موسوی، اندیشههای اقتصادی تا احساسات شاعرانه / بازخوانی یادداشتی از بهمن احمدی امویی
- اینها بافتههای ذهن دو شیرینعقل است: حسین درخشان و پیام فضلینژاد
- ترمینولوژی حقوقی جدید، یادداشتی از بهمن کشاورز
آخرین افزوده ها
11:54 عصر پنجشنبه، 26 آذر 1388
- مراسم چهلم رامین پوراندرجانی با حضور دانشجویان و فعالان سیاسی برگزار شد
- پوسترهایی برای محرم سبز - 2
- میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با محمدعلی ابطحی دیدار کردند + عکس
- یک مثنوی برای محرم سبز
- یک جاهل، هزار عاقل
- بر اثر فشارهای وارده نشست فصلی خانه احزاب لغو شد
- میرحسین موسوی: "به نفع کشور است که به درخواست ما برای صدور مجوز راهپیمایی جواب مثبت داده شود"
- خواب پریشان
- مجمع روحانیون مبارز به کارشکنی وزارت کشور در صدور مجوز راهپیمایی اعتراض کرد
- آدرس جدید، برای دسترسی به موج سبز آزادی
- محمد جواد لاریجانی، تئوریسین ظلم
- مجید انصاری: راهپیمایی جمعه محترم است، اما منتظر مجوز راهپیمایی مستقل هستیم
- آیتالله منتظری سوءاستفاده از ماجرای پاره كردن تصوير بنیانگذار انقلاب را محکوم کرد
- كنارهگیری معترضانه چهره برجسته جامعه روحانیت مبارز
- میخواهم ابراهیمی باشم
- دعوت برخی از حامیان جنبش سبز برای شرکت در راهپیمایی 27 آذر
- بیانیه تحلیلی جبهه مشارکت در باره شرایط کنونی جنبش سبز با توجه به اعتراضات دانشجویی در 16 آذر
- نامهای به یاران دربند، مسعود باستانی و ساسان آقایی
9:23 عصر چهارشنبه، 14 مرداد 1388
شکنجه سپید، اعترافات در تقدیر ، یادداشتی از شکوری راد
علی شکوری راد
تاریخچۀ شکنجۀ سپید در دو دهۀ گذشته در زندانها و روند اعتراف گیریها آنقدر رسواست که اگر حتی افرادی مانند سعید حجاریان با آن همه تجربۀ سیاسی و اطلاعاتی، فردا در دادگاهی که وی را یک راست از سلول انفرادی و حالت بیاطلاعی از روند حوادث و با ذهنیتی که بازجوها برای او ساختهاند به آنجا آوردهاند، حرفهای جدیدی بزند که با همۀ آنچه تاکنون میگفته است مغایر باشد دور از انتظار نیست.
اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)